روایت معتبر ۳: روایت زهرا سادات ابراهیمی از شاگردان محمد علی طاهری درباره دوران زندان

0
265

پرونده روایت معتبر، نگاهی گزارش‌گونه به رویدادهای دوران زندان اعضای عرفان حلقه است.

خبرگزاری عرفان (اِنا)، می‌کوشد در راستای مستندسازی رویدادها و واقعیت‌ها از بازداشت اعضای عرفان حلقه، اتهام‌ها و دلایل بازداشت، محاکمه، دفاعیات و تصویر واقعی از زندان و زندانبانان به شکل پرونده‌ای ویژه تحت عنوان «روایت معتبر» بپردازد.

«روایت معتبر» سلسله یادداشت‌ها و گزارش‌ها و روایت‌های گزارشی را شامل می‌شود که روایتی معتبر و مستند از سرنوشت اعضای عرفان حلقه در زمان بازداشت و محاکمه و زندان را به مخاطبان، فعالان حقوق بشر و همچنین سازمان‌ها و نهادهای دیدبان و گزارشگر حقوق بشری نشان دهد.

«زهرا سادات ابراهیمی (شهره)» از اعضای «کمپین کوچ به زندان اوین» که سه‌شنبه ۲۳ آذرماه ۱۳۹۵ (۱۳ دسامبر ۲۰۱۶)، در اقدامی اعتراضی به همراه ۳۳ نفر دیگر، خود را به زندان اوین تحویل داده بود، در دادسرای قدس تهران محاکمه شده و به اتهام “اخلال در نظم از طریق حرکات غیرمتعارف و تجمع غیرقانونی و غیرمجاز در حمایت از متهم محمد علی طاهری” به یک سال حبس تعزیری و تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند (براساس دادنامه اجرای مجازات به مدت دو سال معلق می‌ماند).

در نهایت این عضو عرفان حلقه در روز سه‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۳ ژانویه ۲۰۱۷)، به همراه سایر اعضای این کمپین از زندان قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهرری) آزاد شد.

روایت «زهرا سادات ابراهیمی (شهره)» از شاگردان «محمد علی طاهری» و یکی از اعضای «عرفان حلقه» که در جریان کمپین «کوچ به زندان اوین» بازداشت شد، را در ادامه می‌خوانید.

 

 

سلام و درود خدمت همه مسوولین محترم که این نامه را می‌خوانند و با عرض پوزش از این که عنوان نامه به مرجع خاصی نیست؛ تصور نکنید که با بی‌توجهی این کار صورت گرفته، واقعیت این است که طبق تجربه ثابت شده که وقتی نامه‌ای به مرجع خاصی نوشته می‌شود جوابی حاصل نمی‌گردد، بنابراین عنوان نامه همه مسوولین هستند که مطمئنا در این میان مسوولین دلسوزی پیدا می‌شوند که این رنج‌نامه را خوانده و قلبشان دردمند گشته و در خود احساس وظیفه کنند و نواقص را برطرف نمایند. و بنا را بر دشمنی نه، که بر این بگذارند که خواهری چشم و گوش برادر مسوولش گشته و آنچه را که دیده و شنیده است با این نیت به برادرش گزارش می‌دهد که گرهی از هزاران گره ناگشوده بازگردد.

 

زهرا سادات ابراهیمی هستم، از شاگردان مکتب عرفان حلقه، که در اعتراض به حبس اندیشه و عدم بروز آن تصمیم گرفتم که خود را تحویل زندان اوین نمایم که این آخرین راهکاری بود که به ذهنم رسید.

اگر قرار است که خفه بشوم و اندیشه‌ای نداشته باشم و یا فقط مجاز به اینم که اندیشه‌ای دیکته شده داشته باشم، پس هزاران بار زندان و مرگ برایم خوشایندتر است تا زندگی با اندیشه‌ای دیکته شده، یا بدون فکر و اندیشه بودن.

در ۲۳ آذرماه ۱۳۹۵، به همراه تعدادی از هم‌اندیشان خویش در اعتراض به ناعدالتی‌هایی که در حق استادم محمد علی طاهری شده، خود را به زندان اوین معرفی نمودم و پس از دستگیری، بازجوی محترم شعبه هفت دستور انتقال ما را به زندان قرچک ورامین که زندان جرایم است صادر نمود؛ در حالی که ما زندانی عقیدتی می‌باشیم و نه مجرم. (این اولین تخطی از قانون بود که بارها مشاهده شده)

پس از انتقال به زندان قرچک، ما ۲۳ زن زندانی دست به اعتراض زدیم و نامه‌نگاری‌ها انجام شد، ما سه خواسته داشتیم:

یکم: اعتراض به حکمی که برایمان زده شده بود (اخلال در نظم عمومی و حرکات ناموزون) که این خود بی‌عدالتی محض بود، زیرا طبق ماده ۶۱۸ قانون تعزیرات جمهوری اسلامی؛ اخلال در نظم عمومی تعریفی واضح دارد: هرکس با هیاهو و جنجال با حرکات غیرمتعارف یا تعرض به افراد، موجب اخلال نظم و آرامش عمومی گردد یا مردم را از کسب و کار بازدارد، به حبس از سه ماه تا یک سال و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌گردد، در صورتی که ما نه هیاهویی داشتیم و نه مانع کسب شدیم، و قاضی محترم برای تفهیم اتهام ما فرمودند که حرکات نامتعارفتان این بوده که پوستر در دست داشتید، لطفا توجه کنید که محوطه زندان اوین خارج از خیابان بوده و هیچ مغازه‌ای در آنجا نبوده و عابری تردد نداشته و پوستری که در دست ما بود فقط برای رویت مسوولین زندان بوده و لاغیر، که دوربین‌های محوطه نیز حقیقت را ثبت کرده‌اند.

دوم: اعتراض دیگرمان این بود که زندان جرایم محل نگهداری زندانیان عقیدتی نیست و ما را به زندان مربوطه ارجاع دهند.

و سوم: دیگر خواسته‌مان آزادی بی قید و شرط استاد محمد علی طاهری بود.

بماند که حتی با وجود اعتصاب غذاهای تر و خشکی که صورت گرفت، هیچ توجهی به خواسته‌هایمان داده نشد.

اما در حال حاضر خدا را شاکرم که ما را به زندان قرچک فرستادند، زیرا نواقصی در آن زندان مشاهده شد که وظیفه هر انسانی است که این نواقص را دیده و به اطلاع مسوولین برساند:

 

۱- به دلیل اعتصاب غذا حال یکی از همراهانمان خیلی خیلی وخیم شد، به طوری که همه ما بوی مرگ را احساس کرده و به افسر نگهبان اطلاع دادیم، یک ویلچر با چرخ شکسته به ما دادند و دو تن از دوستانمان ایشان را که بیهوش بود به بهداری منتقل کردند و گویا در طول مسیر به دلیل چرخ شکسته ویلچر این عزیز دو بار به زمین افتادند.

۲- در بهداری نیز دستگاه فشار خون خراب بوده و فشار خون همه افراد (چه سالم و چه بیمار) را ۱۲ روی هشت نشان می‌داد.

۳- برخورد بسیار نامناسب و دور از ادب پرستار و پزشک زندان و این ادعا که بیمار شما دست به تمارض زده، که آن هم حدیث مجملی است.

۴- آب زندان قرچک از شدت نمک زیاد، بسیار تلخ است و کلا قابل نوشیدن نیست و در قسمت قرنطینه که ما به مدت ۲۲ روز آنجا ساکن بودیم، یک شیر آب شیرین داشت که آن هم بسیار بدمزه و غیرقابل خوردن بود و همه زندانیان مجبور به استفاده از آب معدنی بودند؛ حال شما تصور کنید که زندانی‌ای که بر اثر فقر یک قوطی تن ماهی دزدیده و محکوم به حبس شده چطور می‌تواند که از بوفه زندان آب معدنی بخرد!؟

۵- تلفن زندان در حیاط است و در ساعات هواخوری زندانیان می‌توانند با خانواده‌هایشان تماس بگیرند و همیشه یک نفر ثابت مسوول تلفن است و این فرد از خود زندانیان است و در زمستان و برف و سرما بدون هیچ سرپناهی موظف است که در حیاط بماند و تایم و نوبت تلفن دیگر زندانیان را زیر نظر داشته باشد.

۶- برای کارت تلفن از کارت هوشمند استفاده می‌شود که هزینه شارژ کارت به عهده زندانی است و در بدو ورود زندانی، از ایشان ۵ شماره تلفن گرفته و در کارت هوشمند ثبت می‌کنند و زندانی فقط قادر است با این پنج شماره تماس بگیرد، اما در عمل فقط یکی از این شماره‌ها فعال است.

۷- ضمن این که هزینه شارژ کارت تلفن هوشمند به عهده زندانی است، در زمان آزادی باقیمانده شارژ تلفن به او پرداخت نمی‌گردد و بر روی کارت نیز نوشته شده که در صورت مازاد مبلغ، مبلغ باقیمانده به حساب نیازمندان واریز می‌گردد (حال چه کسی نیازمندتر از دزدی که برای نجات از گرسنگی خود و فرزندانش دست به دزدی زده است؟)

۸- ورود سریع معتادان پس از دستگیری به زندان موضوع دیگری است که بایستی بررسی شود :

فرد معتاد قبل از این که به زندان آورده شود، بایستی در کمپین ترک اعتیاد بستری شده و اعتیادش را ترک نماید و پس از آن برای تحمل جزای جرم خویش زندانی گردد. در حالی که مستقیما به زندان عودت داده شده و عوارض همراه با ترک اعتیادش باعث آزار و اذیت زندانیان دیگر می‌شود.

موضوع قابل توجه دیگر این است که یک معتاد در زندان فرصت این را پیدا نمی‌کند که اعتیادش را به طور کامل ترک کند و مطمئن باشید که با این روشی که در پیش گرفته شده، ترک اعتیاد فقط تا زمانی است که در زندان به سر می‌برد.

۹- مورد دیگری که در قرنطینه قرچک توجهم را به خود جلب کرد دختری ۱۶ ساله بود که به همراه مادر شوهر و همسر برادر شوهرش دستگیر شده بود و به جای این که به کانون اصلاح و تربیت فرستاده شود، به قرنطینه قرچک آمد و بعد از دو روز همراهانش به بند منتقل شدند و او همچنان در قرنطینه باقی ماند؛ بدون این که کارت ثمین (کارت بانکی‌ای که از بیرون از زندان خانواده به آن پول واریز کرده و زندانی به وسیله آن کارت مایحتاجش را تامین می‌کند) داشته باشد و حتی بدون داشتن کارت تلفن، و متاسفانه نمی‌توانست خبر دستگیری‌اش را به خانواده بدهد.

۱۰- در قرنطینه قرچک سه تلفن مختص زندانیان موجود بود که دو تای آن خراب بوده و تا زمانی که ما در آنجا به سر می‌بردیم (۲۲ روز) به طور متوسط ۴۰ زندانی در قرنطینه بودند و هر روز ۴۰ نفر متقاضی تماس با بیرون بودند که با محدودیتی که برای هواخوری وجود داشت (حدودا روزی ۵ ساعت) یک تلفن پاسخ‌گوی ۴۰ نفر نبود.

۱۱- در قرنطینه همه زندانیان اجازه داشتند که با یکدیگر صحبت کنند، اما اکیدا ممنوع بود که با ما به صحبت بنشینند و تنها در هواخوری به سراغ ما می‌آمدند و سر صحبت باز می‌شد. به این نکته توجه کنید که دزدان و قاتلان و معتادان و قاچاقچیان مواد مخدر اجازه داشتند که با هم صحبت کنند و تجارب خود را در اختیار دیگران بگذارند، اما اجازه نداشتند که با یک زندانی عقیدتی به گفتگو بنشینند.

۱۲- عجیب‌ترین موضوعی که با آن برخورد داشتم این بود که سه روز بعد از بازداشت ما و انتقالمان به زندان قرچک نزدیک غروب از طرف یکی از مسوولین زندان و تعدادی از زندانیان خبر آوردند که عده‌ای از بچه‌های عرفان حلقه دستگیر و در حال انتقال به زندان قرچک هستند که ما تصورمان بر این بود که هم‌اندیشانمان را در تجمع دستگیر کرده‌اند. حوالی ساعت ۱۰ شب حدود ۷۰ نفر دختر جوان از ۱۷ تا ۲۲ سال را به قرنطینه آوردند که همه لباس مهمانی پوشیده بودند. فردای روز دستگیریشان در حیاط زندان وقتی متوجه شدند که ما از اعضای عرفان حلقه هستیم با ما صحبت کردند و چنین گفتند که از قبل در اینستاگرام با گروهی آشنا شده‌اند بدون آن که اعضا یکدیگر را دیده باشند. در روز ۲۳ آذر (درست همان روز که ما دستگیر شدیم) در آن گروه اعلام کردند که فردا تولد یکی از اعضای گروه است و آدرس یک سفره‌خانه در هفت تیر را دادند و تاکید داشتند که حتما قبل از ساعت هشت و نیم شب همگی در آن سفره‌خانه حضور داشته باشند. طبق گفته خودشان حدود ۱۲۰ نفر دختر و پسر راس همان ساعت در سفره‌خانه بودند و درها بسته شد. میزبانان از آنان با انواع خوراکی و شربت و مشروبات الکلی پذیرایی می‌کردند و جلیقه‌ای به تن میزبانان بود که پشت آن آرمی حک شده بود و زیر آرم نوشته شده بود عرفان حلقه! قبل از ساعت نه شب تعداد زیادی افراد مسلح لباس شخصی و نیروی انتظامی به رستوران حمله کرده و همه را دستگیر می‌کنند (طبق گفته خودشان پسرها را شدیدا مورد ضرب و شتم قرار داده بودند) و در دادسرا بازپرس پرونده مدام می‌گفته که اعضای عرفان حلقه هستید و باید به این موضوع اعتراف کنید تا آزادتان کنم، اما آنها چون شناختی از عرفان حلقه نداشتند و می‌ترسیدند که به ضررشان تمام شود در این مورد اعترافی نکردند.

 

مسوولین گرامی که این نامه را می‌خوانید امیدوارم بدانید که جایگاهی که در آن قرار دارید مسند امام علی (ع) است؛ خواهشمندم که در اجرای قوانین تاکید داشته و در رعایت آن از سمت مدیران و کارکنان قوه قضاییه و زندان‌ها نظارت کامل داشته باشید. به یاد داشته باشیم که قانون اساسی نوشته شد که اجرا شود نه این که مورد ظلم قرار گرفته و مهجور گردد.

 

من‌الله توفیق

زهرا سادات ابراهیمی

یکی از شاگردان استاد محمد علی طاهری (بنیانگذار عرفان حلقه)

 

 

اشاره: مسوولیت محتوای نوشته‌ها و یادداشت‌های ارسالی، بر عهده نویسندگان است و خبرگزاری عرفان (اِنا)، دیدگاه‌ها و آرای مطرح شده در محتوای مطالب را ارزش‌گذاری نمی‌کند.