“شکایت‌های بی‌پاسخ از مسوولین و سهامداران رسانه‌های وابسته”

0
139

شکایت گروهی ۱۹ تن از شاگردان محمد علی طاهری به دلیل برخوردهای غیرقانونی با آنها

 

نوزده تن از شاگردان «محمد علی طاهری» زندانی عقیدتی محبوس در زندان اوین در شکایت‌نامه‌ای به برخوردهای غیرقانونی با آنها اعتراض کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، ۱۸ نفر از کسانی که این نامه را تهیه و تنظیم و منتشر کرده‌اند از جمله کسانی هستند که در کمپین «کوچ به زندان اوین» شرکت کرده و توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند.

در این شکایت‌نامه «زهرا شفیعی»، «مینا امیر معزی»، «مهزاد خسروانی وفا»، «رویا ارباب»، «سارا کاوندی»، «بهارک آذرنیا»، «ابراهیم سلامت»، «زهرا سادات ابراهیمی»، «اکرم درویشی (دلارام)»، «فاطمه حسینی علی آباد (دلارام)»، «محسن باقری»، «آمنه حکمت مرام»، «ملیکا کاوندی»، «فرناز علیزاده»، «علی گروسی»، «بهنام منصوریار (رامین)»، «ناهید ربانی»، «مجید شکری» و «احسان حدادی» به برخی از موارد تخلفات قانونی و حقوقی اشاره کرده‌اند.

۴۱ نفر از حامیان «محمد علی طاهری» در قالب سه گروه ۳۲، ۵ و ۴ نفره به ترتیب در روزهای ۲۳، ۲۵ و ۲۷ آذرماه ۱۳۹۵، در قالب کمپینی تحت عنوان «کوچ به زندان اوین» و با شعارهای «یا مرگ یا آزادی» و «اگر اندیشیدن جرم است پس ما هم مجرمیم» خودشان را به زندان اوین تحویل دادند یا به تعبیر خودشان “به زندان اوین کوچ کردند”. که از این تعداد در مجموع ۳۷ نفر زندانی و به زندان‌های «قرچک ورامین» (ندامتگاه شهرری) و «فشافویه» (زندان بزرگ تهران) منتقل شدند. گفتنی است سه نفر از این زندانیان پیش از برگزاری دادگاه از زندان آزاد شده بودند.

۳۴ عضو کمپین «کوچ به زندان اوین» پس از گذشت نزدیک به سه هفته پس از بازداشت، روز سه‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۳ ژانویه ۲۰۱۷)، در حالی از زندان‌های فشافویه (ندامتگاه تهران بزرگ) و قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهر ری) آزاد شدند که یک روز پیش از آن، در دادسرای قدس تهران محاکمه شدند. آنها در نهایت به اتهام “اخلال در نظم از طریق حرکات غیرمتعارف و تجمع غیرقانونی و غیرمجاز در حمایت از متهم محمد علی طاهری” به یک سال حبس تعزیری و تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند (براساس دادنامه اجرای مجازات به مدت دو سال معلق می‌ماند).

یک نسخه از متن کامل این شکایت‌نامه در اختیار خبرگزاری عرفان (اِنا) قرار گرفته که در پی می‌خوانید.

 

با عرض سلام، ادب و احترام خدمت همهی مسوولین، همه‌ی مراجع و همه‌ی کسانی که نقش کم‌رنگ یا پررنگ در پرونده‌های استاد محمد علی طاهری داشته و دارند.

اینجانبان جمعی از شاگردان استاد محمد علی طاهری که در اعتراض به حکم ناعادلانه و غیرمنصفانه‌ای که در جریان پرونده‌ی ایشان وزنه‌ی سنگینی ایجاد می‌کرد و به هر جایی برای شکایت رفتیم درها را به روی ما بسته و پاسخ‌گوی ما نبودند، دست به هجرت زدیم و خود را به زندان اوین تسلیم نمودیم تا بلکه لحظه‌ای به فکر فرو روید اما…

روایت کوچ شاگردان استاد محمد علی طاهری به زندان روایت غریبی است که تعدادی از شاگردان استاد محمد علی طاهری، در کمال سکوت و آرامش با داشتن پلاکاردی در دست با عنوان اگر اندیشیدن جرم است ما هم مجرمیم و این که اندیشیدن جرم نیست، ما قصد قانون‌شکنی نداریم و خواهان آزادی بدون قید و شرط و وثیقه و تعهد استاد محمد علی طاهری هستیم و این در حالی بود که بدون جنجال و هیاهو، در کمال آرامش خود را به مامورین تسلیم نمودیم؛ متاسفانه در حالی که این کم‌ترین حق مدنی محسوب می‌شود براساس آنچه در پرونده‌ی شاگردان صلح‌طلب استاد محمد علی طاهری درج گردید گزارش کذب و دروغین از مراجع انتظامی بدون آن که سندی برای اثبات این جرم وجود داشته باشد، در حالی که دوربین‌های موجود در محوطه‌ی اوین خود شاهد بر گفتار ماست. آنها بعد از بازداشت، خانم‌ها را به زندان زنان قرچک ورامین و آقایان را به زندان بزرگ تهران (فشافویه) منتقل کردند و مدت بیست و دو روز در بازداشت به سر می‌بردیم بدون این که این حرکت (کوچ) موجبی برای بازداشتمان باشد که از این بابت از مسببان این امر شکایت داریم.

در رای صادره که بارها با جوهر دادگاهی که باید بی‌طرفانه قضاوت کند، حکم به بی‌عدالتی و رای صادره را براساس مواد ششصد و هجده و ششصد و بیست قانون مجازات اسلامی ارایه داده؛ در حالی که ماده ششصد و هجده قانون مجازات اسلامی مقرر داشته (هر کس با هیاهو و جنجال یا حرکات غیر متعارف یا تعرض به افراد موجب اخلال در نظم و آسایش و آرامش عمومی گردد و یا مردم را از کسب و کار باز دارد، حبس از سه ماه تا یک سال و هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم خواهد شد) این در حالی است که خود مامورین دقیقا چنین تخلفی کرده و موجب اخلال در نظم و آرامش و فحاشی و ضرب و شتم و هراس و ترس در بین ما و مردم و همچنین مختل کردن و وقفه انداختن در زندگی و مشاغلمان ایجاد نموده‌اند و بازتاب حرکاتشان را به ما نسبت داده و حکم را برای ما صادر کرده‌اند! و این موضوع مورد پذیرش همه‌ی شارحین قانون مجازات اسلامی است که جرایم موضوع این ماده بایستی عملا محقق شود.

علاوه بر آن دادگاه، مراجعه‌ی سی و پنج نفر از افرادی که در کمال آرامش و بدون شعار صورت گرفته، چگونه بر این اساس حداکثر مجازات مقرر را قایل شده است؛ در صورتی که در هیچ کدام از پرونده‌های شاگردان استاد محمد علی طاهری، اقراری وجود ندارد؟ اتهامات انتسابی مورد پذیرش نیست و براساس اصل برائت، در اصل سی و هفت قانون اساسی آمده، می‌بایست در صورت بروز هرگونه شبهه متهم از موارد انتسابی تبرئه و اصل برائت جاری شود، تمام مدارکی که از سمت مراجع انتظامی داده شده کافی برای دادگاه نیست و برخلاف آنچه عنوان شده هیچ‌گونه شواهد و قرائنی در پرونده وجود ندارد.

متاسفانه دستگاه قضایی مغرضانه عمل کرده و دادگاه بی‌طرفانه وارد گود نشده و دادستان، دادستانی نکرده …

آقای دادستان، آیا شاکی خصوصی برای این پرونده‌ها وجود دارد؟

آقای قاضی آیا شما می‌دانید استاد محمد علی طاهری درباره‌ی چه مباحثی صحبت کرده‌اند و آیا شما می‌دانید که این عالم فرهیخته، بی هیچ گناهی تنها به دلیل غرض‌ورزی‌های سودجویان و فرصت‌طلبان و مافیای قدرت در بازداشت شش ساله به سر می‌برند؟

آقایان مسوولین محترم، که سکوت کرده‌اید آیا می‌دانید ظلمی که در حق ایشان و شاگردانشان کرده‌اید در نزد خدا به عدالت اجرا می‌شود و بازخواست می‌شوید؟

آقایان مراجع که هرگز پاسخ‌گو نبوده‌اید و حکم را به دستور فتاوای شما اجرا می‌کنند، آیا هنوز هم در سکوت، سکوت کرده‌اید؟ آقایانی که با رای ما مردمان ایران بر مسند قدرت نشسته‌اید، آیا هنوز هم خود را به ندانستن می‌زنید و می‌گویید به شما ربطی ندارد که خون بی‌گناهی ریخته شود؟

آقای بازپرس آیا برای هزارمین بار سوال رنگ و رو رفته‌تان را رویتان می‌شود دوباره مطرح کنید و بگویید پرونده‌ی استاد محمد علی طاهری به شما ربطی ندارد؟ چرا شاگردانش کاسه‌ی داغ‌تر از آش شده‌اند و خانواده و وکیل ایشان سکوت کرده‌اند؟

آقای مسوول که مسوول در برابر مردم و ملتید، آیا می‌دانید استاد محمد علی طاهری یک عالم فرزانه و سرمایه‌ی ملی کشور ایرانی اسلامی‌مان محسوب می‌شود؟ آقایان عزیز لطفا از خواب بیدار شوید…

با آرزوی بیداری در عصر هوشمندی برای همه‌ی ما که مسوولیم در برابر عدل خداوند پاسخ دهیم، اگر ذره‌ای از حق به ناحق پایمال شود و بدانیم و سکوت کنیم و یا ندانیم و نخواهیم هم بدانیم که دانستن مسوولیت می‌آورد و در پیشگاه خداوند شرمنده این عالم بزرگوار نباشیم…

آقایان رسانه‌های وابسته که خودتان می‌برید و خودتان هم می‌دوزید و خودتان هم برنامه می‌سازید و به خودتان مدال افتخار می‌دهید که های، که هوی، چه نشسته‌اید که ما چنین می‌کنیم، ما چنان می‌کنیم؛ می‌دانید اگر ما نیز رسانه‌ای در اختیار داشتیم تا حرف‌هایمان را اثبات کنیم، هرگز مردم به ما لقب شیطان‌پرست و جن‌گیر و… نمی‌دادند و بسیاری از آسیب‌های اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و… که معضلات روز شده و ایران را در میدان رزم بر زمین زده و اختلاس‌کنندگان، رشوه‌خواران، مافیای قدرت، مافیای مخدر و مافیای دارو دستشان از اموال ایران کوتاه می‌شد و همه‌ی ما ایرانی آباد داشتیم؟ آیا می‌دانید که شیپور رسوایی خودتان را در رسانه دمیده‌اید؟ آیا می‌دانید که این کار یعنی یک‌طرفه قضاوت کردن و حکم دادن کار اخلاقی نیست و رسانه را زیر سوال می‌برید و آیا می‌دانید ما نیز رسانه‌‌مان دوربین خداوند است؟

ما شاگردان استاد محمد علی طاهری از ایشان آموختیم که خداوند فقط امروز را فرصت داده تا جبران کنیم، فردا دیر است. برایتان آرزوی بیداری در ظهر ظهور را داریم .

 

جمعی از شاگردان استاد محمد علی طاهری

یکشنبه یکم اسفند ۱۳۹۵ (۱۹ فوریه ۲۰۱۷)

زهرا شفیعی، مینا امیر معزی، مهزاد خسروانی وفا، رویا ارباب، سارا کاوندی، بهارک آذرنیا، ابراهیم سلامت، زهرا سادات ابراهیمی، اکرم درویشی (دلارام)، فاطمه حسینی علی آباد (دلارام)، محسن باقری، آمنه حکمت مرام، ملیکا کاوندی، فرناز علیزاده، علی گروسی، بهنام منصوریار (رامین)، ناهید ربانی، مجید شکری و احسان حدادی