“پگاه ضیاء مادری در حبس و اندیشه‌ای که باید آزادی بیان داشته باشد”

0
317

نوشتار یکی از دوستداران پگاه (معصومه) ضیاء درباره زندانی عقیدتی، حقوق مادر زندانی و سرنوشت زن مبارز

 

«مریم ضیاء» خواهر «پگاه (معصومه) ضیاء» در فیس‌بوک شخصی‌اش با انتشار متنی، نوشته است: «صدای مادران زندانی باشیم. پگاه همچنان دربند است. و یگانه دخترش این دوره بحرانی نوجوانی را بدون حضور مادر می‌گذراند. متن زیر را یکی از دوستداران پگاه نوشته است، اجازه نداشتم نامش را بنویسم ولی متن زیبای این دوست را اینجا با شما به اشتراک می‌گذارم. به امید روزی که هیچ انسانی به خاطر اندیشه‌اش در بند نباشد.»

متن مورد اشاره از صفحه «مریم ضیاء» بازنشر شده است. نویسنده که از دوستداران این زندانی عقیدتی است، از عنوان کردن نامش خودداری کرده است.

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، «پگاه (معصومه) ضیاء» در هنگام بازگشت از سفر ترکیه به ایران، در روز جمعه ۱۷ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۶ ژانویه ۲۰۱۷)، از سوی نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در فرودگاه بین‌المللی امام بازداشت شد.

«پگاه (معصومه) ضیاء» پیش‌تر در جریان تجمع شاگردان و هوادارن «عرفان حلقه» در مقابل دادگاه انقلاب بازداشت شده بود، در دادگاه انقلاب تهران در ۱۸ بهمن‌ماه ۱۳۹۳، به اتهام “اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی” به تحمل “یک سال حبس تعزیری” و “۷۴ ضربه شلاق” محکوم شد.

این عضو عرفان حلقه و از شاگردان «محمد علی طاهری»، پیش از این نیز در ارتباط با بازداشت قبلی خود در سال ۱۳۸۵ به تحمل یک سال زندان تعلیقی محکوم شده بود. اتهام او “شرکت در گردهمایی مسالمت‌آمیز ۲۲ خردادماه ۱۳۸۵” بوده که “به هدف تغییر در قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان” برگزار شده بود.

بازداشت «پگاه (معصومه) ضیاء» در حبس انفرادی در بند ۲۰۹ بازداشتگاه سپاه پاسداران در زندان اوین در شرایطی ادامه دارد که پس از گذشت ۵۲ روز، همچنان بازجویی از او ادامه داشته و کماکان از آزادی و ملاقات با خانواده‌اش ممانعت می‌شود.

متن ارسالی از یکی از دوستداران «پگاه (معصومه) ضیاء» را در ادامه می‌خوانید.

 

برای معصومه ضیاء (پگاه)

برای دخترش فرزانه

و برای مادر دلبندش

 

پرده اول:

از نگاه آرمان‌گرایانه و مبارزاتی و در جهت تحقق و حصول ارزش‌هایی والا، غیبت مادر غم‌انگیز نیست و چه بسا افتخارآفرین نیز هست، حضور اقوام و دوستان و… نیز بی‌تردید موجب تلطیف شرایط و ایجاد خرسندی است، اما به هر روی آنچه که ضایع می‌شود حق فرزند است در برخورداری از امنیت حضور مادر که در آستان امن او محقق می‌شود؛ امنیتی که بدون هیچ شرط و قراردادی در اختیار فرزند قرار می‌گیرد، خلوتی که دختری که در شرایط بحرانی ورود به سن جوانی و انتهای تحصیلات آموزشی به سر می‌برد و مادر و دختر هر دو بدان نیازمندند و هیچ‌کس این خلاء را نمی‌تواند پرکند و نبود مادر،‌ سرگردانی و عواقبی سوء به همراه خواهد داشت.

و فرزانه‌ای که با دور شدن از این حلقه امن، به آینده‌ای غریب می‌اندیشد و با متانت رفتاری و کلامی‌اش، به دنبال جوابی بر این عقده‌ها و قضاوت‌های ناصواب کسانی است که در پی مطامع شخصی و تسویه حساب‌های گروهی خود، مادرش را دربند نموده و حتی و با وجود دستور مساعد دادیار مغرض پرونده، «بیژن قاسم‌زاده» از ملاقات و دیدار با او محروم است.

و اما مادر فرزانه؛

پگاه عزیز که هرکس با او ساعتی نشست و برخاست نموده باشد، ‌در موردش،‌ قضاوتی جز صداقت، شفافیت، راستی و درستی که به دنبال آزادی اندیشه و بیان است، ‌نمی‌کند و در این روزگار غریب استبدادزده و در متن این جامعه که اسیر چنگال عفریت خودکامگی و حقد و‌ عناد و کینه‌توزی است و در نبود پدر مرحومش و مادر سالخورده‌اش،‌ دربند شده است؛

افراد کم‌نظیری چون پگاه در مقام مادر و در احقاق کلام استاد محمدعلی طاهری درخصوص مبانی حقوق بشر و احیای آن، خدمات مدنی شایسته‌ای را ارایه داده‌اند و چهره‌هایی یگانه و دارای منزلتی سخت‌یاب هستند که برخلاف بسیاری از مدعیان انسانی و عرفانی و با پرداخت هزینه‌هایی بسیار، تحمل بار عظیم اخلاق‌مداری و آزادی‌خواهی را به دوش می‌کشند.

۱- اما در این فضای بی‌عدالتی و نادیده گرفته شده وضعیت کودک و مادر، سهم فرزند از حقوق اولیه‌اش و در سایه پذیرش کنوانسیون‌های جهانی چیست؟

۲- میزان مشارکت نهادهای مدافع حقوق مادر و فرزند با پگاه‌ها و فرزانه‌ها در تحمل این بار چقدر می‌باشد؟

۳- آیا دستگاه‌های مرتبط با حقوق فرزند در ایران و جهان نمی‌بایست در اعتراض به تضییع حق فرزندان مادران زندانی حرکتی جدی و پایدار را آغاز کنند؟

 

پرده دوم:

مادری که به زور نیروهای امنیتی از فرزند خود جدا و روانه زندان می‌شود. مادری که در خلوت هولناک و سترگ سلول‌های انفرادی، در نگرانی از تنهایی دخترش و در تلاش برای حفظ اصول خویش، تمام استواری و استقامت خود را متوجه روح خویش می‌سازد. سرانجام، تن، سنگینی این روح پرعطوفت را تاب نمی‌آورد و مادر سلامت جسم را از دست خواهد داد…

چنین پرده‌هایی فقط در تصاویر صیادهای سنگدلی معنا پیدا خواهد کرد که به بی‌پناهی بچه آهوان و دوری دلخراش مادر از آنها رحم نمی‌کنند و شکار خویش را به تله ظلم از فرزندش دور می‌کنند.

چگونه مدعیان حقوق فرزند، همچون تماشاچیان خاموش صحنه‌های شکار، می‌توانند چشم بر رنج این فرزندان فرو بندند؟

حق فرزانه‌ها… به جای خود. اما در این پرده‌ها چه بر سر پگاه‌ها آمده؟

حسی که مادر زندانی در جدایی از فرزند دارد در کنار فشارهای سخت زندان و نیز فشار طعنه‌هایی به قصد آزردن روح مادرانه وی و در بازجویی‌های خارج از عرف و قانون به انجام می‌رسد… او را به جایی می‌رساند که در واقع آنچه از مادر پس از رها شدن از زندان به جا می‌ماند تنی است بیمار، روحی است آزرده و وجدانی است دچار عذاب الیم… و این موجود برساخته از شرایط زندان در کنار همه تعهدات انسانی، اجتماعی و آرمانی خویش باید وظایف مادری و نگهداری از فرزند و خانه و خانواده را نیز سامان دهد!

بی‌تردید، توان بازخودسازی و استواری مادرانی همچون پگاه‌ها بارها و بارها در تاریخ مبارزاتی زنان ایران آزموده شده، اما آنچه زن و یا مادران زندانی عقیدتی- سیاسی تحمل می‌کنند، ستمی است مضاعف که از یک‌سو دستگاه امنیتی بر آنان تحمیل کرده و از سوی دیگر فشاری است منبعث از نقش‌های سنتی و تعاریف مرسوم از نقش مادری و…

 

پرده آخر: تصویر ازلی

سال‌هاست که زنان و مادران حق‌طلب و آزادی‌خواه، محاصره شده در حلقه‌ای از “بی مرامی”، در جاده صعب رسیدن به جهانی “با مرام”، صلیب زن- مادر- کنشگر، را یک تنه بر دوش می‌کشند و آرام و صبور پیش می‌روند.

سال‌هاست که فرزندان مادران زندانی، در جدالی معصومانه با تبلیغات دشمنانه در تخریب چهره مادرانشان، تصویر ذهنی خویش را از مادران دربندشان می‌سازند. و آن تصویر “پری کوچک غمگینی” است که هر شب با بوسه مهربانش به خواب می‌روند تا از هزار توی قصه‌های او، به همان جاده صعب برسند و در گام‌های کودکانه خویش تجربه مادرانشان را “پا به پا” پیش برند و جهان خویش را بسازند.

 

اشاره: مسوولیت محتوای نوشته‌ها و یادداشت‌های ارسالی، بر عهده نویسندگان است و خبرگزاری عرفان (اِنا)، دیدگاه‌ها و آرای مطرح شده در محتوای مطالب را ارزش‌گذاری نمی‌کند.