محمد علی طاهری و حقوقی که بشری نبود!

0
499

نامه‌ی یکی از هواداران محمد علی طاهری به سازمان دیدبان حقوق بشر به بهانه سالگرد ششمین سال بازداشت این زندانی عقیدتی

 

کتاب ۱۹۸۴ نوشته‌ی جرج اورول را هر کسی خوانده باشد حالا فرقی نمی‌کند در کجا و زیر سلطه‌ی چه حکایتی از این زندگی‌ها، متوجه می‌شود دوران‌ها همیشه در حال تکرار بوده‌اند و ظلم تا زمانی که ظلم‌پذیر بوده، بر گُرده‌ی انسان‌ها تازیانه زده و تاراج‌ها کرده و خسارت‌ها زده اما تقصیرها همه‌اش به گردن ظالم نیست؛ یعنی در اصل کسی که ظلم می‌کند نمی‌داند که ظالم است چون هیچ‌کسی دهان باز نمی‌کند و نمی‌گوید و تازه اگر هم بگوید معلوم نیست چه حاشیه‌هایی برایش بسازند و بعد ذره‌ذره چون نمک در آب حل می‌شود و به فراموشی سپرده می‌شود و فقط هنگامی به یاد می‌آورند که انباشت نمک در این آب، آنقدر شوری به بار آورده باشد که دیگر هیچ‌کس توان خوردن این آب شور را نداشته باشد و دیگر هیچ‌کس حاضر به خوردن این آب شور نیست…

دقیقا حکایت امروز سرزمین من را دارد حال و هوای این روزهای ایران…

این روزها چنان صدای کَر کننده‌ی جارچیان در صور دمیده شده و رسوایی‌ها چنان پرده‌ی حُرمت دریده‌اند که هر کس نبیند و نشنود، یا کور و کَر است یا عقب‌مانده که نمی‌بیند و نمی‌شنود…

رویای من، رویای دانستن علم آیندگان است و این که اگر از علوم چند سال بعد باخبر شوم چه کارها که نمی‌توان کرد و اگر به همگان از یافتن این علم خبر دهم چه قدر استقبال خواهد شد، بود… سال‌های بسیار گذشته است و هرگز در تصورم نبود که می‌توانم به این علم‌، دسترسی و از این منابع استفاده کنم… شاید رسیدن به این قدرت در تصور هیچ‌کس دیگر هم نباشد و یا اگر باشد در حدس و گمانش‌، دنیای پیچیده و گزافی است که به قد و عمر او کفاف نمی‌دهد و رویای گران، همیشه گران تمام می‌شود و شاید نَیارزد که عمری را برایش بسوزانیم… اما امروز این قصه به حقیقت محض پیوست با تاوان و قیمتی گزاف، به قیمت شش سال در چهار دیواری جهل دوران قرون وسطی، دست و پا زدن و نفهمیدن آدم‌هایی که هنوز معتقدند زمین سطحی صاف و صیقلی دارد و گالیله مالیخولیاییست پریشان احوال که باید احوالش را سر جایش بیاورند، به قیمت شش سال تحقیر و پوزخند و شکنجه و حکم اعدام و هزاران خسارات و تباهی جبران‌ناپذیری که هر یک روز و یک ساعت و یک دقیقه‌ایی که از محبوس ماندن این علم می‌گذرد هزاران سال نوری از حساب و کتاب اکوسیستم عقب می‌مانیم و هیچ‌کس زیر بار بی‌مسئولیتی جهالت نمی‌رود…

من یکی از شاگردان استاد محمد علی طاهری هستم، مردی که در تاریخ ایران به جُرم اندیشیدن و ارائه‌ی نظریه‌ی فرادرمانی و سایمنتولوژی که با این شاخه از علم می‌شود جهانی را دگرگون کرد و از بیماری‌ها کاست و اعتیاد را از بیخ و بُن ریشه‌کن کرد را به جرم ارائه‌ی این نظریه‌ها، شش سال در دخمه‌های زندان اوین، عمر گران‌بهای ایشان را مافیای دارو و مافیای مخدر که این علم نجات‌دهنده به مذاقشان خوش نیامد، تباه کردند… حرف برای سخن گفتن بسیار است و گوش برای شنیدن یا کم است و یا اصلا نیست… شش سال است از هرز رفتن علمی سخن گفتیم که نه تنها ایران که جهانی را از جهل و نادانسته‌ها، از بیماری‌های رو به گسترش جسمی و روحی و روانی، از اعتیادها و مخدرهای رنگارنگ موجود در بازار و رواج در بین جوانان، از علمی که عالمان از پاسخ به آن درمانده‌اند و جهان علم به بن‌بست و بحران رسیده، می‌رهاند… شش سال گفتیم که راه نجات گذر از این بحران را می‌دانیم اما به جای استفاده از این علم و بهره‌برداری از این علوم، گوش‌هایتان را گرفتید و چشم‌هایتان را بستید و زبانتان را در دهانتان قفل کردید. شش سال سخن از دریایی گفتیم که لبریز از دانایی بود و جاهلان در تلاش برای خشک کردن آب دریا دست به هر کاری زدند و اما امروز…

سخن دیگری در این روزهای داغ جدال برای رسیدن بر مسند قدرت…

اکنون شمشیرها بیرون کشیده شده و تداعی جنگ‌های صلیبی که هر که زورش بیشتر زنده ماندنش منوط به حذف و مرگ دیگریست… این روزها کف و دست و سوت و هوراست که از طرف رسواکنندگان که ساقدوش جارچیان قدرت شده‌اند در رفت‌وآمد بین گوش‌هاست و مگر می‌شود دید و شنید و خود را به ندیدن و نشنیدن زد؟

می‌گویند فلانی دزد است و غارتگر و این شخص هنوز راست راست در جامعه می‌گردد و هیچ‌کس استنتاقش نمی‌کند و دادگاهی نمی‌شود و اتهامات و جرائم ثابت شده‌اش را به سابقه‌اش سنجاق نمی‌کنند و خلع مقام و لباس و درجه نمی‌شود و تازه نه تنها در غُل و زنجیر و حبس و حصر نمی‌رود که خلعی دیگری برایش می‌دوزند و کُرسی قدرتش را وسیع‌تر می‌کنند و شاید اصلا باور نکنید ولی بعد از انتخابات هر کسی که رأی می‌آورد و بر صندلی قدرتش تکیه می‌زند درصدد دلجویی از لجن‌مال کردن رقیب، سِمَت و مقام و رتبه است که در بسته‌های مجلل راهی درگاه این از خود گذشته‌ی منفور می‌شود و بعد از سلام و صلوات، سنوات خطاهایش را با یک لاک غلط‌گیر پاک می‌فرمایند و ایشان نیز در اقتدار خود همچنان دهن‌کجی می‌کنند و هیچ‌کس هم نه چیزی می‌بیند و نه چیزی می‌شنود و باز دوباره این تاریخ در چهار سال بعد سناریو‌سازان پشت پرده را بر آن می‌دارد تا باز از اسرار رقیبان سناریوسازی کنند و باز برای خودنماییِ رسانه‌ایی، در خمره‌ی روز مبادا بریزند تا در یک شهر آشوب دیگر، دلسوختگان نظام، صِیحه‌کشان و جامه‌دران باز برای افشای حقایق پشت پرده، باز پرده‌ی عده‌ایی را بدرند و عده‌ایی هم از دریده شدن پرده‌ها، های کشان و هوی کشان و بر فرق سر کوبان به میدان آیند و تسلی دهند این شهر آشوب شده را، و عجیب است که این سناریوی شور شده هنوز هم جواب می‌دهد هنوز هم مورد مصرف و بهره‌برداری است !

من شاگرد مردی هستم از تبار ایران، فرزانه‌ایی که تاریخ ایران با نامش افتخار آفرینش است و نامش تا اَبد ماندگار خواهد بود مردی که صدای الستَش را جهانیان به گوش جان شنیدند، مردی که فراتر از علوم زمین را به انسان هدیه کرد و با هدیه‌اش دردها را التیام بخشید و زخم‌ها را آلام داده و جان‌ها را با جان جهان آشتی داده است…

روی سخنم نه با رهبران و قدرتمندان و سیاستمداران و مراجع تقلید و علمای عظام است نه با مردم و دوستان و آشنایان… روی سخنم با اشخاصی است که در سازمان حقوق بشر دم از حقوق بشر می‌زنند و خود را ناجی و باجی می‌دانند… سخنم با دوستانی است که خودکار قرمز در دست، زیر غلط‌ها خط می‌کشند و یک نمره هم می‌دهند تا خالی از عریضه نباشد و دست آخر هم یک بیانیه صادر می‌کنند که فقط بگویند حقوق بشر هنوز نفس می‌کشد و با این که می‌داند در حال نقض است اما ما همچنان خودکار از دستمان نیافتاده و شب و روز پلک بر هم نگذاشته و می‌بینیم که چه کسی دزدی کرد و چه کسی خورد و برد و خلاصه که حقوق بشر هنوز نفس می‌کشد…

این روزها در هر رسانه‌ایی که صدایم را فیلتر و قلمم را سانسور نمی‌کرد فریادها کشیدم و از بطن علمی گفتم که در تاریکی‌ها دفنش کرده‌اند و در غوغا و هیایوی سیاست انتخابات، چونان آب حیات، هرز می‌رود و هیچ‌کس خود را مسئول نمی‌داند و همه در بازی‌ها سرگرم بُرد و باختی هستند که شبیه لاتاری شده…

برای شکایت از ظلم روا شده به استاد محمد علی طاهری، به هر کجا که گفتند مرکز عدالت است سرک کشیدیم و اگر به سرعت جا خالی نمی‌دادیم سرهایمان بالای نیزه‌هایشان می‌تابید وای از اینهمه بی‌عدالتی…

دست‌های توطئه‌گر حراف، ساعت‌ها وقت و هزینه کرده تا به همگان ثابت کنند استاد محمد علی طاهری و شاگردانشان لامذهب و شیطان پرستند که اگر نیمی از این هزینه‌ها را صرف ارائه‌ی نظریه‌ها و اندیشه‌های استاد محمد علی طاهری می‌کردند تاکنون بیش از ده‌ها هزار نوبل از آن افتخارات کشور ایران در جهان ثبت می‌شد. وای از دست توطئه‌چینان و مزدوران که پاپوش از پیِ پاپوش می‌دوختند و شرم هم نمی‌کردند از این همه تهمت زدن و افترا بستن به مرد مومنی که علمش را در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم کشورش کرده…

هزاران نامه و شکواییه و لایحه‌ی تقدیمی به دادگاه‌ها نوشتیم و هزاران کتاب و مجله و مقالات پژوهشی برای رهبر و رئیس و مدیر و مقام مسئول فرستادیم؛ اما دریغ از یک نفر که محققانه به این علم نگاه موهبت داشته باشد و حداقل کتابی از ایشان را بخواند و بعد حکم به رأی فساد صادر کند…

این روزها نمایندگان که صلاحیتشان تائید شده چنان خصمانه به جان هم افتاده‌اند که دوزخیان در برابرشان به کُرنش افتاده‌اند…

کاش برای نه یک هفته و یک روز و یک ساعت که فقط برای دقیقه‌ایی جلوی آینه‌ایی بایستید و خودتان را به خوبی بنگرید… آیا واقعا شما صلاحیت رفتن به خانه‌ی ملت و ارائه‌ی خدمت به مردم را دارید؟ آیا شما هرگز به کسی ظلم نکرده و عدالت را برای همگان برقرار کردید؟ آیا شما به محض رسیدن به قدرت، جیب‌هایتان را با پول ملت پر نکردید؟ آیا شما به ناحق، حق را ضایع نکردید و آبرویی را بی آبرو نکردید؟ آیا شما می‌دانید که هیچ‌کس از ساعت بعد خود خبر ندارد و سایه‌ی امتحان همیشه بر سر ماست و صندلی قدرت‌روزی قدرتش را پس می‌گیرد؟ در صف آقایم، امام زمان، در زمان ظهورش، شما دقیقا کجای صف ایستاده‌اید؟ اگر بخواهید به خودِ واقعیتان برای برقرای عدالت و مردانگی و مروت، نمره‌ایی از صفر تا صد بدهید نمره‌ی واقعی و حقیقی شما چقدر است؟

شاید بعد از این پرسش‌ها پاسخ شما و نمره‌ی واقعیتان عدد صد باشد و در جهان دیگر برای خود حسنات و کاخ‌ها و سراها و دولت‌ها ساخته باشید اما فقط یک سوال؟ آیا ترس از دست دادن جان و مال و قدرت و منصب و و مقامتان شما را نترسانید که در برابر ظلم ظالمین بایستید و از حق دفاع کنید؟ آیا در برابر ظلم‌هایی که دیدید و شنیدید، ایستاید؟

صلحا، صالحین، مصلحین کسانی هستند که صلاحیتشان را مردم از صمیم قلب، با رضایت قلبی، با عشق و دل و جان تائید می‌کنند.

 

با آرزوی رسیدن به مقام صالح

ارادتمند همه‌ی انسان‌های روی کره‌ی زمین در هر رنگ و هر زبان و هر مذهب و مسلک

زهیرا شمس

 

 

اشاره: مسوولیت محتوای نوشته‌ها و یادداشت‌های ارسالی، بر عهده نویسندگان است و خبرگزاری عرفان (اِنا)، دیدگاه‌ها و آرای مطرح شده در محتوای مطالب را ارزش‌گذاری نمی‌کند.