Tag Archives: کمپین یا مرگ یا آزادی

زهرا شفیعی از اعضای کمپین کوچ به اوین: با حکم دو سال حبس تعلیقی و ۷۴ ضربه شلاق آزاد شدیم

گفتگو با زهرا شفیعی از اعضای کمپین کوچ به زندان اوین پس از آزادی از زندان قرچک ورامین

 

«زهرا شفیعی» از شاگردان «محمد علی طاهری» و از اعضای «کمپین کوچ به زندان اوین»، ساعاتی پس از آزادی از زندان قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهرری) گفته: «حکمی که از دادگاه داده شد، برای ما در زندان قرائت کردند… برایمان دو سال حکم حبس تعلیقی و ۷۴ ضربه شلاق صادر شده است.»

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، این عضو «کمپین کوچ به زندان اوین» که سه‌شنبه ۲۳ آذرماه ۱۳۹۵ (۱۳ دسامبر ۲۰۱۶)، در اقدامی اعتراضی به همراه ۳۳ نفر دیگر، خود را به زندان اوین تحویل داده بود، پس از آزادی مشروط و صدور حکم حبس تعلیقی و ۷۴ ضربه شلاق، روز سه‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۳ ژانویه ۲۰۱۷)، به همراه سایر اعضای این کمپین از زندان قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهرری) آزاد شد. او درباره حکم صادره دادگاه گفته: «در مورد حکم ما که یک حکم واقعا ناعادلانه است، نه، راضی نیستیم و قرار است اعتراضی داشته باشیم. چون بیست روز فرصت اعتراض به حکم را داریم.»

«زهرا شفیعی» درباره اعتراض به حکم دادگاه به خبرگزاری عرفان گفته: «در مورد تمام اتهاماتی که به ما زده‌اند یعنی تهمت‌هایی که تا به امروز به شاگردان محمد علی طاهری زده شده، شکایتی از دستگاه قضایی و بازپرس پرونده‌مان داریم.»

۳۴ نفر از هواداران و شاگردان «محمد علی طاهری» و همچنین عضو کمپین «کوچ به زندان اوین» که به تازگی خود را به صورت داوطلبانه به این زندان تحویل داده بودند، پس از گذشت نزدیک به سه هفته پس از بازداشت، روز سه‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۳ ژانویه ۲۰۱۷)، در حالی از زندان‌های فشافویه (ندامتگاه تهران بزرگ) و قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهر ری) آزاد شدند که یک روز پیش از آن، در دادسرای قدس تهران محاکمه شده و به اتهام “اخلال در نظم عمومی” و “اقدام علیه امنیتی ملی” به دو سال حبس تعلیقی و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده‌اند.

گفته شده “معرفی این تعداد از شاگردان و هوادارن محمد علی طاهری به صورت داوطلبانه و اقدامی اعتراضی بوده، و با توجه به این که این زندانیان درخواست آزادی خودشان را نپذیرفته‌اند، آنها را به اجبار از زندان آزاد کرده‌اند.”

تصویر دادنامه و بخشی از رای صادره شعبه ۱۱۷۷ دادگاه کیفری ۲ تهران برای ۳۴ تن از شاگردان محمد علی طاهری – سه‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۳ ژانویه ۲۰۱۷)

… در خصوص اتهام (اسامی ۳۴ نفر از شاگردان محمد علی طاهری) جملگی دایر بر اخلال در نظم از طریق حرکات غیرمتعارف و تجمع غیرقانونی و غیرمجاز در حمایت از محکوم علیه و متهم حلقه عرفان محمد علی طاهری، با توجه به گزارش مرجع انتظامی، مجموع اوراق و محتویات پرونده، اظهارات و اقاریر متهمین و کیفرخواست تنظیمی از دادسرای ناحیه ۳۳ تهران، به نظر قضایی این دادگاه بزهکاری متهمین فوق محرز است. فلذا مستند به مواد ۶۱۸ و ۶۲۰ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) هریک از متهمین فوق را به تحمل یک سال حبس تعزیری و تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم می‌نماید. ولیکن با توجه به فقدان سابقه کیفری و وضع خاص متهمین و اینکه اکثر متهمین از قشر اناث و خانه‌دار می‌باشند؛ مستندا به مواد ۴۰ و ۴۶ قانون مجازات اسلامی، اجرای مجازات متهمین فوق را به مدت دو سال معلق می‌نماید. رای صادره حضوری و ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.

 

فایل صوتی و متن کامل گفتگوی خبرگزاری عرفان با «زهرا شفیعی» از اعضای «کمپین کوچ به زندان اوین» در پی آمده است.

– آیا تایید می‌کنید که آزادی شما و سایر اعضای کمپین کوچ به اوین به اجبار صورت گرفته است؟

زهرا شفیعی: آزادی ما که نمی‌دانم شما در جریان آن هستید یا نه، حکمی که برایمان از دادگاه داده شد، امروز بعدازظهر برای ما در زندان قرائت کردند. در مورد حکم ما که یک حکم واقعا ناعادلانه است، نه، راضی نیستیم و قرار است اعتراضی داشته باشیم. چون بیست روز فرصت اعتراض به حکم را داریم. و بعد از آن هم من اصلا کلا در مورد تمام اتهاماتی که به ما زده‌اند یعنی تهمت‌هایی که تا به امروز به شاگردان محمد علی طاهری زده شده، شکایتی از دستگاه قضایی و بازپرس پرونده‌مان داریم.

 

– با توجه به این که به صورت داوطلبانه خودتان را به زندان معرفی کرده‌اید، الان از زندان آزاد شده‌اید و گویا رضایت هم نداشته‌اید، بیش‌تر می‌خواستیم درباره این توضیح بدهید که آیا برخوردی در زندان با شما شده است؟

زهرا شفیعی: برخورد بدی با ما انجام نشد. یعنی روزی هم که ما به اعتراض این که چرا رسیدگی به کارهایی که می‌خواهیم، انجام نمی‌شود و چرا به اوین منتقل نشده‌ایم و چرا این که به زندان جرایم قرچک آورده شده‌ایم که خودتان جریان را می‌دانید زندان شهرری قرچک، یک زندان جرایم است برای بزهکاران و معتادین و… حالا کسانی که یک سری مشکلات اجتماعی و حالا به هر حال هر چیز دیگری دارند در آنجا هستند و ما به عنوان زندانیان عقیدتی مطرح می‌شدیم اما ما را آنجا برده بودند و ما به نشانه اعتراض زمانی که یک برخوردی داشتیم با آنها، علی‌رغم تمام آن اتفاقاتی که افتاد و گارد در زندان ریخت و حالا با یک پوشش وحشتناکی در زندان ریختند ولی به هیچ عنوان به ما هیچ آسیبی نزدند.

یک گفتمانی اتفاق افتاد. یک سری رد و بدل و تبادل حرف‌هایی را با همدیگر داشتیم که در نهایت این بود که معاونت قضایی‌شان آمد و با ما صحبت کرد. و به ما گفت که پیگیر کارهای شما هستیم اما از چارچوب قوانینی که حالا ما داریم و در این قسمت هستیم و داریم کار می‌کنیم، بیشتر از این ما نمی‌توانیم برای شما کاری کنیم. خب من از دوستان خواهش کردم که من می‌خواهم جواب ایشان را بدهم و دوستانم این اجازه را به من دادند که من پاسخ سرکار خانم خاکی و سرکار خانم محمودی را من بدهم. من به ایشان گفتم که شما در چارچوب قوانین خودتان اگر نمی‌توانید کاری بکنید پس لطفا کنار بایستید که خودمان کار را انجام بدهیم. ما با وحدت ۲۳ نفری خودمان که در زندان زنان بودیم و مردها که در زندان فشافویه بودند با وحدت جمعی‌مان می‌توانیم خیلی کارها انجام بدهیم.

من فکر می‌کنم با همه کارهایی که انجام دادند که ما این وحدتمان از بین برود، حتی یک جایی دستشان نرسید که این وحدت را از بین ببرند، یک تهمتی زده شد که شاید اگر هوشمندی هوشمندانه‌ای ما را ساپورت نمی‌کرد بهم می‌ریختیم. در مورد این بود که ما داریم ساپورت می‌شویم از سمت کشورهای غربی و شخصیتی به نام زهرا شفیعی تمام این برنامه کوچ را چیدمان کرده که خودش بتواند امتیازاتی را از آمریکا دریافت کند. این برای من آن موقع خیلی سنگین بود. به سرعت یک تجزیه تحلیل که کردم نگاه کردم دیدم که جز یک تفرقه چیزی نیست. که سریع این تفرقه را تبدیل به یک دوستی بین خودمان تبدیل کردیم و این وحدت را بیشتر از پیش برای خودمان حفظ کردیم. هر کاری کردند موفق نشدند یعنی به هر ترفندی که خواستند جدایمان کنند نتوانستند.

امروز هم اگرچه که این حکم ناعادلانه داده شد، اما من خیلی خیر و خیلی خوب دارم آن را می‌بینم. بیست روز فرصت اعتراض داریم و هم اعتراض خواهم کرد و هم شکایتی خواهم داشت از تمام این تهمت‌هایی که ناروا زده شده و تعداد روزهایی که در زندان گذراندیم. امیدوارم که این وحدت جاودانه باشد و امیدواریم که محمد علی طاهری به زودی از تمام این افتراها، از تمام این تهمت‌هایی که به ایشان زده شده، و می‌دانم و مطمئن هستم که تمام این جریانات به خیر و خوبی و خوشی و با افتخار و سربلندی استاد محمد علی طاهری همراه است.

 

– خانم شفیعی شما اعلام کردید که اگر آقای طاهری از زندان آزاد نشود، دوباره به زندان خودتان را معرفی می‌کنید. درباره اهداف و خواسته‌های کمپین کوچ به زندان اوین بگویید، این کمپین به اهداف و خواسته‌های خودش رسید؟

زهرا شفیعی: من از نظر خودم دارم می‌گویم، یعنی از آن دیدگاه خودم دارم می‌گویم که بارها هم در دادگاه نیز اعلامش کرده‌ام. شخصیتی مثل استاد محمد علی طاهری، شخصیتی است که دنیای علم دنبالش می‌گشته است. نه سال‌ها که قرن‌ها. و من اجازه نمی‌دهم. ایستادم پای تمام آن چیزهایی که سال‌ها بوده که برای من پاسخش هرگز روشن نمی‌شده، و الان به یک جرقه‌ی علم ایشان شعله کشیده است، اجازه نمی‌دهم دوباره یک اندیشمند دیگر، دوباره یک شخصیت استوار دیگر در علم، به واسطه جهل و نادانی و تاریکی ذهن از بین برود. این را اصلا اجازه نمی‌دهم.

من حتی به بازپرس رحیمی هم همین را گفتم که بر مسند قضاوت نشسته بود و وقتی به او گفتم اجازه نمی‌دهم دوباره گالیله‌کُشی اتفاق بیافتد، و دوباره حسرت‌ها و روسیاهی‌ها در قرون وسطی بیاید. به من گفت که شما اجازه بدهید محمد علی طاهری کشته بشود، بعد همگان بفهمند که ایشان چه کسی هستند. و من مجبور شدم در نهایت جلویشان بایستم و بگویم که الان که شما این حرف را به ناحق می‌زنید، فرصتی داشته شد بارهای بار، که فکر کنید و نفهمیدید و خودتان را به کوری و کری زدید، من حرفی برای گفتن با شما که در جهل و نادانی به سر می‌برید، همان‌طور که گالیله گفت زمین گرد است، و نادان‌ها گفتند زمین صاف است، و زمین صاف است که روی آن راه می‌رویم، همان‌طور هم دارید با محمد علی طاهری رفتار می‌کنید، من جلوی شما می‌ایستم. شاید قدرت بالاتری در نظر شما نباشد ولی من قدرت بالاتری دارم که خداوند است و می‌دانم که هیچ‌وقت اجازه نمی‌دهد که شما بار دیگر این روسیاهی را به تاریخ بگذارید.

 

– در دادسرای قدس که روز دوشنبه شما را به همراه ۳۳ نفر دیگر از شاگردان آقای طاهری محاکمه کردند، در نهایت چه حکمی برای شما صادر شد؟ در دادگاه چه گذشت؟

زهرا شفیعی: بعد گفتگوهایی که هر کدام از دوستانمان در جای خودشان، انجام می‌دهند، و آقای قاضی که بر مسند قضاوت نشسته بود، و طی دو سری که ما را بردند، یعنی خانم‌ها را نصف کردند، نیمی از خانم‌ها را اول بردند، نیمی را دوم، آقایان را هم در سری سوم برده بودند. در هر دو قسمتی که خانم‌ها را برده بودند به آنها گفتیم که در جایگاه عدالت نشسته‌اید و جایی که نشستید جایی است که حضرت علی عدالت را برقرار می‌کرد و حکم می‌داد. و قلمی که در دستتان گرفته‌اید قلمی است که خداوند باید این تحلیل را انجام بدهد. و هر آن چه که شما می‌نویسید و حکم می‌کنید، به عدالت باید حکم کنید.

حکمشان یک سال زندان تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق بود که به دو سال حکم حبس تعلیقی و ۷۴ ضربه شلاق تبدیلش کرده بودند که باز بیست روز برایمان فرصت اعتراض گذاشته‌اند. و قرار است که این اعتراض انجام بشود به اضافه‌ی شکایتی که در راستای این اتهام و این تهمت از دستگاه قضایی و از بازپرس پرونده‌مان انجام بدهیم.

تجمع اعتراضی در هنگام انتقال ۳۴ هوادار محمد علی طاهری به دادسرای قدس+فیلم و عکس

۳۴ تن از هوادارن و شاگردان محمد علی طاهری زندانی عقیدتی، که در اقدامی اعتراضی در قالب «کمپین کوچ به زندان اوین» بازداشت شده بودند، امروز دوشنبه ۱۳ دی‌ماه، جهت محاکمه به دادسرای قدس منتقل شدند. در هنگام انتقال این زندانیان به دادگاه، اعضای خانواده آنها و برخی از فعالان مدنی دست به تجمع اعتراضی زدند.

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، این ۳۴ عضو کمپین «کوچ به زندان اوین» که به تازگی خود را به صورت داوطلبانه به این زندان تحویل داده بودند، پس از گذشت نزدیک به سه هفته پس از بازداشت، دوشنبه ۱۳ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۲ ژانویه ۲۰۱۷)، از زندان‌های فشافویه (ندامتگاه تهران بزرگ) و قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهر ری)، به دادسرای قدس تهران واقع در خیابان اشرفی اصفهانی اعزام شدند.

گزارشگر خبرگزاری عرفان درباره دادگاهی هوادارن «محمد علی طاهری» گفته: «قاضی رسیدگی کننده به پرونده این ۳۴ شاگرد محمد علی طاهری، تمام تلاشش را کرد تا آنها را جهت امضای قرار کفالت یا وثیقه ۵۰ میلیون تومانی متقاعد کند؛ اما زندانیان با اعتراض به انتساب اتهام‌های غیرواقعی از امضای قرار و آزادی مشروط خودداری کردند.»

گفته شده در دادگاه جمعی اعضای «کمپین کوچ به زندان اوین»، بازپرس پرونده آنها را با اتهام‌های “اخلال در نظم عمومی” و “اقدام علیه امنیت ملی” تفهیم اتهام کرده است. زندانیان گفته‌اند “اتهامات را نمی‌پذیرند و اقدام به معرفی به زندان آنها، اقدامی اعتراضی و به صورت داوطلبانه بوده است.”

گزارش شده “در جریان رسیدگی به پرونده متهمان، برخی از زندانیان در دادگاه حاضر نشدند تا با صدور قرار کفالت، مشمول آزادی مشروط شوند.”

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

شاگردان محمد علی طاهری در دادگاه: تا طاهری آزاد نشود ما آزادی نمی‌خواهیم

منابع مطلع همچنین گفته‌اند “الهه یاسی خطاب به قاضی دادگاه اعلام کرده ما آزادی زورکی نمی‌خواهیم، اگر استاد ما مجرم است ما هم همان جرم را مرتکب شده‌ایم و تا زمان آزادی او در زندان می‌مانیم.”

همزمان شاهدان عینی درباره تجمع اعتراضی اعضای خانواده و برخی از فعالان مدنی در مقابل دادسرای قدس گفته‌اند “معترضان با در دست داشتن پلاکاردهایی خواستار اجرای قانون شدند. آنها اعلام کرده‌اند طرح اتهام اخلال در نظم عمومی در زمانی که فرد خود را به صورت داوطلبانه به زندان معرفی کرده، بی معنا است. یا محمدعلی طاهری و شاگردانش را آزاد کنید، یا ما را هم زندانی کنید.”

یکی از تجمع‌کنندگان به خبرگزاری عرفان گفته: “ماموران امنیتی با شوکر الکتریکی برخی از معترضان را تهدید کرده و جمعیت را به اجبار پراکنده کرده‌اند.”

همزمان گزارش شده “زندانیان که دست‌بند و پابند شده بودند و لباس مخصوص زندان بر تن داشتند، در هنگام بازگشت از دادگاه به زندان، شعار “ما همه طاهری هستیم “، “ما خواستار آزادی بی قید و شرط محمد علی طاهری هستیم” و “اگر اندیشیدن جرم است ما نیز مجرمیم” سر داده‌اند. زندانیان در میان تشویق تجمع‌کنندگان حاضر در مقابل ساختمان دادسرای قدس، توسط نیروهای امنیتی به زندان بازگردانده شدند.”

الهه یاسی، سارا کاوندی، ناهید ربانی، آمنه حکمت مرام، امیرحسین میرخلیلی، علیرضا رشوند، محمد آباریان، محسن باقری، بهار منصوری، حمید محمدی پور، علی عبدالمالکی، بهاره رادکیان پور، مینا امیرمعزی، وفا (مهزاد) خسروانی، زهرا سادات ابراهیمی، رضا غنی، رویا ارباب، زهرا شفیعی، نویده الماسیان، فرناز علیزاده، ملیکا کاوندی، امیر نصری، اکرم درویشی، احسان حدادی، ابراهیم سلامت، مژده درخشان، بهارک آذرنیا، رها داودیان، فاطمه حسین علی آبادی، رقیه کرمی، احترام هداوند، سعیده گودرزی، مرضیه درودیان و جعفر نجفی خسروشاهی از جمله ۳۴ شاگرد و هوادار محمد علی طاهری هستند که در قالب کمپین «کوچ به زندان اوین» از ۲۳ آذرماه سال جاری و در سه نوبت خود را به صورت داوطلبانه به زندان تحویل داده‌اند و هم‌اکنون نیز در زندان‌های فشافویه (ندامتگاه تهران بزرگ) و قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهر ری) نگهداری می‌شوند.

با ممانعت نیروهای انتظامی “کوچ چهارمین گروه به اوین” ناتمام ماند+فیلم و عکس


در ادامه فعالیت کمپین «کوچ به اوین»، جمعی از شاگردان «محمد علی طاهری» به صورت داوطلبانه به زندان اوین مراجعه کردند و خواستار بازداشت خود جهت همبستگی با بنیان‌گذار عرفان حلقه شدند. گفته شده در راستای اجرای دستور حکومتی، نیروهای انتظامی از بازداشت این گروه خودداری کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، گروه هفت نفره از شاگردان محمد علی طاهری که در واقع چهارمین گروه از اعضای کمپین «کوچ به زندان اوین» هستند، امروز ۳۰ آذرماه ۱۳۹۵، با شعار «اگر اندیشیدن جرم است پس ما هم مجرمیم» و «یا آزادی یا مرگ»؛ در میان بدرقه فعالان مدنی و حدود یکصد نفر از دیگر شاگردان محمد علی طاهری و همچنین اعضای خانواده آنها به سمت زندان اوین جهت تحویل داوطلبانه خود روانه شدند.

گفته شده «محمد نوریزاد» هنرمند و فعال مدنی و همچنین «محمد ملکی» فعال مدنی و نخستین رییس دانشگاه تهران پس از انقلاب ۵۷، در میان بدرقه‌کنندگان گروه چهارم حضور فعال داشته‌اند.

محمد نوریزاد در بخشی از این مراسم گفته: «من در این مدتی که با شاگردان آقای طاهری برخورد داشته‌ام، حتی یک مورد گستاخی و خلاف ادب ندیده‌ام و برعکس، هرآنچه که مشاهده کرده‌ام، همگی فهم و خرد و درستکاری و ادب بوده و این ویژگی افراد و کسانی است که به عنوان خروجی کلاس‌های ایشان بوده‌اند.»

«محمد ملکی» نیز با اشاره به آیاتی از قرآن کتاب مقدس مسلمانان گفته: «فرمودند عمل صالحات یعنی همین کارهایی که در قالب مبارزه و ظلم‌ستیزی انجام می‌شوند و در مبارزه، صبر و استقامت از نکات اساسی است؛ از زینب‌های زمان و حسین‌های زمان و از بزرگانمان همواره دیده‌ایم که در راه حقیقت، آزادی و انسانیت، جان خویش را فدا می‌کنند و تمام این تهمت‌ها و دروغ‌هایی که به این حرکت‌ها بسته‌اند، به زودی آشکار و رسوا خواهد شد.»

کوچ چهارمین گروه از شاگردان محمد علی طاهری به اوین – سه‌شنبه ۳۰ آذرماه ۱۳۹۵ (۲۰ دسامبر ۲۰۱۶)

«معصومه آقاجانی»، «نرگس فرهادی»، «شاهنسا اسماعیلی»، «مجید شاکری» و «فیروزه یعقوبی» از جمله کسانی بودند که امروز در یکی از پارک‌های نزدیک به زندان اوین پس از بدرقه همراهانشان به سمت زندان اوین روانه شدند. گزارش شده آنها از جمله شاگردان محمد علی طاهری هستند که از شهرهای «اصفهان» شهرری (منطقه ۲۰ تهران)، «ماکو»، «تهران» و «اصفهان» به کمپین «کوچ به زندان اوین» پیوسته‌اند.

گفته شده «زینب طاهری»، یکی از وکلای مدافع پرونده «محمد علی طاهری» با حضور در میان معترضان، اعلام کرده: «دستور دارند شما را تحویل نگیرند.»

به دنبال تحصن ۶ ساعته و پس از مراجعه به دادسرای اوین، اعضای این کمپین “با اسکورت نیروی انتظامی به بیرون از محدوده زندان اوین رانده شدند.”

معترضان ضمن ترک محل گفته‌اند که “در روزهای آینده نیز در مقابل این زندان دست به تحصن خواهند زد.”

۴۱ نفر از حامیان «محمد علی طاهری» در قالب سه گروه ۳۲، ۵ و ۴ نفره به ترتیب در روزهای ۲۳، ۲۵ و ۲۷ آذرماه ۱۳۹۵، در قالب کمپینی تحت عنوان «کوچ به زندان اوین» و با شعارهای «یا مرگ یا آزادی» و «اگر اندیشیدن جرم است پس ما هم مجرمیم» خودشان را به زندان اوین تحویل دادند یا به تعبیر خودشان “به زندان اوین کوچ کردند”. که از این تعداد در مجموع ۳۷ نفر زندانی و به زندان‌های «قرچک ورامین» (ندامتگاه شهرری) و «فشافویه» (زندان بزرگ تهران) منتقل شدند.

«محمد علی طاهری» در حالی هشتاد و چهارمین روز از اعتصاب غذای خود را پشت سر می‌گذارد که سرنوشت او “با نفوذ ضابطین قضایی و پنها‌ن‌کاری دستگاه‌های امنیتی” در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است.

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

معرفی داوطلبانه به زندان؛ آخرین اقدام اعتراضی هواداران محمدعلی طاهری

رسانه‌های حقوق بشری از فعالیت کمپین «کوچ به اوین» خبر می‌دهند که توسط هواداران محمدعلی طاهری راه‌اندازی شده و در اعتراض به وضعیت نامشخص بنیان‌گذار گروه «عرفان حلقه» در زندان، خود را داوطلبانه به زندان معرفی می‌کنند.

بنا بر این گزارش‌ها در روزهای گذشته تاکنون سه گروه از هواداران آقای طاهری از نقاط مختلف ایران خود را به زندان اوین در تهران رسانده و تعداد قابل توجهی از آنها بازداشت شده‌اند.

«عرفان‌نیوز» وبسایت حامیان محمدعلی طاهری گزارش داده که مجموعا ۳۷ نفر از این افراد زندانی شده‌اند که از همان ابتدا برای همبستگی با آقای طاهری دست به اعتصاب غذا زده‌اند.

این وبسایت همچنین خبر داده که محمدعلی طاهری روز یکشنبه ۲۸ آذر ماه در نتیجه ضعف ناشی از اعتصاب غذا بیهوش شده و با تزریق سرم، اعتصاب غذای خشک او شکسته شده است.

پیش از این و در آبان ماه امسال محمدعلی طاهری در پی اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شده بود که منجر به تجمع هوادارانش در مقابل بیمارستان بقیه‌الله شد. این تجمع با برخورد شدید نیروی انتظامی مواجه شد.

بنا به گزارش عفو بین‌الملل، برای این معلم آموزه‌های معنوی، «حکم برائت» صادر شده اما از آزادی او ممانعت می‌شود و به همین دلیل آقای طاهری در اعتراض دست به اعتصاب غذا زده است.

منبع: صدای آمریکا

ضرب و شتم شاگردان محمد علی طاهری در زندان قرچک ورامین


برخی از شاگردان محمد علی طاهری که داوطلبانه خود را به زندان اوین تحویل داده و در پی آن به زندان قرچک ورامین (ندامتگاه شهر ری) منتقل شدند، امروز یکشنبه ۲۸ آذرماه، از سوی ماموران امنیتی این زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، شاگردان دربند بنیان‌گذار عرفان حلقه که داوطلبانه زندانی شده و هم‌اکنون اعتصاب غذای اعتراضی آنها در جریان است، امروز یکشنبه ۲۸ آذرماه ۱۳۹۵ (۱۸ دسامبر ۲۰۱۶)، مورد ضرب و شتم مامورین زندان قرچک ورامین قرار گرفتند.

یکی از اعضای خانواده یکی از زندانیان با اعلام این خبر به اِنا گفته: “این درگیری در پی اعتراض بانوان به شرایط بند اتفاق افتاد و در پی آن مامورین زندان قرچک با باتوم برقی به سمت زندانیان معترض هجوم آوردند و آن‌ها را به شدت کتک زدند.”

این عضو خانواده زندانی که نخواست نامش فاش شود همچنین ادامه داد: “فقط تعداد چهار نفر در اعتصاب غذای خشک و بقیه در اعتصاب غذای تر هستند؛ اما مامورین از روز گذشته از دادن آب به کسانی که اعتصاب غذای تر کرده‌اند نیز امتناع کرده‌اند.”

در روزهای اخیر چهل و یک نفر از شاگردان «محمد علی طاهری»، با شعار “اگر اندیشیدن جرم است، پس ما هم مجرمیم” خودشان را تحویل زندان اوین داده‌اند.

براساس تازه‌ترین گزارش‌ها الهه یاسی، سارا کاوندی، ملیکا کاوندی، ناهید ربانی، آمنه حمکت، بهار منصوری، بهاره رادکیان پور، مینا امیر معزی، وفا (مهزاد) خسروانی، زهرا سادات ابراهیمی، رویا ارباب، زهرا شفیعی، نویده الماسی، فرناز علیزاده، اکرم درویشی، مژده درخشان، بهارک آذرنیا، فاطمه حسین علی آبادی، رقیه کرمی، احترام هداوند، سعیده گودرزی، مرضیه درودیان و رها داودیان در زندان قرچک ورامین (ندامتگاه شهر ری) نگهداری می‌شوند.

اخیرا از بازداشت چهار نفر نیز امتناع شده است و ‌هم‌اکنون در مجموع ۳۷ نفر زندانی و در اعتصاب غذا هستند.

«الهه یاسی» از جمله کسانی است که در اعتصاب غذای خشک به سر می‌برد، گفته شده او در کما است و به گفته همسرش رسیدگی درمانی و پزشکی لازم نیز به او نشده است.

“اگر اندیشیدن جرم است، ما هم مجرمیم”


گفتگو با سه تن از شاگردان محمد علی طاهری در اصفهان، در آستانه معرفی و تحویل داوطلبانه خودشان به زندان اوین

 

در روزهای اخیر سومین گروه از شاگردان «محمد علی طاهری» در اعتراض به عدم آزادی این زندانی عقیدتی، خودشان را به زندان اوین معرفی کردند. گروهی دیگر از شاگردان محمد علی طاهری در اصفهان در گفتگویی تلفنی از انگیزه‌ها و اهدافشان، در آستانه معرفی و تحویل داوطلبانه خودشان به زندان اوین گفته‌اند.

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، ۴۱ نفر از حامیان «محمد علی طاهری» در قالب سه گروه ۳۲، ۵ و ۴ نفره به ترتیب در روزهای ۲۳، ۲۵ و ۲۷ آذرماه ۱۳۹۵، در قالب کمپینی تحت عنوان «کوچ به زندان اوین» و با شعارهای «یا مرگ یا آزادی» و «اگر اندیشیدن جرم است پس ما هم مجرمیم» خودشان را به زندان اوین تحویل دادند یا به تعبیر خودشان “به زندان اوین کوچ کردند”.

گزارش شده همه این بازداشتی‌ها  در بدو ورود به زندان و در ساعات اولیه بازداشت دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده‌اند و از این تعداد نیز چهار نفر در اعتصاب غذای خشک به سر می‌برند.

اکنون تعداد دیگری از هواداران «محمد علی طاهری» درصدد مراجعه به زندان اوین و خواهان بازداشت خود هستند. خبرگزاری عرفان موفق شده با تعدادی از دوستداران و هواداران محمد علی طاهری در شهر اصفهان ارتباط برقرار کند.

این گروه مترصد کوچ به زندان اوین و تحویل داوطلبانه خودشان به زندان هستند. «حسین» یکی از این شهروندان به خبرگزاری عرفان گفته: «ما برای این اندیشه ارزش قائل هستیم و حاضر هستیم برای این اندیشه، زندگی و جان و مالمان را فدا کنیم. …اگر من پیرو آقای طاهری هستم و اندیشه‌اش برایم مهم است، راهی را که ایشان رفته‌اند را باید انجام بدهم. هیچ چیزی برای من دیگر واقعا مهم نیست.»

«علیرضا» نیز درباره انگیزه خودش برای تحویل داوطلبانه به زندان اوین گفته: «فقط برای اندیشه‌ای که یاد گرفتم و درمان‌های که برای شخص خودم و اطرافیانم انجام شد.»

در همین راستا «علی درویشی» یکی دیگر از شاگردان بنیان‌گذار عرفان حلقه در اصفهان به خبرگزاری عرفان گفته: « هر کاری کردیم که صدایمان به گوش به اصطلاح بالا برسد، به گوش دولتمردان برسد که ما اصلا مخالفتی با شما نداریم. ما فقط دفاع از حقوق بشر، دفاع از آزادی بیان، دفاع از آزادی اندیشه است ما فقط دنبال همین چیزهایی می‌گردیم که در قانون خودمان وضع شده ولی اینها را از ما سلب کرده‌اند. وقتی هر کاری کردیم حرف ما را نشنیدند، قبول نکردند، به این نتیجه رسیدیم که اگر اندیشه‌ی استاد غلط است، من پیرو اندیشه استاد محمد علی طاهری هستم و حاضرم خودم را تحویل زندان اوین بدهم. اگر ایشان مجرم است پس من نیز مجرم هستم. این دلیلی است که من دارم برای آن که می‌خواهم خودم را تحویل بدهم.»

فایل‌های صوتی و متن کامل گفتگوی خبرگزاری عرفان با «حسین»، «علیرضا» و «علی درویشی» سه تن از شاگردان «محمد علی طاهری» در اصفهان در پی آمده است.

– آقای حسین اهداف شما از کوچ به زندان اوین چیست؟ انگیزه شما که الان در آستانه عملی کردن این تصمیم هستید چه چیزهایی هستند؟

حسین: اندیشه برای ما بالاتر از هر چیزی است. اندیشه‌ای که ما را آگاه کرد، اندیشه‌ای که ما را بیدار کرد. اندیشه‌ای که زندگی دوباره به زندگی ما داد. اندیشه‌ای که ما را از جهل و ناآگاهی بیرونمان آورد، ما برای این اندیشه ارزش قائل هستیم و حاضر هستیم برای این اندیشه، زندگی و جان و مالمان را فدا کنیم.

 

– آقای علیرضا شما هم می‌توانید پاسخ بدهید که هدف شما از این که می‌خواهید به زندان اوین مراجعه بکنید و خودتان را داوطلبانه تحویل بدهید چیست؟

علیرضا: فقط برای اندیشه‌ای که یاد گرفتم و درمان‌های که برای شخص خودم و اطرافیانم انجام شد.

 

– می‌توانید بگویید مطالبات شما در نهایت چیست؟ و آیا راه‌های دیگری نیز برای رسیدن به خواسته‌های قانونی‌تان انجام دادید؟

حسین: مطالبه ما فقط آزادی استاد محمد علی طاهری است. استادی که فقط آمد و به عنوان یک نخبه، به عنوان یک دانشمند آمد اندیشه‌اش را عرضه کرد. خواهان آزادی استاد محمد علی طاهری هستیم. او معلم ماست. این مطالبه ماست. و در ادامه بله، راه‌های زیادی را ما پیموده‌ایم. نامه‌های بسیار زیادی به قوه قضائیه، به ائمه نوشته شده، به مراجع تقلید مراجعه شده است. تجمعات مسالمت‌آمیزی انجام شده است. ولی متاسفانه با ضرب و شتم، و با درگیری و با باتوم و کتک روبرو شد. خواهران ما را زدند. و ما با این چیزها مواجه شدیم. هیچ کسی نبوده که به مطالبات ما رسیدگی کند. ما به عنوان یک اندیشه اگر دموکراسی است و قرار است آزادی اندیشه باشد، هیچ‌کس حتی نیامد سر میز بخواهد با خود استاد محمد علی طاهری یا با شاگردان نزدیک ایشان بخواهد بنشیند و به صورت مسالمت‌آمیز بخواهد صحبت کند. ما قوانین اسلامی داریم. ما و استاد محمد علی طاهری، به کلیه قوانین جمهوری اسلامی پایبند بوده و هستیم. به اسلام پایبند بوده و هستیم. ما مسلمانیم. ما شیعه هستیم. ما هموطن هستیم، ولی متاسفانه با برخوردهای شدید و ضرب و شتم مواجه شدیم.

 

– آیا نفس همین عمل یعنی تحویل داوطلبانه به زندان می‌تواند تاثیری در تغییر سرنوشت آقای محمد علی طاهری داشته باشد؟

حسین: وقتی شما اندیشه‌ات برایت مهم باشد، راهی که دارید می‌روید به آن کاملا ایمان، اعتماد، یقین، اعتقاد یا ایقان داشته باشید، هیچ چیزی بالاتر از این نخواهد بود.

 

– آیا تاثیری روی سرنوشت آقای طاهری خواهد داشت؟

حسین: اگر من پیرو آقای طاهری هستم و اندیشه‌اش برایم مهم است، راهی را که ایشان رفته‌اند را باید انجام بدهم. هیچ چیزی برای من دیگر واقعا مهم نیست.

 

– مایلم سوال دیگری از علیرضا بپرسم. مطلع شدم که پیش‌تر شما در تجمع مسالمت‌آمیز شاگردان آقای طاهری در مقابل بیمارستان بقیه‌الله اعظم در تهران هم حضور داشتید. این تجمع با دخالت نیروهای امنیتی و نظامی و لباس شخصی‌ها به خشونت کشیده شد. روایت شما با توجه به این که در تجمع حضور داشتید چیست؟ می‌توانید برای ما بگویید که چه اتفاقی افتاد؟

علیرضا: اکثر آنها با لباس شخصی بودند. از این گازهای اشک‌آور یا اسپری فلفل بود می‌پاشیدند. خانم‌ها را اذیت می‌کردند. تمام خانم‌ها و آقایان را می‌زدند. خیلی‌هایشان را هم بردند. من خودم آنجا دقیقا حاضر بودم و این چیزها را دیدم. کتک می‌زدند بدون این که اینها بخواهند شعاری چیزی بدهند، فقط هر کس یک گل در دستش بود و روبروی بیمارستان ایستاده بودند و کار خاصی هم انجام نمی‌دادند.

 

– آقای حسین شما می‌توانید از مشاهدات خودتان و برخوردهایی که در حق شما شده در مقابل بیمارستان بقیه‌الله اعظم بگویید؟

حسین: ما با گل و شیرینی برای دیدار استاد عزیز و گرانقدرمان استاد محمد علی طاهری مراجعه کردیم. ما قبلا هم با گل و شیرینی و مسالمت‌آمیز مراجعه کرده بودیم. ما می‌دانیم که طبق قوانین، تجمعی که مسالمت‌آمیز باشد در قوانین جمهوری اسلامی هیچ ایرادی ندارد، ولی متاسفانه جواب ما را با باتوم دادند. شخص بنده و خانمم را آب معدنی‌های کوچک به سمتمان پرت کردند. خواهران ما را مورد ضرب و شتم قرار دادند. خانم خود بنده با باتوم برقی به کمرش زدند، و تا چندین روز از سوزش به خودش می‌پیچید یعنی بعد هم من پیگیر این مساله‌اش شدم. بچه‌های دیگر که باتوم‌های برقی، موتورهایی که موتورسوارانی که با لباس شخصی در کوچه‌ها می‌گشتند و افراد را مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند. با ما شاید، شاید، شاید در حد یک انسان برخورد نکردند. با ما شاید در حد یک هموطن، یک همنوع، یک ایرانی برخورد نکردند. ما فقط یک مطالبه داشتیم، دیدار با استادمان. حتی اطلاع از وضعیت استادمان. ما مطالبه سنگینی داشتیم به نظر شما؟ که با ما اینطور باید برخورد می‌شد؟ ما مجرم بودیم؟ ما مجرم هستیم؟ ما مجرمیم که اینطور می‌اندیشیم؟

 

– آقای حسین برای شما ممکن است بگویید کسانی که الان مترصد این هستند که خودشان را به زندان اوین معرفی بکنند و داوطلبانه بازداشت بشوند، حرف شما، روی سخن شما به این انسان‌ها چیست؟

حسین: خدمت شما عارضم که بعضی‌ها فکر می‌کنند که این افراد از خیلی چیزها گذشته‌اند، و حاضرند خودشان را به زندان اوین معرفی بکنند؛ ولی من خدمت شما می‌گویم که کاملا بالعکس است. این افراد چیزی به دست آورده‌اند که خیلی‌ها به دست نیاورده‌اند و حاضر هستند به خاطر این داشته و دستاوردشان خودشان را به زندان اوین معرفی بکنند.

 

 

با علی درویشی یکی دیگر از شاگردان محمد علی طاهری در شهر اصفهان همراه هستیم تا از دلایل اقدام او برای معرفی خودشان به زندان اوین و به تعبیری کوچ به زندان اوین صحبت بکنند.

– مایلم از اهداف شما از کوچ به زندان اوین به تعبیر شما، و یا همان تحویل داوطلبانه خودتان به زندان، برای مخاطبان خبرگزاری عرفان بگویید. انگیزه شما که الان در آستانه عملی کردن این تصمیم هستید چه چیزهایی هستند؟

علی درویشی: ببینید ما در این اندیشه یاد گرفته‌ایم که شخص مهم نیست، در اصل ما برای دفاع از اندیشه‌ی استاد حاضر هستیم که از جان خودمان بگذریم. چرا؟ چون که این اندیشه استاد است که توانسته چشمان مرا باز کند من بتوانم به انسانیت به نوعی خیلی بهتر نگاه کنم. بتوانم به واسطه‌ی همین اندیشه‌ی استاد، خودم را به انسانیت نزدیک بکنم. ما هر اقدامی انجام دادیم که بگوییم اندیشه باید آزاد باشد، من آیا درون خودم می‌توانم یک اندیشه‌ای را داشته باشم و آن را به اصطلاح برای خودم عملی بکنم. کاری هم به دیگران ندارم. نه مخالف نظام هستم و نه مخالف دولت هستم و مخالف هیچ چیزی نیستم. نه مخالف اسلام هستم. اسلام واقعی را در اصل اندیشه استاد به من یاد داد که اسلام یعنی چه. این که مذهب در اصل چه چیزی را دارد به من یاد می‌دهد چه چیزی را از من می‌خواهد اینها را من در عرفان حلقه یاد گرفته‌ام. هر کاری کردیم که صدایمان به گوش به اصطلاح بالا برسد، به گوش دولتمردان برسد که ما اصلا مخالفتی با شما نداریم. ما فقط دفاع از حقوق بشر، دفاع از آزادی بیان، دفاع از آزادی اندیشه است ما فقط دنبال همین چیزهایی می‌گردیم که در قانون خودمان وضع شده ولی اینها را از ما سلب کرده‌اند. وقتی هر کاری کردیم حرف ما را نشنیدند، قبول نکردند، به این نتیجه رسیدیم که اگر اندیشه‌ی استاد غلط است، من پیرو اندیشه استاد محمد علی طاهری هستم و حاضرم خودم را تحویل زندان اوین بدهم. اگر ایشان مجرم است پس من نیز مجرم هستم. این دلیلی است که من دارم برای آن که می‌خواهم خودم را تحویل بدهم.

 

– به نظر شما همین عمل شما یعنی تحویل داوطلبانه به زندان اوین می‌تواند تاثیری در تغییر سرنوشت قضایی پرونده محمد علی طاهری داشته باشد؟

علی درویشی: شاید به این وسیله بتوانیم صدایمان را به گوش مسوولین برسانیم. که در حق ایشان کسی که چند میلیون نفر در ایران الان هستند که دارند عرفان حلقه کار می‌کنند، چند میلیون نفر هستند که به این واسطه زندگی‌هایشان واقعا سر و سامان گرفته است، واقعا از افسردگی خارج شده‌اند، بیماری‌هایشان درمان شده است، توانسته‌اند به شکل خیلی زیبایی به زندگی‌شان نگاه بکنند. با وجود مسائل و مشکلات بسیار زیادی که ما در حوزه اقتصادی کشور ما هست، بچه‌هایی که الان در عرفان حلقه دارند کار می‌کنند این مسائل را خیلی راحت دارند پشت سر می‌گذارند. و این صدای ما هیچ شکلی به گوش مسوولین نمی‌رسد. شاید با این واسطه بتوانیم صدایمان را به آنها برسانیم.

 

– شما به عنوان شاگردان محمد علی طاهری راه‌های قانونی دیگر را نیز امتحان کرده‌اید؟ می‌شود بگویید چه راه‌هایی را تابه‌حال رفته‌اید برای این که به خواسته‌های قانونی خودتان برسید؟

علی درویشی: کارهایی که ما انجام دادیم نامه‌هایی است که نوشتیم به مراجع تقلید، به دفترشان رفتیم با آنها صحبت کردیم ولی خب قبول نکردند به محض این که دیدند ما می‌خواهیم درباره عرفان حلقه صحبت کنیم بیرونمان کردند. رفتیم سراغ نماینده‌های مجلس، جلوی مجلس رفتیم که خب با ضرب و شتم نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها مواجه شدیم. ردمان کردند. بعد در شهر خودمان سراغ نماینده‌ها رفتیم گفتند که با ما اصلا صحبت نکنید و این چیزی است که ما نمی‌توانیم برایش کاری انجام بدهیم. وقتی هیچ کسی حاضر نیست حرف ما را حتی گوش بدهد، خب تنها راهی که می‌ماند این است که ما هم برویم و به اصطلاح بشویم هم‌سلولی استادمان.

 

آقای درویشی شما جزو کسانی بودید که در تجمع مسالمت‌آمیز در مقابل بیمارستان بقیه‌الله اعظم در تهران حضور یافتید. گفته شده که شما هم در این تجمع که به خشونت کشیده شد، صدمه و آسیب فیزیکی دیدید. می‌شود برای ما تعریف بکنید که چه اتفاقی در آن روز برای شما افتاد؟

علی درویشی: در آن روز دقیقا ما قرار می‌شود به ملاقات استاد محمد علی طاهری برویم. وقتی رفتیم دم بیمارستان و ما را به بیمارستان راه ندادند، آنجا ماندیم با شاخه‌های گل بودیم. و مامورها آمدند. مامورهای نیروی انتظامی وقتی که آمدند بچه‌ها شاخه‌های گل را تقدیم ماموران کردند هیچ اتفاقی نیافتاده بود تا ساعت چهار بیست دقیقه کم. در همین زمان بود که یک سری لباس شخصی آمدند و ظاهرا ماموران نیروی انتظامی از آنها دستور می‌گرفتند. و ما دیدیم خب اینها گارد حمله گرفتند. بعد به بچه‌ها گفتند متفرق بشوید و خب قرار ما بر این بود که ما دو ساعت قرار ملاقات بیمارستان برویم و برگردیم. نه برای درگیری رفته بودیم نه برای اعتراض نه برای هیچی. فقط رفته بودیم که بیمارمان را ملاقات کنیم. دقیقا ساعت چهار و پانزده دقیقه کم بود که شروع کردن بچه‌ها را با باتوم زدند. با باتوم بر سر بچه‌ها زدند. بچه‌ها پاشیدند. جوری که تعداد ماموران می‌توانم بگویم سه برابر دوستانی بود که آنجا جمع شده بودیم. شروع کردند به زد و خورد که خب یکی از این مامورها با مشت کوبید به شقیقه من، من متوجه نشدم خوردم زمین طوری که زانویم زخم عمیقی برداشت و شلوارم پاره شد. وقتی کسی می‌افتاد روی زمین همان موقع شروع می‌کردند به لگد زدن به شکم و دوباره زدن. چند تا از دوستان من را از زیر دست مامورها کشیدند بیرون. همان موقع که من را کشیدند بیرون و من ایستادم، دیدم که یکی از مامورها با باتوم زد به سر یکی از خانم‌ها. آنجا بود که من رفتم آن خانم را از زیر دست مامورها بکشم بیرون، که خودم دوباره مورد ضرب و شتم قرار گرفتم. که چند نفرشان با لگد زدند به پهلوهایم و دو تا از دنده‌هایم در رفت. بعد طوری شد که من نمی‌توانستم نفس بکشم از آن طرف هم پایم خونریزی کرده بود. یکی از مامورها گفت برو گفتم مگر نمی‌بینی زانویم شکسته است. حالا من که نمی‌دانستم زانویم نشکسته است، اما خب درد خیلی عجیبی داشت و نمی‌توانستم راه بروم. و بچه‌ها من را بغل کردند و به کناری بردند. و آن روز خانم بارداری آنجا بود که مامورها به شکمش لگد می‌زدند. لباس شخصی‌ها اسپری زدند به صورت یکی از دوستان خود من که یک خانم بیست و دو ساله بود، ایشان را ما به بیمارستان بردیم، یعنی بچه‌ها به بیمارستان برده بودند، و بعد ما به بیمارستان رفتیم که بعد زانوی خودم را هم نشان دادم، حالش خیلی بد بود. تا یک هفته بعد سرفه می‌کرد و نمی‌توانست درست نفس بکشد. چیزی که به ما گفتند در بیمارستان، گفتند این نه به اصطلاح اسپری فلفل است نه اشک‌آور. این یک چیز جدیدی است که تا چند روز حالت خفگی را داری یا تا پنج شش روز نمی‌توانی به درستی نفس بکشی. اما به مرور خوب می‌شوی. داروهایش را به او دادیم و برش گرداندیم.

 

– درخواست شما از سازمان‌های دیدبان و گزارشگر حقوق بشری و مجموعه سازمان‌های مدافع حقوق بشر بین‌المللی و ایرانی چیست؟

علی درویشی: درخواست من این است چطور دو نفر در فلسطین اعتصاب غذا می‌کنند، تمام خبرگزاری‌های می‌گویند دو نفر در فلسطین اعتصاب غذا کردند. ولی الان در کشور خود ما هشت نفر چندین روز است که اعتصاب غذا کرده‌اند من‌جمله استاد محمد علی طاهری که امروز هشتادمین روزی است که اعتصاب غذا کرده و پنج روز است که اعتصاب غذای خشک کرده است. چندین بار حالش بد شده است، او را به بیمارستان برده‌اند. ولی هیچ گزارشی داده نمی‌شود. این حقوق بشر آیا فقط به خاطر جاهایی کار می‌کند که منافعی برایش دارد یا واقعا برای حقوق بشر؟ آیا من جزو حقوق بشر محسوب نمی‌شوم؟ آیا من بشر نیستم؟ که یک مامور لباس شخصی بیاید بزند، توی گوش بزند، مشت بزند، لگد بزند، چوب و باتوم بزند، اسپری بپاشد ولی هیچ جایی هیچ خبری نشود؟ اگر ایران جزو حقوق بشر است، حقوق بشر به نظرم وظیفه‌اش است که به این چیزها رسیدگی کند. خیلی از این مسائل در ایران هست. این شاید یک چیز خیلی کوچکی باشد در برابر مسائل دیگری که در ایران دارد اتفاق می‌افتد ولی حقوق بشر کاملا چشمانش را به روی این موضوع بسته است. این توقع خیلی کوچکی است که بچه‌های عرفان از حقوق بشر دارند.

هادی قُمچیلی: الهه یاسی در اغماست، اما رسیدگی پزشکی نمی‌شود

گفتگو با هادی قُمچیلی همسر الهه یاسی زندانی در اعتصاب غذای خشک در زندان قرچک ورامین

 

«هادی قُمچیلی» همسر «الهه یاسی» روز جمعه ۲۶ آذرماه، در گفتگو با خبرگزاری عرفان از عدم رسیدگی به وضعیت پزشکی همسرش پس از به اغما رفتن در زندان قرچک ورامین و همچنین انتساب اتهام “اخلال در نظم عمومی” به این زندانی در اعتصاب غذای خشک خبر داده است.

همسر این زندانی عقیدتی از جمله شاگردان محمد علی طاهری است که به همراه ۳۲ نفر دیگر در روز ۲۳ آذرماه ۱۳۹۵، با مراجعه به زندان اوین خود را به نشانه اعتراض به عدم آزادی محمد علی طاهری به زندان تحویل داده‌اند.

او درباره آخرین وضعیت «الهه یاسی» پس از بازداشت در مقابل زندان اوین در روز جمعه ۲۶ آذرماه ۱۳۹۵، به خبرگزاری عرفان گفته: «امروز بعد از چهارمین روزی است که ایشان اعتصاب غذای خشک را انجام داده‌اند که متاسفانه به اغما رفته‌اند، طبق اخباری که آمده و عملا ظاهرا هیچ رسیدگی به شرایط ایشان و همچنین به شرایط استاد طاهری نشده است.»

«هادی قُمچیلی» ضمن انتقاد از عدم رسیدگی درمانی به وضعیت همسرش گفته: «قطعا بعد از چهار روز اعتصاب خشک الهه باید حالش بد باشد در این شکی نیست با توجه به این که الهه بیماری خاصی نداشته است و در سلامت کامل بوده الان بعد از چهار روز اعتصاب خشک قطعا طبیعی باید باشد، طبق آن چیزهایی که من تحقیق کردم و پرسیدم این یک چیز طبیعی باید باشد ولی دوستان فکر می‌کنم رسیدگی نکرده‌اند، فکر می‌کنم کسی که در اغما می‌رود باید رسیدگی کامل به او بشود.»

همسر «الهه یاسی» در بخش دیگری از گفتگویش درباره محل نگهداری و اتهامات همسرش گفته: «طبق خبری که خودشان به من دادند در زندان قرچک ورامین هستند. اگر اشتباه نکنم آنجا هستند و اتهامی هم که به ایشان زدند اتهام اخلال در نظم عمومی است. و با توجه به این که ایشان خودش را رفته آنجا تحویل داده، گفته که اگر اندیشه‌ای جرم است، پس منم مجرمم ایشان خودش رفته آنجا خودش را معرفی کرده است، من فکر می‌کنم که دوستان یک مقداری دارند اشتباه می‌کنند اخلال در نظم عمومی، اگر من بروم در خیابان حرکتی بکنم می‌شود اخلال در نظم عمومی. دوستان یک مقدار توجه بیشتری بکنند. اخلال در نظم عمومی این نیست که کسی برود و خودش را به زندان معرفی بکند بگوید که اگر اندیشه‌ای جرم است منم مجرمم.»

گفته شده پنج نفر دیگر از شاگردان محمد علی طاهری در روز ۲۵ آذرماه و همچنین چهار نفر دیگر نیز در روز شنبه ۲۷ آذرماه خودشان را به زندان اوین تحویل داده‌اند. اکنون در مجموع ۴۱ نفر از شاگردان بنیان‌گذار عرفان حلقه در چند روز اخیر خود را به زندان اوین تحویل داده‌اند.

گزارش شده همه این بازداشتی‌ها که با شعار «اگر اندیشیدن جرم است، ما هم مجرمیم» به تعبیر خودشان “به زندان اوین کوچ کرده‌اند”، در اعتصاب غذای اعتراضی هستند و از این تعداد نیز چهار نفر در اعتصاب غذای خشک به سر می‌برند.

فایل صوتی و متن کامل گفتگوی خبرگزاری عرفان با «هادی قُمچیلی» در پی آمده است.

– آقای قُمچیلی اخباری منتشر شده که گویا الهه یاسی همسر شما در اثر عوارض ناشی از اعتصاب غذای خشک، دچار بیهوشی شده‌اند؛ چند روز است که ایشان در اعتصاب غذا هستند و همسر شما الان در چه وضعیتی قرار دارند؟

هادی قُمچیلی: الهه یاسی همسر بنده با توجه به اعتقادات قلبی‌اش و آن چیزی که ایمان داشته، و آن آموزه‌هایی که یاد گرفته است و درس ظلم‌ستیزی که از امام حسین از ۱۴۰۰ سال پیش مانده تا الان، آن درس ظلم‌ستیزی ایشان بر آن اساس برای نجات جان استادشان اقدام کردند. ایشان از خودشان گذشته‌اند و امروز بعد از چهارمین روزی است که ایشان اعتصاب غذای خشک را انجام داده‌اند که متاسفانه به اغما رفته‌اند، طبق اخباری که آمده و عملا ظاهرا هیچ رسیدگی به شرایط ایشان و همچنین به شرایط استاد طاهری نشده است.

 

– گفته شده ایشان وقتی به هوش آمده‌اند از وصل سرم و درمان هم امتناع کرده‌اند، آیا این واقعیت دارد؟

هادی قُمچیلی: طبق اخباری که بنده هم شنیده‌ام این اتفاق افتاده است. و قطعا امکان تماس نبوده که من خودم بخواهم مطمئن بشوم ولی من در اخبار شنیده‌ام که خبر اغمای ایشان بوده است. و قطعا بعد از چهار روز اعتصاب خشک الهه باید حالش بد باشد در این شکی نیست با توجه به این که الهه بیماری خاصی نداشته است و در سلامت کامل بوده الان بعد از چهار روز اعتصاب خشک قطعا طبیعی باید باشد، طبق آن چیزهایی که من تحقیق کردم و پرسیدم این یک چیز طبیعی باید باشد ولی دوستان فکر می‌کنم رسیدگی نکرده‌اند، فکر می‌کنم کسی که در اغما می‌رود باید رسیدگی کامل به او بشود.

 

– آقای قُمچیلی آخرین باری که با همسرتان تماس داشتید چه زمانی بوده است؟ دیدار یا ملاقاتی داشتید با همدیگر بعد از این که بازداشت شده‌اند؟

هادی قُمچیلی: ببینید دیروز من با ایشان صحبت کردم. که یک مقداری ضعف داشتند و با هم صحبت کردیم که متاسفانه تایم تماسی هم کم بود و خیلی نمی‌شد که من سوالات بیشتری ازش بپرسم. ولی دیروز یک مقداری ضعف جسمانی داشتند و به خاطر آن ضعف جسمانی من می‌توانم این اخبار پخش شده را تایید کنم.

 

– همسر شما الان در چه زندانی هستند؟

هادی قُمچیلی: طبق خبری که خودشان به من دادند در زندان قرچک ورامین هستند. اگر اشتباه نکنم آنجا هستند و اتهامی هم که به ایشان زدند اتهام اخلال در نظم عمومی است. و با توجه به این که ایشان خودش را رفته آنجا تحویل داده، گفته که اگر آقا اگر اندیشه‌ای جرم است، پس منم مجرمم ایشان خودش رفته آنجا خودش را معرفی کرده است، من فکر می‌کنم که دوستان یک مقداری دارند اشتباه می‌کنند اخلال در نظم عمومی، اگر من بروم در خیابان حرکتی بکنم می‌شود اخلال در نظم عمومی. دوستان یک مقدار توجه بیشتری بکنند. اخلال در نظم عمومی این نیست که کسی برود و خودش را به زندان معرفی بکند بگوید که اگر اندیشه‌ای جرم است منم مجرمم.

 

– آقای قُمچیلی گفته شده این ۳۷ شاگرد آقای طاهری الان در اعتصاب غذای تر هستند جز سه نفر که همسر شما یکی از این سه نفر هستند. از سرنوشت، وضعیت و هویت آن دو نفر دیگر شما اطلاع یا خبری دارید؟

هادی قُمچیلی: من حقیقتش خبر ندارم از دوستان دیگر که بخواهم این خبر را الان به عرض شما یا به اطلاع دوستان دیگر برسانم. چون خود من فقط با الهه صحبت کردم آن هم دیروز و خبری از دوستان دیگرشان ندارم؛ ولی می‌دانم که تعداد چهار نفر از این دوستان طبق صحبتی که دیروز کردیم، تعداد چهار نفر از این دوستان در اعتصاب خشک هستند.

 

– آیا بدرفتاری، ضرب و شتم، و یا برخورد غیرقانونی و یا غیرانسانی در زمان بازداشت یا در حبس در حق همسر شما یا دیگر شاگردان آقای طاهری اعمال شده است؟

هادی قُمچیلی: به من چیزی انتقال داده نشده است.

 

– هدف همسر شما و همراهان ایشان از کوچ به زندان اوین به تعبیر خودشان، تحت عنوان کمپین یا مرگ یا آزادی، در نهایت چه بوده است؟

هادی قُمچیلی: ایشان در زمانی که اعتصاب استاد طاهری از هشتاد روز پیش شروع شد، ایشان این اعتقاد و باور را داشته است. و در راستای آموزه‌ها و درس‌هایی امام سوم ما شیعیان گفته‌اند، و درس ظلم‌ستیزی را داده‌اند، مقابله با ظلم را داده‌اند؛ ایشان در این راستا اعتقاد قلبی و ایمان قلبی‌اش این تصمیم را گرفته و در این راستا رفته است. انشاءالله که من آرزو می‌کنم تمام این دوستانی که با این نیت رفته‌اند، درس مبارزه با ظلم را یاد گرفته‌اند به این عبرت رسیده‌اند، انشاءالله خدا هر آنچه که صلاح است برایشان آرزو می‌کنم اتفاق بیافتد و انشاءالله که ما بتوانیم پشتوانه دوستان بکنیم بتوانیم از آنها حمایت کنیم. انشاءالله در این راهی که رفته‌اند موفق و پیروز باشند.