Tag Archives: زهرا شفیعی

شکایت از ثارالله سپاه پاسداران و بازپرس‌های دادسرای قدوسی از سوی زهرا شفیعی از شاگردان محمد علی طاهری

«زهرا شفیعی» از شاگردان «محمد علی طاهری» و از اعضای «کمپین کوچ به زندان اوین»، طی نامه‌هایی جداگانه از ثارالله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بازپرس‌های دادسرای قدوسی شکایت کرد.

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، این شاگرد «محمد علی طاهری» که از جمله فعالان حقوق بشری به شمار می‌رود، که پیش‌تر نیز بارها در پی برخوردهای فراقانونی از سوی نیروهای امنیتی و اطلاعاتی قرارگاه ثارالله و اطلاعات بازداشت شده است.

در بخشی از شکایت این مربی عرفان حلقه از مسوولان قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آمده: «…اینجانب زهرا شفیعی از ثارالله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که همیشه در ایران از افراد خوشنام، امین و صالح بودند به علت اینکه عوامل زیر نظر ایشان تخطی و تخلف کرده‌اند را مقصر اصلی می‌دانم و از ایشان به اتهام زندانی کردن و تهمت زدن و اخلال در کار و زندگی و فروپاشی نظم خانوادگی‌ام و نیز بیکاری و آبروریزی در مجامعی که در حال فعالیت بوده‌ام شکایت می‌کنم و امیدوارم به شکایت من رسیدگی شود.»

«زهرا شفیعی» همچنین در بخشی از شکوایه‌ای که از بازپرس‌های دادسرای قدوسی نوشته عنوان کرده است: «…در خصوص شکایت از بازپرس‌های پرونده‌ی بدون شاکی شاگردان استاد محمد علی طاهری که اتهام اخلال در نظم عمومی و تجمع غیرقانونی در حمایت از استاد محمد علی طاهری بارها و بارها بر روی پرونده‌هایمان نصب شده و این اتهام خسارت‌های بسیاری به زندگی و شغل و آبرویمان زده، از دستگاهی که باید حافظ جان و ناموس مردم کشورش باشد اما اینک جان و ناموس مملکتش را به خطر انداخته شکایت دارم. اینجانب هرگز پرونده‌ای مربوط به خسارت‌های ملی، خسارت‌های اجتماعی، خسارت‌های فرهنگی و… نداشته و طبق قوانین اسلامی مسیرم را تعیین و حرکت کرده‌ام.»

«زهرا شفیعی» پیش‌تر نیز در زمان فرصت قانونی بیست روزه تجدیدنظرخواهی، در روز سه‌شنبه ۲۸ دی‌ماه ۱۳۹۵، ضمن شکایت از قاضی «مرتضی اکبری لالیمی»، رییس دادگاه کیفری دو تهران و قاضی پرونده، در دادسرای انتظامی قضات، به حکم صادره شعبه ۱۱۷۷ دادگاه کیفری ۲ مجتمع قضایی قدس تهران اعتراض کرده بود.

این عضو «کمپین کوچ به زندان اوین» که سه‌شنبه ۲۳ آذرماه ۱۳۹۵ (۱۳ دسامبر ۲۰۱۶)، در اقدامی اعتراضی به همراه ۳۳ نفر دیگر، خود را به زندان اوین تحویل داده بود، در دادسرای قدس تهران محاکمه شده و به اتهام “اخلال در نظم از طریق حرکات غیرمتعارف و تجمع غیرقانونی و غیرمجاز در حمایت از متهم محمد علی طاهری” به یک سال حبس تعزیری و تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند (براساس دادنامه اجرای مجازات به مدت دو سال معلق می‌ماند).

او سپس در روز سه‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۳ ژانویه ۲۰۱۷)، به همراه سایر اعضای این کمپین از زندان قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهرری) آزاد شد. وی پیش‌تر درباره حکم صادره دادگاه گفته بود: «در مورد حکم ما که یک حکم واقعا ناعادلانه است، نه، راضی نیستیم و قرار است اعتراضی داشته باشیم.»

متن کامل “شکایت از ثارالله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی” و “شکایت از بازپرس‌های دادسرای قدوسی” از سوی «زهرا شفیعی» را در پی می‌خوانید.

 

 

شکایت از ثارالله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

 

با عرض ادب و احترام خدمت شما

من زهرا شفیعی کارگردان و فیلمنامه‌نویس هستم. در سال ۲۰۱۳ با انیمیشن «آن روی سکه» در فستیوال جهانی کن فرانسه شرکت کرده و منتخب این فستیوال شدم. در چند فستیوال جهانی دیگر شرکت و مورد ارزیابی قرار گرفته و در آن سال جزو برترین کارگردانان زن جهان شناخته شدم. در تحقیقات و بررسی‌های نظریات دکتر محمد علی طاهری، بعد از جمع‌آوری اطلاعاتی که دانشمندان از به دست آوردن داده‌ها و بررسی علمی که به بن‌بست رسیده و به دنبال راه‌حل نهائی، برای گذر از این تنگنای علم به دنبال اندیشه‌ایی جهان را کاویده‌اند، تنها با یک کلمه‌ی «میکروکازمیک برابر است با مایکروکازمیک» که تمام علوم را می‌شود بر پایه‌ی این کلمه مورد بررسی قرار داد و راه‌حلی برای این بحران پیدا کرد و بشریت را از چالش نادانسته‌ها رهانید، موفق شدم کتابی براساس دریافت آگاهی از منبع پایان‌ناپذیر الهی با عنوان «نامه‌ی یک زن ایرانی برای آقای استیون هاوکینگ» به رشته‌ی تحریر درآورم.

این کتاب که در ایران با مجوز رسمی از وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران از اردیبهشت هزار و سیصد و نود و پنج تا تیرماه همان سال یعنی در مدت سه ماه به چاپ چهارم رسید که در نیمه‌ی پخش چاپ چهارم کتاب توقیف شد. در پیگیری‌هایی که انجام دادم هیچ‌کس پاسخ‌گوی من نبود و اصلا برایشان مهم نبود که این سرمایه‌ی علمی هرز رود و باز هم اصلا برایشان مهم نبود که توقیف کتاب هر لحظه‌اش می‌تواند خسارت به کسانی باشد که عمرشان را بر سر اطلاعات و داده‌های علمی به مناقصه گذاشته‌اند و اصلا برایشان مهم نبود تمام دنیایی که به دنبال راه‌حل نهائی است منفعل شوند‌، همه‌ی دغدغه‌ی اهالی دلسوز فرهنگ و هنر، تنها بخشی بود که تقدیم به عالم فرزانه، پروفسور محمد علی طاهری، شده بود و انتشاراتی که در ایران کتاب را به چاپ رسانید هیچ توضیحی برای توقیف کتاب را نداده‌اند.

متاسفانه برای اهالی دلسوز، مفهوم سرمایه‌ی ملی تنها در نفت و گاز و معادن خلاصه می‌شود و هرز رفتن اندیشه‌ها تنها چیزی است که دغدغه‌ی آنها نیست؛ چنان که به راحتی چشم بر این منبع عظیم از علوم بسته و ایشان را به تهمت‌های کذائی و غیر قابل اثبات به زندان انداخته و امروز آن‌ها باید پاسخ‌گوی این جنایت فاحش باشند. همان‌هایی که به نام دین بر ضد دین همه‌ی آفت‌ها را نثار پایه‌های اصلی حکومت کرده‌اند و برای ندیدن‌ها و نشنیدن‌ها، مردم را به زور و ستم مجبور به سکوت در برابر ظلم‌هایشان، تسلیم خواسته‌های نامشروع خود کرده و هر کس سر تسلیم فرو نمی‌آورد، به حکم ناعادلانه و فرمایشی در دادگاه‌های فرمایشی  محکوم به جرائم تقلبی و در قانون ثبت نشده، سال‌ها در حبس بمانند فارق از آیه‌ی شریفه‌ی *لا اکراه فی الدین… فارق از این که اندیشه‌ها را غالب اندیشه‌ی خودمان نباید سایز کنیم و اگر از قالب ما بیشتر بود بقیه‌اش را قیچی کنیم.

برای نشر کتاب و در اصل برای نشر نظریات و تئوری‌های آموخته‌هایم در مکتب استاد محمد علی طاهری، کتاب را به یک انتشاراتی در آمریکا معرفی و با استقبال آنها روبرو شدم؛ اما در نیمه‌ی مسیر، انتشارات مورد نظرم از طرف افراد ناشناس تهدید به پرداخت مبلغ پانصد میلیون تومان جریمه‌ی نشر کتاب در خارج از ایران، خبر داد. انتشارات مورد نظر چندین بار دیگر مورد تهدید قرار گرفت. هیچ‌کس برای هیچ چیز و برای هیچ‌کدام از اتفاقاتی که برای نشر کتابم افتاده، هرگز پاسخ‌گو نبوده و تلاشم به هیچ نتیجه‌ایی نرسید.

تا امروز همواره برای حمایت از علم پروفسور محمد علی طاهری، به اتهام واهی اخلال در نظم عمومی و تجمع غیر قانونی در حمایت از سرکرده‌ی عرفان حلقه به زندان رفته و اینک از تمام ظالمانی که اتهاماتی واهی به شاگردان پروفسور محمد علی طاهری زده‌اند، شکایت خواهم کرد و برای آنانی که تا توانستند و چاقوی قدرتشان می‌بُرید برای اخلال در نظم نظام جمهوری اسلامی ایران، برای افتراهایشان که به علت کذب بودن، مردان صالح کشورم و نمایندگان دلسوز را به چالش و سقوط نزدیک کرده‌اند، برای آبروریزی‌هایی که در جنجال‌هایشان دامن اسلام را و دامن مردمان کشورم را آلوده‌اند و نام ایران را به عنوان داعش و تروریسم معرفی کرده‌اند و عامل جنایت و فساد در کشور اسلامی‌ام شده‌اند، رسوائی بزرگی رقم خواهم زد.

از کسانی که این پرونده‌ها را وزن‌دار و بی‌قافیه به جریان انداختند، شکایت می‌کنم و امیدوارم کسی باشد تا پاسخ‌گو باشد؛ چنان که در این مدت هرگز به درستی پاسخ روشنی نمی‌دادند و حتی نامشان نبود در هیچ شکواییه‌ایی که از شاگردان استاد محمد علی طاهری انجام می‌شد و خنده‌دار شدن پرونده‌های بی ‌شاکی، شاکیان نامرئی و فقط اتهامات خوانده شده از دستگاه قضایی که باید بی طرفانه و با تحقیقات رأی صادر می‌کرد همیشه و همچنان مغرضانه عمل کرده و می‌کنند، شکایت می‌کنم.

تخلفات انجام شده برای علم و اندیشه‌ی استاد محمد علی طاهری و شاگردانش از حد گذشته، چنانچه بازپرس شعبه‌ی سه دادسرای قدوسی آقای حسینی و در مرحله‌ی بعد شعبه‌ی هفت (که اصلا خودشان را معرفی نکردند) بدون در نظر گرفتن تفهیم اتهام و صرفا (بوده‌اند برای اجرای تصمیمات از پیش رأی داده شده) با موضوع تهمتِ بی چون و چرای در قانون ثبت نشده‌ی اخلال در نظم و تجمع غیر قانونی از طریق حمایت از سرکرده‌ی عرفان حلقه، بارها مورد ضرب و شتم عاملین و لباس شخصی‌ها قرار گرفته و بارها بازداشت و زندان را بدون هیچ نوع پذیرش اتهام تجربه کرده‌ام.

اینجانب زهرا شفیعی از ثارلله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که همیشه در ایران از افراد خوشنام، امین و صالح بودند، به علت این که عوامل زیر نظر ایشان تخطی و تخلف کرده‌اند را مقصر اصلی می‌دانم و از ایشان به اتهام زندانی کردن و تهمت زدن و اخلال در کار و زندگی و فروپاشی نظم خانوادگی‌ام و نیز بیکاری و آبروریزی در مجامعی که در حال فعالیت بوده‌ام شکایت می‌کنم و امیدوارم به شکایت من رسیدگی شود و چنان که در گذشته هر کسی به اندازه‌ی قدرتش می‌توانست ظلم کند و آزار دهد و نگذارد تا صدای مردم در اعتراض به ظلم‌ها در نطفه خفه شود، نباشد و چونان پیشوایمان حضرت علی علیه السلام عمل کنیم… چنان که نه مظلوم باشیم و نه ظالم …

با آرزوی توفیق الهی

زهرا شفیعی

 

 

 

 

شکایت از  بازپرس‌های دادسرای قدوسی

با عرض ادب و احترام خدمت مسئولین مربوطه

اینجانب زهرا شفیعی در خصوص دادنامه‌ی شماره ۹۵۰۹۹۷۲۱۸۱۷۰۱۹۷۶ پرونده کلاسه‌ی ۹۵۰۹۹۸۰۲۷۶۷۰۰۰۴۳ صادره از شعبه ۱۱۷۷ در خصوص شکایت از بازپرس‌های پرونده‌ی بدون شاکی شاگردان استاد محمد علی طاهری که اتهام اخلال در نظم عمومی و تجمع غیرقانوی در حمایت از استاد محمد علی طاهری بارها و بارها بر روی پرونده‌هایمان نصب شده و این اتهام خسارت‌های بسیاری به زندگی و شغل و آبرویمان زده از دستگاهی که باید حافظ جان و ناموس مردم کشورش باشد، اما اینک جان و ناموس مملکتش را به خطر انداخته شکایت دارم.

اینجانب هرگز پرونده‌ای مربوط به خسارت‌های ملی، خسارت‌های اجتماعی، خسارت‌های فرهنگی و… نداشته و طبق قوانین اسلامی مسیرم را تعیین و حرکت کرده‌ام.

بنده کارگردان و فیلمنامه‌نویس هستم و در زمینه‌ی کارگردانی و انیمیشن‌سازی فعالیت‌هایی انجام داده‌ام که به مدت دو سال از فیلم‌سازی کنارگیری کرده تا با فرصت بیشتری نظریه‌های اندیشمند فرزانه استاد محمد علی طاهری را دنبال و تئوری‌های ایشان را مورد تحقیق و بررسی قرار دهم که نتایج تحقیقات در این سال‌ها کتابی با عنوان «نامه‌ی یک زن ایرانی برای آقای استیون هاوکینگ» شد که در ایران با مجوز رسمی از وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران در اردیبهشت هزار و سیصد و نود و پنج تا تیرماه همین سال بعد از چاپ چهارم کتاب توقیف شد.

این کتاب تحقیقات بنده در این دو سالی  که گمانم بر این بود از آنچه دانشِ فراتر از علم امروز بوده و توانسته پاسخ‌گوی علم اندیشمندان و دانشمندان علوم آکادمیک شود باعث افتخار سرزمینم خواهد شد و می‌توانم اندیشه‌ی استاد فرزانه‌ای که سرمایه‌ی ملی کشورم محسوب می‌شود را از حصر اسارت در زندان اوین که به علت جهل و بی علمیِ آدم‌های سودجو که منافع خودشان را در خطر دیده‌اند و با اسارت این اندیشمند، خود را مدیونِ دنیای علمِ بی انتهای ایشان کرده‌اند را بینا به این علم کرده و با نشان دادن اندکی از علم ایشان و آنچه از آموخته‌هایم بوده را در تاریکی ذهن‌ها، به تصویر بکشم؛ کتاب نامه‌ی یک زن ایرانی برای آقای استیون هاوکینگ مطالبی را عنوان کرده که با استفاده از اندکی از علم استاد محمد علی طاهری بر پایه‌ی تنها کلمه‌ی «میکرو کازمیک برابر است با مایکرو کازمیک» پاسخ دنیای گمشده در عِلم را داده، حال آن که علوم فراتر از علم آکادمیک ایشان می‌تواند ضمانت حیات انسان را تأمین و تعیین کند. چنان که انیشتین می‌گوید دنیای علم به بن‌بست و بحران سوال رسیده و باید کسی بیاید که علم همه چیز را بداند و من با افتخار به عالمیان اعلام کرده‌ام که ایشان علم همه چیز را با فرمول میکروکازمیک برابر با مایکروکازمیک پاسخ داده است و اگر خسارتی به این اندیشمند فرزانه برسد، پاسخ‌گوی خسارت‌های ایشان نه تنها عوامل اجرائی که همه‌ی جهانیان باید پاسخ‌گوی این بی‌عدالتی و نادانی و جهل باشند.

اینجانب تا امروز همواره برای حمایت از علم پروفسور محمد علی طاهری، به اتهام واهی اخلال در نظم عمومی و تجمع غیرقانونی در حمایت از سرکرده‌ی عرفان حلقه بارها به زندان رفته‌ام و هر بار در زندان، به اتهامی واهی و تهمتی غیر قابل اثبات مصمم به شکایت از کسانی که با نام اسلام و در زیر پوششی مردمی، جان و مال و ناموس مردم را به خطر انداخته و قیافه‌ی حق به جانب گرفته و برای جان مردمی که با نظراتشان موافق نیستند دوئل راه انداخته و کشور را تبدیل به دخمه‌های قتلگاه کرده و عمومیت را به نارضایتی کشانده و هدفشان جز نشانه‌گیری قلب اسلام نیست و تعداد حریصانی که گرگ‌وارانه به اصل اسلام حمله کرده و به نام اسلام در برابر اسلام با ترفندهای نخ‌نما شده که اکثریت، فریب ظواهرشان را نمی‌خورند توانسته‌اند عالِمانی که اندوخته‌شان علومی است که با بهره‌گیری از این علوم، سرزمین ایران آبادتر از آباد شود را با تهمت و افترا و نشان دادن هویت کاذب برای پرونده‌های آنها، ایشان را در اسارت و یا به چوبه دار بسپارند بدون این که کسی از آنها بازخواست کند.

اینجانب زهرا شفیعی از  بازپرس‌هایی که هر بار با اتهام واهی اخلال در نظم و تجمع غیرقانونی از طریق حمایت از سرکرده‌ی عرفان حلقه بارها از ما خواستند تا سکوت کنیم و رویدادهای اتفاق افتاده را حتی به ما اجازه‌ی دفاع در نشریات و رسانه‌ها و شبکه‌های ایران، در زمان‌هایی که رسانه‌ها و نشریات در ایران بارهای بار بدون بودن ما در صحنه و دفاع از اندیشه‌مان، بر ضد اندیشه‌مان تبلیغ می‌کردند اجازه‌ی صحبت را نداشتیم و در هر تجمع مسالمت‌آمیز در سکوت فقط عکس‌های استاد محمد علی طاهری را، گستاخانه پاره می‌کردند و با هجوم گارد پلیس امنیت و لباس شخصی‌ها و زندانی کردن و تهمت زدن و اخلال در کار و زندگی و فروپاشی نظم خانوادگی و نیز بیکاری و آبروریزی در مجامعی که فعالیت می‌کردیم، شکایت می‌کنم و امیدوارم به شکایت من رسیدگی شود و به خاطر شکایتم، راه را برایم دشوارتر نکنند و همانند پیشوایمان حضرت علی (ع) عدالت را اگر چه به منافع خود نمی‌دانستند رعایت کنند.

با آرزوی توفیق الهی

زهرا شفیعی یکی از هزاران شاگرد استاد محمد علی طاهری

“شکایت‌های بی‌پاسخ از مسوولین و سهامداران رسانه‌های وابسته”

شکایت گروهی ۱۹ تن از شاگردان محمد علی طاهری به دلیل برخوردهای غیرقانونی با آنها

 

نوزده تن از شاگردان «محمد علی طاهری» زندانی عقیدتی محبوس در زندان اوین در شکایت‌نامه‌ای به برخوردهای غیرقانونی با آنها اعتراض کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، ۱۸ نفر از کسانی که این نامه را تهیه و تنظیم و منتشر کرده‌اند از جمله کسانی هستند که در کمپین «کوچ به زندان اوین» شرکت کرده و توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند.

در این شکایت‌نامه «زهرا شفیعی»، «مینا امیر معزی»، «مهزاد خسروانی وفا»، «رویا ارباب»، «سارا کاوندی»، «بهارک آذرنیا»، «ابراهیم سلامت»، «زهرا سادات ابراهیمی»، «اکرم درویشی (دلارام)»، «فاطمه حسینی علی آباد (دلارام)»، «محسن باقری»، «آمنه حکمت مرام»، «ملیکا کاوندی»، «فرناز علیزاده»، «علی گروسی»، «بهنام منصوریار (رامین)»، «ناهید ربانی»، «مجید شکری» و «احسان حدادی» به برخی از موارد تخلفات قانونی و حقوقی اشاره کرده‌اند.

۴۱ نفر از حامیان «محمد علی طاهری» در قالب سه گروه ۳۲، ۵ و ۴ نفره به ترتیب در روزهای ۲۳، ۲۵ و ۲۷ آذرماه ۱۳۹۵، در قالب کمپینی تحت عنوان «کوچ به زندان اوین» و با شعارهای «یا مرگ یا آزادی» و «اگر اندیشیدن جرم است پس ما هم مجرمیم» خودشان را به زندان اوین تحویل دادند یا به تعبیر خودشان “به زندان اوین کوچ کردند”. که از این تعداد در مجموع ۳۷ نفر زندانی و به زندان‌های «قرچک ورامین» (ندامتگاه شهرری) و «فشافویه» (زندان بزرگ تهران) منتقل شدند. گفتنی است سه نفر از این زندانیان پیش از برگزاری دادگاه از زندان آزاد شده بودند.

۳۴ عضو کمپین «کوچ به زندان اوین» پس از گذشت نزدیک به سه هفته پس از بازداشت، روز سه‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۳ ژانویه ۲۰۱۷)، در حالی از زندان‌های فشافویه (ندامتگاه تهران بزرگ) و قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهر ری) آزاد شدند که یک روز پیش از آن، در دادسرای قدس تهران محاکمه شدند. آنها در نهایت به اتهام “اخلال در نظم از طریق حرکات غیرمتعارف و تجمع غیرقانونی و غیرمجاز در حمایت از متهم محمد علی طاهری” به یک سال حبس تعزیری و تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند (براساس دادنامه اجرای مجازات به مدت دو سال معلق می‌ماند).

یک نسخه از متن کامل این شکایت‌نامه در اختیار خبرگزاری عرفان (اِنا) قرار گرفته که در پی می‌خوانید.

 

با عرض سلام، ادب و احترام خدمت همهی مسوولین، همه‌ی مراجع و همه‌ی کسانی که نقش کم‌رنگ یا پررنگ در پرونده‌های استاد محمد علی طاهری داشته و دارند.

اینجانبان جمعی از شاگردان استاد محمد علی طاهری که در اعتراض به حکم ناعادلانه و غیرمنصفانه‌ای که در جریان پرونده‌ی ایشان وزنه‌ی سنگینی ایجاد می‌کرد و به هر جایی برای شکایت رفتیم درها را به روی ما بسته و پاسخ‌گوی ما نبودند، دست به هجرت زدیم و خود را به زندان اوین تسلیم نمودیم تا بلکه لحظه‌ای به فکر فرو روید اما…

روایت کوچ شاگردان استاد محمد علی طاهری به زندان روایت غریبی است که تعدادی از شاگردان استاد محمد علی طاهری، در کمال سکوت و آرامش با داشتن پلاکاردی در دست با عنوان اگر اندیشیدن جرم است ما هم مجرمیم و این که اندیشیدن جرم نیست، ما قصد قانون‌شکنی نداریم و خواهان آزادی بدون قید و شرط و وثیقه و تعهد استاد محمد علی طاهری هستیم و این در حالی بود که بدون جنجال و هیاهو، در کمال آرامش خود را به مامورین تسلیم نمودیم؛ متاسفانه در حالی که این کم‌ترین حق مدنی محسوب می‌شود براساس آنچه در پرونده‌ی شاگردان صلح‌طلب استاد محمد علی طاهری درج گردید گزارش کذب و دروغین از مراجع انتظامی بدون آن که سندی برای اثبات این جرم وجود داشته باشد، در حالی که دوربین‌های موجود در محوطه‌ی اوین خود شاهد بر گفتار ماست. آنها بعد از بازداشت، خانم‌ها را به زندان زنان قرچک ورامین و آقایان را به زندان بزرگ تهران (فشافویه) منتقل کردند و مدت بیست و دو روز در بازداشت به سر می‌بردیم بدون این که این حرکت (کوچ) موجبی برای بازداشتمان باشد که از این بابت از مسببان این امر شکایت داریم.

در رای صادره که بارها با جوهر دادگاهی که باید بی‌طرفانه قضاوت کند، حکم به بی‌عدالتی و رای صادره را براساس مواد ششصد و هجده و ششصد و بیست قانون مجازات اسلامی ارایه داده؛ در حالی که ماده ششصد و هجده قانون مجازات اسلامی مقرر داشته (هر کس با هیاهو و جنجال یا حرکات غیر متعارف یا تعرض به افراد موجب اخلال در نظم و آسایش و آرامش عمومی گردد و یا مردم را از کسب و کار باز دارد، حبس از سه ماه تا یک سال و هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم خواهد شد) این در حالی است که خود مامورین دقیقا چنین تخلفی کرده و موجب اخلال در نظم و آرامش و فحاشی و ضرب و شتم و هراس و ترس در بین ما و مردم و همچنین مختل کردن و وقفه انداختن در زندگی و مشاغلمان ایجاد نموده‌اند و بازتاب حرکاتشان را به ما نسبت داده و حکم را برای ما صادر کرده‌اند! و این موضوع مورد پذیرش همه‌ی شارحین قانون مجازات اسلامی است که جرایم موضوع این ماده بایستی عملا محقق شود.

علاوه بر آن دادگاه، مراجعه‌ی سی و پنج نفر از افرادی که در کمال آرامش و بدون شعار صورت گرفته، چگونه بر این اساس حداکثر مجازات مقرر را قایل شده است؛ در صورتی که در هیچ کدام از پرونده‌های شاگردان استاد محمد علی طاهری، اقراری وجود ندارد؟ اتهامات انتسابی مورد پذیرش نیست و براساس اصل برائت، در اصل سی و هفت قانون اساسی آمده، می‌بایست در صورت بروز هرگونه شبهه متهم از موارد انتسابی تبرئه و اصل برائت جاری شود، تمام مدارکی که از سمت مراجع انتظامی داده شده کافی برای دادگاه نیست و برخلاف آنچه عنوان شده هیچ‌گونه شواهد و قرائنی در پرونده وجود ندارد.

متاسفانه دستگاه قضایی مغرضانه عمل کرده و دادگاه بی‌طرفانه وارد گود نشده و دادستان، دادستانی نکرده …

آقای دادستان، آیا شاکی خصوصی برای این پرونده‌ها وجود دارد؟

آقای قاضی آیا شما می‌دانید استاد محمد علی طاهری درباره‌ی چه مباحثی صحبت کرده‌اند و آیا شما می‌دانید که این عالم فرهیخته، بی هیچ گناهی تنها به دلیل غرض‌ورزی‌های سودجویان و فرصت‌طلبان و مافیای قدرت در بازداشت شش ساله به سر می‌برند؟

آقایان مسوولین محترم، که سکوت کرده‌اید آیا می‌دانید ظلمی که در حق ایشان و شاگردانشان کرده‌اید در نزد خدا به عدالت اجرا می‌شود و بازخواست می‌شوید؟

آقایان مراجع که هرگز پاسخ‌گو نبوده‌اید و حکم را به دستور فتاوای شما اجرا می‌کنند، آیا هنوز هم در سکوت، سکوت کرده‌اید؟ آقایانی که با رای ما مردمان ایران بر مسند قدرت نشسته‌اید، آیا هنوز هم خود را به ندانستن می‌زنید و می‌گویید به شما ربطی ندارد که خون بی‌گناهی ریخته شود؟

آقای بازپرس آیا برای هزارمین بار سوال رنگ و رو رفته‌تان را رویتان می‌شود دوباره مطرح کنید و بگویید پرونده‌ی استاد محمد علی طاهری به شما ربطی ندارد؟ چرا شاگردانش کاسه‌ی داغ‌تر از آش شده‌اند و خانواده و وکیل ایشان سکوت کرده‌اند؟

آقای مسوول که مسوول در برابر مردم و ملتید، آیا می‌دانید استاد محمد علی طاهری یک عالم فرزانه و سرمایه‌ی ملی کشور ایرانی اسلامی‌مان محسوب می‌شود؟ آقایان عزیز لطفا از خواب بیدار شوید…

با آرزوی بیداری در عصر هوشمندی برای همه‌ی ما که مسوولیم در برابر عدل خداوند پاسخ دهیم، اگر ذره‌ای از حق به ناحق پایمال شود و بدانیم و سکوت کنیم و یا ندانیم و نخواهیم هم بدانیم که دانستن مسوولیت می‌آورد و در پیشگاه خداوند شرمنده این عالم بزرگوار نباشیم…

آقایان رسانه‌های وابسته که خودتان می‌برید و خودتان هم می‌دوزید و خودتان هم برنامه می‌سازید و به خودتان مدال افتخار می‌دهید که های، که هوی، چه نشسته‌اید که ما چنین می‌کنیم، ما چنان می‌کنیم؛ می‌دانید اگر ما نیز رسانه‌ای در اختیار داشتیم تا حرف‌هایمان را اثبات کنیم، هرگز مردم به ما لقب شیطان‌پرست و جن‌گیر و… نمی‌دادند و بسیاری از آسیب‌های اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و… که معضلات روز شده و ایران را در میدان رزم بر زمین زده و اختلاس‌کنندگان، رشوه‌خواران، مافیای قدرت، مافیای مخدر و مافیای دارو دستشان از اموال ایران کوتاه می‌شد و همه‌ی ما ایرانی آباد داشتیم؟ آیا می‌دانید که شیپور رسوایی خودتان را در رسانه دمیده‌اید؟ آیا می‌دانید که این کار یعنی یک‌طرفه قضاوت کردن و حکم دادن کار اخلاقی نیست و رسانه را زیر سوال می‌برید و آیا می‌دانید ما نیز رسانه‌‌مان دوربین خداوند است؟

ما شاگردان استاد محمد علی طاهری از ایشان آموختیم که خداوند فقط امروز را فرصت داده تا جبران کنیم، فردا دیر است. برایتان آرزوی بیداری در ظهر ظهور را داریم .

 

جمعی از شاگردان استاد محمد علی طاهری

یکشنبه یکم اسفند ۱۳۹۵ (۱۹ فوریه ۲۰۱۷)

زهرا شفیعی، مینا امیر معزی، مهزاد خسروانی وفا، رویا ارباب، سارا کاوندی، بهارک آذرنیا، ابراهیم سلامت، زهرا سادات ابراهیمی، اکرم درویشی (دلارام)، فاطمه حسینی علی آباد (دلارام)، محسن باقری، آمنه حکمت مرام، ملیکا کاوندی، فرناز علیزاده، علی گروسی، بهنام منصوریار (رامین)، ناهید ربانی، مجید شکری و احسان حدادی

سرنوشت یک کتاب و نویسنده‌اش در حاکمیت اسلامی

مرور پرونده‌ی کتاب توقیف شده «نامه‌ی یک زن ایرانی برای آقای استیون هاوکینگ» نوشته زهرا شفیعی از شاگردان محمد علی طاهری

 

کامران رئوفی: یادداشت پیش رو مروری است بر سرنوشت کتاب «نامه‌ی یک زن ایرانی برای آقای استیون هاوکینگ» نوشته «زهرا شفیعی» از شاگردان «محمد علی طاهری» که در آن می‌توان جزئیاتی درباره نویسنده و کتاب موردنظر دریافت.

 

درباره نویسنده کتاب

«زهرا شفیعی» نویسنده، کارگردان و فیلمنامه‌نویس است. او در سال ۲۰۱۳ با انیمیشن «آن روی سکه» در فستیوال جهانی کن فرانسه شرکت کرده و منتخب این فستیوال شد. همزمان چند بار دیگر در فستیوال‌های دیگری همچون انیماتو، سینما تیکو فرانسه، کراون شرت فیلم فستیوال، ونیز فیلم فستیوال، برلین فیلم فستیوال، پوسان فیلم فستیوال و شیکاگو فیلم فستیوال، آثار وی منتخب و مورد ارزیابی قرار گرفته و در آن سال جزو برترین کارگردانان زن جهان شناخته شد.

همزمان در همان سال افتخار دیگری در فستیوال اسکریپتاپالوزای آمریکا برای فیلمنامه‌ای از او با عنوان «برداشت از یکی دیگر» رقم خورد و تا نیمه نهایی این فستیوال شرکت کرده و شرکت فیلمسازی هالیوود از وی دعوت به همکاری کرد که به علت تحقیق و بررسی نظریه‌های دکتر محمد علی طاهری از فیلمسازی و کارگردانی کنارگیری کرده تا با فرصت بیشتری نظریه‌های این اندیشمند فرزانه را دنبال و تحقیق و بررسی کند که نتایج تحقیقات او در این سال‌ها کتابی با عنوان «نامه‌ی یک زن ایرانی برای آقای استیون هاوکینگ» شد. این کتاب در ایران با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی ایران از اردیبهشت هزار و سیصد و نود و پنج تا تیرماه همان سال یعنی در مدت سه ماه به چاپ چهارم رسید که در نیمه‌ی پخش، چاپ چهارم کتاب توقیف شد، اما نه از طرف وزارت ارشاد که از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران.

گفتنی است «زهرا شفیعی» از اعضای «کمپین کوچ به زندان اوین» بوده که سه‌شنبه ۲۳ آذرماه ۱۳۹۵ (۱۳ دسامبر ۲۰۱۶)، در اقدامی اعتراضی به همراه ۳۳ نفر دیگر از شاگردان و هواداران «محمد علی طاهری»، خود را به زندان اوین تحویل داده بود، در دادسرای قدس تهران محاکمه شده و به اتهام “اخلال در نظم از طریق حرکات غیرمتعارف و تجمع غیرقانونی و غیرمجاز در حمایت از متهم محمد علی طاهری” به یک سال حبس تعزیری و تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند (براساس دادنامه اجرای مجازات به مدت دو سال معلق می‌ماند).

او سپس در روز سه‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۳ ژانویه ۲۰۱۷)، به همراه سایر اعضای این کمپین از زندان قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهرری) آزاد شد.

 

چاپ چهارم در کم‌تر از چند ماه

کتاب «نامه‌ی یک زن ایرانی برای آقای استیون هاوکینگ» با استفاده از آموزه‌های استاد «محمد علی طاهری» و تقدیم به ایشان شده است. این کتاب به لطف خداوند در اول اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵، با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی ایران، از سوی انتشارات «سخنوران» به چاپ رسید. استقبال از این کتاب باعث شد تا تیرماه همین سال برای چاپ چهارم نیز اقدام شود؛ اما پس از گذشت چند روز، جلوی نشر مجدد کتاب گرفته شد. این در حالی بود که انتشارات برای توقیف کتاب بهانه‌ای نداشت.

نویسنده کتاب از آنجا که بسیار درگیر کارهای تحقیقاتی بود، مساله‌ی توقیف کتاب را جدی نگرفته و بقیه‌ی کار را برای پیگیری به مدیر برنامه‌اش واگذار کرد. ایشان در عین صداقت و امانتداری برای انتشار کتاب در کشور آمریکا مصرانه عمل کردند. گزارش زیر برای ایشان است که کار منتشر کردن کتاب را انجام و تمام مذاکرات بین ایشان و انتشارات انجام شد.

 

تهدید ناشر کتاب/ ناشر چه می‌گوید؟

پس از انتخاب انتشارات از میان چند شرکت انتشارات کتاب در آمریکا و کشورهای اروپایی «شرکت کتاب» را برگزیدم، تا با تمام سابقه خوب و عالی آنها در نشر آثار ایرانی، با ما در انتشار کتاب تازه خانم شفیعی همکاری نمایند. کتاب مورد نظر ارسال شد و پس از چندین هفته بررسی، شرکت کتاب نسخه قرارداد کتاب را برایم ارسال کرد. قرارداد به زبان انگلیسی بود و پس از بررسی از جانب ما در ایران، موافقت و امضا شد.

قرار بود در دوم مهرماه نود و پنج، این کتاب در آمریکا و چند کشور اروپایی به چاپ برسد، که بعد از مدتی با تماسی از وکیل شرکت کتاب مواجه شدیم که می‌گفتند ما اجازه انتشار کتاب را نداریم، زیرا از ایران و انتشاراتی داخل ایران که این کتاب را چاپ نموده و حق و حقوق مولف مشخص نیست، ما دچار مشکل خواهیم بود و سپس از ما مدارک جهت تایید هویت، تایید واگذاری تمام حق و حقوق کتاب به خود نویسنده را درخواست کردند و ما نیز پس از مدت اندکی مدارک را ارسال کردیم.

قرار بر چاپ کتاب در آبان ماه بود که باز هم با تماس وکیل «شرکت کتاب» مواجه شدم که ایشان اظهار داشتند که طی تحقیقات و بررسی که کرده‌اند چاپ این کتاب را کسانی که خود را معرفی نمی‌کنند عقیدتی-سیاسی عنوان کرده و انتشارات و شرکت کتاب را با مشکل و خطر پرداخت خسارت مواجهه می‌کند؛ این کتاب دارای کپی رایت نیست و فرد ناشناسی به شرکت کتاب گفته است که اگر این کتاب چاپ و توزیع شود در آمریکا و سایر کشورها، نویسنده‌ی کتاب که در ایران است دچار مشکل عمده شامل شلاق، زندان و پرداخت جریمه خواهد شد. لذا «شرکت کتاب» در حفظ امنیت نویسنده متعهد به رعایت قوانین است.

پس از این که ما اعلام کردیم که مشکلی متوجه نویسنده نیست و تنها چاپ این کتاب برای نویسنده، مهم است و پس از تایید شرکت کتاب، وکیل شرکت در طی تماس آخر گفت که شرکت را در صورت چاپ این کتاب تهدید و با ارایه مدارکی شرکت را متحمل خسارت پانصد میلیون تومانی می‌کنند.

آنها انتشارات را تهدید کردند که این کتاب به هیچ عنوان نباید چاپ شود. و ادعا کردند کتاب در ایران جمع‌آوری و توقیف خواهد شد و نیز مجوز نشر ندارد. شرکت کتاب با تمام ابراز همدلی آخرین راه را جلوی پای ما گذاشت و با سلب و لغو قرارداد، و معرفی و راهنمایی‌های دیگر در انتشارات دیگری ما را هدایت کرد و امروز این کتاب با تمام فرازها و فرودها در آمریکا و چند کشور اروپایی به چاپ رسیده است.

 

اعتراض به توقیف کتاب

این کتاب با همه‌ی سرفصل‌های علمی فلسفی‌اش، برای تمام بحران‌های علم به بن بست رسیده می‌تواند راه‌حل نهایی ارایه دهد. این کتاب اندکی از علومی برداشت شده که اینک بنیان گزارش به خاطر ارایه‌ی این علم و یا بهتر بگویم فراعلم به خاطر آنچه ادعا کرده و راه‌های بی‌نهایت برای پایان دادن به قدرت‌های مافیای دارو و مافیای مخدرها عرضه کرده، شش سال از عمر پربهایش را در زندان به سر می‌برد. ایشان جزو سرمایه‌ی ملی محسوب می‌شوند که مورد غضب قدرت‌های مافیایی شده‌اند.

نویسنده‌ی این کتاب بعد از این همه رنج و گذشتن از سدهای نامریی می‌خواهد از کسانی که کتاب مورد نظر را توقیف کرده و پاسخ‌گوی این امر نیستند شکایت کند. ایشان برای تحقیقات این کتاب و بررسی تنها جمله‌ی استاد محمد علی طاهری یعنی «میکروکازمیک برابر است با ماکروکازمیک»، دو سال در تلاش و جمع‌آوری اطلاعات از علوم دانشمندانی همچون پروفسور استیون هاوکینگ، میچیو کاکو، آلبرت انیشتین و… بوده و از کار اصلی خود فاصله گرفته و امیدوار بودند حکومت جمهوری اسلامی از منابع عمیق و سرشار از اطلاعات استاد محمد علی طاهری این ذخیره و منبع علمی استفاده‌های بی‌شماری کنند و از خصومت خود با ایشان دست برداشته در کنار ایشان، ایران را آباد کنند.

این کتاب تقدیم به پروفسور محمد علی طاهری شده است؛ عالم بزرگ و فرهیخته‌ای که جهان تا به امروز در انتظارش بوده است. با آرزوی آبادانی و سربلندی کشور ایران، سرزمین علم و هنر و اندیشه

 

لینک خرید و دریافت کتاب در سایت آمازون:

https://www.amazon.com/Zahra-Shafiei-Dehaghani/e/B01N1FBGQ9

 

روایت معتبر ۱: روایت زهرا شفیعی از شاگردان محمد علی طاهری درباره دوران زندان

پرونده روایت معتبر، نگاهی گزارش‌گونه به رویدادهای دوران زندان اعضای عرفان حلقه است.

خبرگزاری عرفان (اِنا)، می‌کوشد در راستای مستندسازی رویدادها و واقعیت‌ها از بازداشت اعضای عرفان حلقه، اتهام‌ها و دلایل بازداشت، محاکمه، دفاعیات و تصویر واقعی از زندان و زندانبانان به شکل پرونده‌ای ویژه تحت عنوان «روایت معتبر» بپردازد.

«روایت معتبر» سلسله یادداشت‌ها و گزارش‌ها و روایت‌های گزارشی را شامل می‌شود که روایتی معتبر و مستند از سرنوشت اعضای عرفان حلقه در زمان بازداشت و محاکمه و زندان را به مخاطبان، فعالان حقوق بشر و همچنین سازمان‌ها و نهادهای دیدبان و گزارشگر حقوق بشری نشان دهد.

«زهرا شفیعی» از اعضای «کمپین کوچ به زندان اوین» که سه‌شنبه ۲۳ آذرماه ۱۳۹۵ (۱۳ دسامبر ۲۰۱۶)، در اقدامی اعتراضی به همراه ۳۳ نفر دیگر، خود را به زندان اوین تحویل داده بود، در دادسرای قدس تهران محاکمه شده و به اتهام “اخلال در نظم از طریق حرکات غیرمتعارف و تجمع غیرقانونی و غیرمجاز در حمایت از متهم محمد علی طاهری” به یک سال حبس تعزیری و تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند (براساس دادنامه اجرای مجازات به مدت دو سال معلق می‌ماند).

این مربی عرفان حلقه سپس در روز سه‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۳ ژانویه ۲۰۱۷)، به همراه سایر اعضای این کمپین از زندان قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهرری) آزاد شد.

روایت «زهرا شفیعی» از شاگردان «محمد علی طاهری» و یکی از اعضای «عرفان حلقه» که در جریان کمپین «کوچ به زندان اوین» بازداشت شد، را در ادامه می‌خوانید.

 

اینجانب زهرا شفیعی یکی از شاگردان استاد محمد علی طاهری هستم .

در مکتب استادم آموختم آنچه که باید انجام دهیم، نهضتی است برای دفاع از حقوق بشر، برای عدالت و برابری، برای پایبندی به اصول و قواعد و قوانین، برای التیام بخشیدن به دردهای جامعه …

کوچِ شاگردان استاد محمد علی طاهری به زندان اوین به قصد تحویل دادن خود به زندان، بعد از مراجعه به همه‌ی مسئولین و صدای حق‌طلبی‌های شاگردانی که به گوش هیچ کسی نمی‌رسید، اتفاق افتاد . کوچ یک برنامه‌ی طراحی شده نبود و یک برنامه با فرضیات و پیامدهای بعد از آن شکل نگرفته بود. داستان کوچ شاگردان استاد محمد علی طاهری به زندان اوین و تسلیم کردن خودشان به مأمورین، فریاد حق‌طلبی آنهایی بود که همه‌ی راه‌ها را رفته بودند و به درهای بسته خورده بودند و مسئولین به مظلومیت آن‌ها توجه که نمی‌کردند هیچ …که همیشه با باتوم و گاز اشک‌آور و گاز فلفل و تهدید و آبروریزی و زندان جرائم، از شاگردان استاد محمد علی طاهری پذیرایی به عمل می‌آوردند. قصه‌ی کوچ، روایت‌های ثبت نشده بسیار دارد اما آنچه مهم بود رفتن ما به زندان بود، آن هم بدون آن که بدانند تعدادی از اهالی کوچ، نمایندگان فعال حقوق بشر هستند که با ذره‌بین وارد زندان شده‌اند و برای ثبت حقایق و وقایع اتفاق افتاده به نمایندگی از کل جامعه‌ی حقوق بشر، تمام رویدادها را ضبط و ثبت می‌کنند.

ابتدای این تخلف آشکار از سوی متخلفین، دستگیری شاگردان استاد محمد علی طاهری که در جریان یک اندیشه و عقیده دست به یک حرکت غافلگیرانه زده و خود را تسلیم زندان اوین کرده و جزو زندانیان عقیدتی محسوب می‌شدند، متخلفان این جریان، برای آن که تخلفاتشان را به هیچ دستگاهی توضیح ندهند و بازخواست نشوند؛ اتهام ما را عقیدتی ثبت نکرده و ما را در زندان جرائم و به اتهام واهی اخلال در نظم عمومی و تجمع غیرقانونی و انجام حرکات غیرمتعارف، خانم‌ها را به زندان شهر ری (قرچک ورامین) و آقایان را به زندان تهران بزرگ (فشافویه) منتقل کردند.

داستان ما بیست و سه نفر خانمی که وارد زندان قرچک شهر ری شدیم از همان ابتدا کلید خورد. ما براساس حداقل مقررات معیار برای رفتار با زندانیان و براساس قوانین مطرح شده و تأیید شده، مسائل زندان‌ها را بررسی و تمام زوایای آن را گزارش کرده و در رسانه‌ای کردن آن مجاهدت کردیم. این اطلاعات، ثبت شده و در تمام کشورها طبق این دستورالعمل موافقت شده از سوی همه‌ی کشورها مورد استفاده است که بخشی از تخلفاتی که ما در این سه هفته دیدیم به سمع و نظر شما می‌رسانم.

گزارش‌هایم براساس شواهد و طبق مقراراتی که مصوب نخستین کنگره‌ی سازمان ملل متحد درباره‌ی پیشگیری از جرم و رفتار با مجرمان در سال ۱۹۵۵ در ژنو تشکیل شده و با قطعنامه‌های بیست و چهارم مورخ سی و یک ژوئیه ۱۹۵۷ و ۲۰۷۶ شصت و دوم (مورخ سیزده) مه ۱۹۷۷، شورای اقتصادی و اجتماعی به تصویب آن رسیده و آنچه ملاحظه شد تماما آمار ضعف زندان در قسمت قرنطینه بوده و اصلا اطلاعی درباره‌ی وضعیت داخل بندها که مسلما تخلفات ضابطین بی‌شمار است را لحاظ نکرده‌ام.

 

۱- دادن اطلاعات به زندانیان و گرفتن شکایت از آن‌ها

هنگام ورود و پذیرش هر زندانی باید اطلاعات کتبی درباره‌ی مقررات مربوط به رفتار با زندانیان مشابه به او، مقتضات انضباطی زندان، روش‌های مجاز گرفتن اطلاعات و شکایت کردن و کلیه‌ی مسائل مشابه دیگر که ضروری هستند و او را قادر می‌سازند تا حق و حقوق خود را درک کند باید در اختیار او گذاشته شود و زندانی اگر طرح شکایتی از قضات یا سایر نهادها را دارد باید از طریق مجاری تصویب شده، به مدیریت زندان بدون هیچ تاخیر غیر ضروری به بیرون از زندان این شکایت انجام و شکایت مطرح شده از سمت زندانی به سرعت پیگیری و رسیدگی شود، که در این بازرسیِ به عمل آمده‌ی ما از زندان شهر ری (قرچک) این اتفاق نیفتاد و شکایت‌هایی که مطرح کردیم تا به دست قضات و مسئولین و رهبر کشور آقای علی خامنه‌ای برسد، مختومه شد.

 

۲- بازرسی از زندان‌ها

بازرسان واجد شرایط و با تجربه بدون غرض‌ورزی که به وسیله‌ی یک نهاد ذی‌صلاح منصوب شده باشند، باید به طور مرتب از زندان‌ها و خدمات جزائی بازرسی کنند وظیفه‌ی آنان باید به ویژه تضمین این امر باشد که این موسسات مطابق قوانین و مقررات موجود برای تامین خدمات جزائی و تأدیبی اداره شود که در این مدت اقامت در زندان به هیچ عنوان شخصیتی ناظر با مسئولیتِ بازرس و در مقام بازرسی از زندان طی این سه هفته رویت نشد.

 

۳- تاسیسات بهداشتی و رعایت بهداشت

تاسیسات کافی، استفاده از حمام کاملا بهداشتی، توالت با بالاترین بهداشت باید برای همه‌ی افراد فراهم باشد. تاسیسات ملزم به تامین دمای مناسب آب با اقلیم، به دفعاتی که برای بهداشت عمومی، بر حسب فصل و منطقه‌ی جغرافیایی است باید در اختیار افراد قرار داشته باشد. بهداشت شخصی زندانیان باید فراهم باشد و آنها با ظاهری خوب و متناسب، عزت نفسشان از بین نرود و مراقبت از آن‌ها مسئولیت مسئولین را افزایش می‌دهد. که در این دوره‌ی سه هفته‌ای اقامت در زندان زنان قرچک، به هیچ عنوان بهداشت حمام‌ها و توالت‌ها از اعتبار کافی برخوردار نبوده و دارای حداقل و پایین‌ترین سطح از بهداشت بودند. تمام درب‌های توالت‌ها و حمام‌ها پوسیده و زنگ زده، استفاده از آب شور و نبود آب گرم در ساعات مختلف و فقط در تایم کوتاهی آب گرم وجود داشت که آن هم به سرعت سرد می‌شد و گاها زندانیان تازه‌وارد که باید شستشو داشته باشند و نظافت کنند را مجبور به استفاده از حمام‌های آب سرد می‌کردند. روشویی زندان پوسیده و زنگ زده و کثیف و غیر قابل استفاده برای انسان بود .

 

۴- محل خواب و نگهداری زندانیان

همه‌ی محل‌هایی که برای استفاده زندانیان در نظر گرفته شده به ویژه محل‌های خواب، باید از همه‌ی امکانات بهداشتی برخوردار باشند و با توجه به شرایط آب و هوایی، به ویژه مقدار هوا، حداقل مساحت کف، نور، گرما، تهویه‌ی مناسب مبذول شود در صورتی که در زندان مورد بازرسی شاگردان استاد محمد علی طاهری، فاقد این امکانات بود و حتی از داشتن پتو و ملافه و بالش استفاده نشده و نو محروم بودیم و بعد از اعتراضات شاگردان استاد محمد علی طاهری از پتو و ملافه و بالش‌های استفاده شده و شسته شده در اختیار زندانیان گذاشتند که تازه تشک‌های آن به هیچ عنوان عوض نشده و تشک‌ها پوسیده و فرسوده بود، این در حالی است که این مقررات، مقررات ثبت شده در قوانین اجرایی زندان‌هاست که در همه‌ی جاهایی که لازم است زندانیان در آنجا زندگی کنند باید پنجره‌ها آنقدر بزرگ باشد که زندانیان بتوانند با نور طبیعی مطالعه یا کار کنند و چنان ساختمان زندان ساخته شده باشد که امکان ورود هوای تازه به اتاق‌ها را فراهم کند حتی اگر این تهویه مصنوعی باشد یا نور کافی موجود نباشد، باید این نور به صورت کامل و کافی فراهم شده و هیچ آسیبی به چشمان زندانیان نرسد. که این نیز در این بازرسی که جمعی از نمایندگان نهضت دفاع از حقوق بشر ملاحظه کردند به هیچ عنوان لحاظ نشده و نبود هوای تازه و مکانیزم مصنوعی تهویه‌ی هوا، عامل آزار زندانیان شده بود و نیز مهتابی‌هایی با رنگ سفید آزار دهنده که در تمام شبانه‌روز روشن و آسیب‌های جدی به مغز وارد می‌آورد که این مورد جزو تخطی و تخلفی فاحش محسوب می‌شد.

 

۵- کنترل کیفی غذا و آب

مدیریت هر زندان باید به هر زندانی در ساعات مقرر و معلوم شده غذای مقوی که برای سلامت و توانایی او کافی بوده و کیفیت خوب داشته و به خوبی تهیه و سرو شود تحویل دهد و نیز آب آشامیدنی باید در دسترس هر زندانی هرگاه که نیاز داشت قرار بگیرد و این در حالی بود که در این بازرسی باز تخلف آشکار رویت می‌‎شد و غذا از پایین‌ترین کیفیت که به هیچ عنوان هیچ‌گونه مواد تأمین‌کننده‌ی نیاز جسمی زندانیان را فراهم نمی‌کرد و غالبا باعث بیماری زندانیان شده بود، غذا اغلب پلوی سفید و قدری سویا و تعداد اندکی لوبیای سبز بود که این غذا را لوبیا پلو می‌نامیدند در هفته دو بار از پروتئین مرغ استفاده می‌کردیم، یک بار با پلوی سفید که بهترین غذا در هفته محسوب می‌شد و همان شب از باقیمانده‌ی غذاها سوپ تهیه می‌شد و این مثال فاحشی از وضعیت اسفناک غذا را نمی‌توانید حس کنید، مگر در این شرایط قرار بگیرید و بدتر از همه استفاده‌ی آب بدمزه‌ی نمکداری بود که به مصرف خوراکی زندانی می‌رسید و اگر طعم آب بدمزه و بد بود باید آب معدنی خریداری می‌شد که این مورد خریدن آب در توان زندانیان نبود .

 

۶- خدمات پزشکی و استفاده از تجهیزات پزشکی

در هر زندان باید حداقل یک پزشک باصلاحیت، با اطلاعات درباره‌ی روان‌پزشکی در دسترس باشد. خدمات پزشکی باید در رابطه‌ی نزدیک با مدیریت عمومی بهداشت جامعه یا کشور سازمان داده شود.

پزشک زندان باید مراقب بهداشت جسمی و روانی زندانیان باشد، هر روز زندانیانی که از بیماری خود شکایت دارند را ببیند و موضوع آن‌ها را رسیدگی، رصد و گزارش آن‌ها را پیگیری کند و اگر متوجه شد سلامت جسمی و روحی و روانی زندانی بر اثر حبس مداوم و یا هر علت دیگری ناشی از حبس، به حد زیان‌آوری تحت تاثیر قرار گرفته یا خواهد گرفت، باید موضوع را به مدیر زندان گزارش کند و در مورد مسائل بهداشتی اعم از بهداشت و پاکیزگی زندانیان، وضع دفع فاضلاب، وضع رسیدگی به گرما و نور و تهویه‌ی هوای زندان، کمیت و کیفیت و آماده کردن و تحویل دادن غذا به مدیر زندان ارائه کند و اگر مدیر زندان با آن موافق است به سرعت و بدون تأخیر رسیدگی کند در غیر این صورت اگر مخالف است یا در حوزه‌ی صلاحیت ایشان نیست، باید بلافاصله گزارش آن را به مقام بالاتر و نهاد مسئولیت‌پذیر گزارش کار را ارائه کند.

این در حالی بود که زندان قرچک زنان از پایین‌ترین خدمات پزشکی و روان‌شناسی بهره‌ای نداشت و پزشکان بی‌مسئولیت خود را مسئول ندانسته و حتی از ارائه‌ی کم‌ترین خدمات به زندانیان طفره می‌رفتند و با وجود اعتصاب غذای شاگردان استاد محمد علی طاهری از ارائه‌ی خدمات پزشکی خودداری می‌کردند و در هنگام ارائه‌ی خدمات با رفتار ناخوشایند و گزارشات کذب و استفاده از تجهیزات غیر قابل استفاده، جان زندانیانی که در اعتصاب غذا بودند را به مخاطره انداخته بودند که با اصرار و شکایت‌های پی‌درپی، مسئولین زندان بعد از رسیدگی به مساله باز هم نتوانستند کادر بی‌کفایت پزشکی را که اغلب آنها غیرمتخصص و غیرمسئول بودند، وادار به ارائه‌ی کار کنند و مسئولین نیز مجبور به دفاع از کادر خود می‌شدند که بر اثر ارتباط تنگاتنگ با مجرمین مجبور به پرخاش و دریغ کردن خدماتشان از زندانیان است که باز این مساله تنها یک توجیه است؛ در حالی که طبق قوانین زندان‌ها همه‌ی کادر مدیریت، پزشکی و روان‌شناسی زندان‌ها باید کادری مجرب و همیشه در دسترس و یا محل سکونتشان نزدیک به زندان باشد و آموزش‌های لازم برای ارائه‌ی خدمات در حدی که باعث برهم زدن آرامش و شعور زندانی است و زندگی بعد از زندان او را مختل نکند، به او در حد کرامت و مقام انسانی خدمت کنند؛ اما دریغ و صدافسوس از آدم‌هایی که همه را در جایگاه زندان، مجرم و به خود اجازه می‌دهند مقام انسان را در زندان زیر سوال ببرند و عقده‌های درونی خود را با له کردن آدم‌های ناتوان به دیگران نشان دهند و با فرار از مسئولیت خود و وانمود کردن اینکه وظایفشان را در حد توان مالی و توان روحی انجام داده‌اند، پرده‌های ضخیمی بر گناهان خود کشیده‌اند و انسان‌های بیچاره‌ای که قرار است برای جرم انجام داده فقط خسارت بدهد برای همه‌ی لحظاتش بودن در زندان خسارت و آسیب می‌بیند و دائم در شکنجه است و آدمی که زخم‌های بسیار می‌خورد با داشتن فقط یک جرم، اکنون به یک بیمار روحی و روانی و جسمی و جنسی تبدیل شده است که مقصر آن کسانی هستند که خود را خدا می‌پندارند.

در قوانین رفتار با زندانیان آمده، کسی که متهم است و هنوز محاکمه نشده و جرمش محرز نگشته باید با احترام با او رفتار شود و به هیچ عنوان او را به چشم یک زندانی نبینند.

قطعا مسئولین در رسیدگی و کارهای اجرایی کم‌کاری کرده‌اند، ولی اکنون که آنها سرگرم کارهای مهم‌تری هستند، وظیفه‌ی انسانی و شرعی خود می‌دانم که در برابر این ظلم فاحش سکوت نکنم و برای آنچه سال‌ها مورد ظلم و فشار قرار گرفته‌ایم برای احقاق یک جامعه، یک عدالت انکارناشدنی، به حکم آن که در مکتب استاد محمد علی طاهری آنچه آموخته‌ایم خمس و زکاتی دارد که باید آن را پرداخت کنیم به افشای آنچه دیده‌ام در همه‌ی رسانه‌ها فریاد خواهم کشید .

رویدادهای درون زندان را با فاجعه‌ی ورود پنجاه و دو دختر بین هجده تا بیست و دو ساله که در یک پارتی گرفته و آنها را بدون ملاحظه‌ی سن آنها و بدون در نظر گرفتن این که آنها متهم و مجرم نیستند و تنها به دلیل یک شب خوش‌گذرانی، به زندان جرائم (که خود این پرونده‌سازی و اتهام، یک جرم غیرقابل انکار ضابطین محسوب می‌شود)  آنها را بعد از سه روز در قرنطینه بودن به بندهای زندان منتقل کردند که گزارش‌های درون بند، رعشه به تن ما هم انداخته بود… و هنوز بعد از گذشت دو هفته در زندان بودن ما، تعدادی از آنها را در بند نگه داشته تا وثیقه‌هایشان را پرداخت کنند و این تخلف بزرگ یک موسسه برای این وضعیت بود که دیگر حرفی برای این تخلف ندارم.

ما به غرامت ادعایی که استاد محمد علی طاهری آن را مطرح کرد ایستاده‌ایم و از حق خود دست نمی‌کشیم. ما بارها به مسئولین نظارتی و ذی‌ربط گفتیم جای ما در زندان به عنوان متهم نیست و نباید باشد. ما باید در کنار دولت برای کمک و همکاری و پایین آوردن جرم و جنایت دست به دست هم دهیم. بنا به ادعایی گفتیم با علم استاد محمد علی طاهری می‌توانیم اعتیاد را ریشه‌کن کنیم. بنا به ادعایی گفتیم می‌توانیم با علم استاد محمد علی طاهری از جرم و جنایت از پایه و اساس، به شکل ریشه‌ای آن را بررسی و جرم و جنایت را به حداقل برسانیم. بنا به ادعایی گفتیم می‌توانیم با علم استاد محمد علی طاهری تمام بیماری‌ها را التیام ببخشیم و هفتاد درصد بهبود بیماری را ثبت کنیم. بنا به ادعایی گفتیم براساس علم استاد محمد علی طاهری می‌توانیم حرف‌های بسیاری برای گفتن در محافل علمی و فلسفی و عرفانی داشته باشیم که براساس این دانش، مافیای قدرت، مافیای مواد مخدر و مافیای دارو از ریشه ساقط شوند و نتوانند چون علف هرز در زمین رشد کنند و چون این صداقت بر اهالی قدرت‌ گران آمد سنگ‌اندازی‌ها و دشمنی‌های آشکار و پنهان‌شان را با سر فصل عمروعاص و قرآنِ به نیزه کشیده شده و به دامان این اندیشه، کفر و شرک و بی‌ایمانی و سب‌النبی را چسباندن و هزار حرف و حدیث دیگر را به دروغ و تهمت و افترا که جرمی نابخشودنی است به صاحب این اندیشه نسبت دادند و هر سازی دلشان خواست کوک کردند و زدند و نادانان رقصیدند.

امروز پایان جهل است، پایان قدرت‌نمایی قدرت‌هایی که منافعشان سیاه‌نمایی دین و اسلام است، پایان آنانی که به نام اسلام بر ضد اسلام قد عَلَم می‌کنند، پایان خوارج‌ها …

من برای آویزان کردن شماره‌هایی که بر گردنم طوق افتخار بود به خود می‌بالم، به خود می‌بالم که آنچه که در راه اندیشه‌ام به دست آورده‌ام هرگز مُهر باطل شد نخواهد خورد و با صدای بلند فریاد خواهم زد… علم استاد محمد علی طاهری علمی است که قرن‌هاست دانشمندان برای به دست آوردنش کوشیده‌اند، علم استاد محمد علی طاهری برای صدها سال آینده بود که اکنون و با افتخار به دست ما رسیده است و آیندگان شما را به خاطر جهل‌تان نکوهش خواهند کرد …

 

شاگرد مکتب حق‌طلبی

زهرا شفیعی

۱۴ بهمن‌ماه ۱۳۹۵

 

 

اشاره: مسوولیت محتوای نوشته‌ها و یادداشت‌های ارسالی، بر عهده نویسندگان است و خبرگزاری عرفان (اِنا)، دیدگاه‌ها و آرای مطرح شده در محتوای مطالب را ارزش‌گذاری نمی‌کند.

 

زهرا شفیعی: “قاضی از ما امضا گرفت تا آزاد شویم اما حکم زندان و شلاق داد”

اعتراض به حکم دادگاه و شکایت از قاضی پرونده از سوی زهرا شفیعی از شاگردان محمد علی طاهری

 

«زهرا شفیعی» از شاگردان «محمد علی طاهری» و از اعضای «کمپین کوچ به زندان اوین»، طی نامه‌هایی جداگانه ضمن شکایت از قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده‌اش، به حکم صادره از دادگاه اعتراض کرد.

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، این شاگرد «محمد علی طاهری» که از جمله فعالان حقوق بشر به شمار می‌رود، در زمان فرصت قانونی بیست روزه تجدیدنظرخواهی، در روز سه‌شنبه ۲۸ دی‌ماه ۱۳۹۵، ضمن شکایت از قاضی «مرتضی اکبری لالیمی»، رییس دادگاه کیفری دو تهران و قاضی پرونده، در دادسرای انتظامی قضات، به حکم صادره شعبه ۱۱۷۷ دادگاه کیفری ۲ مجتمع قضایی قدس تهران اعتراض کرد.

در بخشی از اعتراض این مربی عرفان حلقه آمده: “قاضی محترمی که بر مسند قضاوت نشسته بود درصدد دلجویی و با رندی از ما امضایی گرفت تا بدون هیچ‌گونه حکم ظالمانه‌ای آزاد شویم؛ اما این در حالی بود که حکم ما را در زندان قرائت کردند و مسئولیت را از گردن خود ساقط کرده و گفتند اگر به حکم معترضید ظرف بیست روز به حکم خود اعتراض کنید.”

در بخش دیگری از اعتراض این عضو «کمپین کوچ به زندان اوین» اعلام شده: “به استناد به ماده ۶۱۸ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات، هیچ‌یک از عناصر قانونی این عنوان مجرمانه توسط اینجانب صورت نگرفته و به هیچ‌وجه هیاهو و جنجال و حرکات غیرمتعارف یا تعرض به افراد ننموده و نیز از آنجا که چنین جرمی، جرم مقید به نتیجه است؛ موجب اخلال در نظم عمومی و آرامش عمومی نگشته‌ایم و اتفاقا دلیل اقدام ما این بوده که مرتکب اقدام غیرقانونی نشویم و به این طریق صدایمان به گوش مسئولین برسانیم.”

«زهرا شفیعی» همچنین در بخشی از شکوایه‌ای که به دادسرای انتظامی قضات نوشته عنوان کرده است: “از رئیس دادگاه مجتمع قضایی قدس، رئیس شعبه ۱۱۷۷ دادگاه کیفری ۲ تهران، آقای مرتضی اکبری لالیمی به دلیل اخلال در نظم زندگی و خانواده‌ام و نیز بیکار شدن و آبروریزی‌های به وجود آمده در رفتن‌های مکرر به زندان و آسیب‌های روحی و روانی و جسمی که در زندان برایم اتفاق افتاد و بی‌حرمتی به اعتبارات بنده که سال‌ها در کسب آن کوشیده بودم و نیز به خاطر اندیشه‌ای که هرگز در هیچ قانونی جرم بودن آن ثبت نشده، اما دادگاه غیرمنصف مرا و هم‌مکتبی‌های بنده را به اتهام واهی که تهمتی بیش نیست و به خاطر عقب انداخته شدن پروژه‌های فیلمسازی و تحقیقاتی از دستگاه ناعادل قضایی که اول از هر چیز باید بی‌طرف باشد و این اصل مهم را رعایت ننموده، شکایت دارم.”

این عضو «کمپین کوچ به زندان اوین» که سه‌شنبه ۲۳ آذرماه ۱۳۹۵ (۱۳ دسامبر ۲۰۱۶)، در اقدامی اعتراضی به همراه ۳۳ نفر دیگر، خود را به زندان اوین تحویل داده بود، در دادسرای قدس تهران محاکمه شده و به اتهام “اخلال در نظم از طریق حرکات غیرمتعارف و تجمع غیرقانونی و غیرمجاز در حمایت از متهم محمد علی طاهری” به یک سال حبس تعزیری و تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند (براساس دادنامه اجرای مجازات به مدت دو سال معلق می‌ماند).

او سپس در روز سه‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۳ ژانویه ۲۰۱۷)، به همراه سایر اعضای این کمپین از زندان قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهرری) آزاد شد. وی پیش‌تر درباره حکم صادره دادگاه گفته بود: «در مورد حکم ما که یک حکم واقعا ناعادلانه است، نه، راضی نیستیم و قرار است اعتراضی داشته باشیم. چون بیست روز فرصت اعتراض به حکم را داریم.»

متن کامل “اعتراض به حکم دادگاه” و “شکایت از قاضی پرونده” «زهرا شفیعی» را در پی می‌خوانید.

 

 

اعتراض به حکم دادگاه کیفری ۲ مجتمع قضایی قدس تهران

 

با عرض سلام و احترام خدمت رئیس محترم دادگاه های تجدیدنظر؛

اینجانب زهرا شفیعی فرزند حسین …در خصوص دادنامه‌ی خود با شماره‌ی پرونده کلاسه ۹۵۰۹۹۸۰۲۷۶۷۰۰۰۴۳  صادره از شعبه‌ی ۱۱۷۷ دادگاه کیفری دو مجتمع قضایی قدس تهران (۱۱۷۷ جزایی سابق) تصمیم نهایی شماره   ۹۵۰۹۹۷۲۱۸۱۷۰۱۹۷۶ درخواست رسیدگی مجدد و احقاق حقوق حقه‌ی خویش را از دادگاه خواستارم.

اینجانب زهرا شفیعی نماینده‌ی فعال سازمان حقوق بشر اتهام خود را که در تعیین اتهام واهی «اخلال در نظم عمومی و تجمع غیرقانونی در حمایت از سرکرده‌ی عرفان حلقه» را به هیچ عنوان نمی‌پذیرم و نیز از حکم ناعادلانه‌ای که آبرو و اعتبار و خانواده‌ام را تحت‌الشعاع خود قرار داده و باعث برهم زده شدن آرامش در خانواده‌ام شده شاکی هستم.

من هرگز فراتر از قوانین، حرکت نکرده‌ام و در تلاش بوده‌ام تا صدایم را از طریق نامه‌نگاری به مسئولین برسانم و براساس اصل ۲۷ قانون اساسی، در سکوت در تجمع آرام که برای به گوش رساندن صدای مظلومیت استاد محمد علی طاهری  به مسئولین بوده که متاسفانه لباس شخصی‌ها همیشه مانع رسیدن صدایمان به گوش مسئولین شده و همیشه با گاز اشک‌آور و گاز فلفل و ضرب و شتم ما را از مکان‌هایی که مسئولین را می‌توانستیم ملاقات کنیم تارانده و به مانند مجرمین به ما حمله و ما را مصدوم و به زندان انداخته و پرونده‌سازی‌های موهوم که همه‌ی آنها تهمت و افتراست و به استناد به ماده ۶۱۸ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات هیچ‌یک از عناصر قانونی این عنوان مجرمانه توسط اینجانب صورت نگرفته و به هیچ‌وجه هیاهو و جنجال و حرکات غیرمتعارف یا تعرض به افراد ننموده و نیز از آنجا که چنین جرمی، جرم مقید به نتیجه است؛ موجب اخلال در نظم عمومی و آرامش عمومی نگشته‌ایم و اتفاقا دلیل اقدام ما این بوده که مرتکب اقدام غیرقانونی نشویم و به این طریق صدایمان به گوش مسئولین برسانیم. اما براساس ادله و شواهدی که برای بی‌گناهی خود مستند کردیم، قاضی محترمی که بر مسند قضاوت نشسته بود درصدد دلجویی و با رندی از ما امضایی گرفت تا بدون هیچ‌گونه حکم ظالمانه‌ای آزاد شویم؛ اما این در حالی بود که حکم ما را در زندان قرائت کردند و مسئولیت را از گردن خود ساقط کرده و گفتند اگر به حکم معترضید ظرف بیست روز به حکم خود اعتراض کنید.

بنده معترض به حکمی که براساس آن یک رأی از پیش تعیین شده بوده است، محکوم به یک سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق که به خاطر اینکه سابقه‌ی کیفری نداشته‌ام، اجرای مجازات را به مدت دو سال معلق کرده‌اند، اعتراض به این رأی قرار است ظرف بیست روز یعنی از تاریخ ابلاغ که ۱۴/۱۰/۱۳۹۵ بوده قابل تجدید در محاکم تجدیدنظرخواهی در تهران، اعلام و پیگیری شود.

من به رأی دادگاهی که بی‌طرف نبوده و رأی از پیش مشخص شده‌ی دیکته شده را اجرا کرده اعتراض داشته و دارم و همچنان نسبت به ظلم روا شده معترض به دستگاه قضایی هستم. اما دادگاه از ما خواست در دفتر الکترونیکی قضایی اعتراض خود را با امضای الکترونیکی ثبت کنیم که این نیز موجب آزار شده است و باعث تلف شدن وقت و هزینه گشته، این دفتر به ازای امضایی که برای اعتراض به حکم است مبلغ گزاف ۶۵۰۰۰ تومان را درخواست کرده و دادخواهی را برایمان سخت کرده؛ لذا من به حکم خود اعتراض داشته و از پرداخت این مبلغ نیز معذورم. چنانکه هر کس دیگری هم بخواهد دادخواهی کند و از احکام ناعادلانه‌ی دستگاه قضایی شکایت کند، مراحل پیچیده‌ی اداری آنها را از پیگیری بازمی‌دارد؛ لذا از شما خواهشمندم که درد بی‌عدالتی با درد پیچیدگی در مراحل اداری را بیش از این نکنید.

اجرای دادگاه عادل در بی‌طرفی دادگاه می‌باشد. این یکی از ارکان اساسی محاکم قانونی در جامعه‌ی مدنی است.

زهرا شفیعی

 

 

شکایت از قاضی پرونده‌ی مربوطه

 

ریاست محترم دادسرای انتظامی قضات

با عرض ادب و احترام خدمت شما؛

اینجانب زهرا شفیعی نام پدر حسین …در خصوص دادنامه‌ی شماره ۹۵۰۹۹۷۲۱۸۱۷۰۱۹۷۶ پرونده کلاسه‌ی ۹۵۰۹۹۸۰۲۷۶۷۰۰۰۴۳ صادره از شعبه ۱۱۷۷ در خصوص مجتمع قضایی قدس تهران، شکایت خود را از دادگاه و قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده‌ی مطروحه که متهم به اخلال در نظم عمومی و تجمع غیرقانونی به سرکرده‌ی عرفان حلقه هستم، از آقای مرتضی اکبری لالیمی رئیس شعبه‌ی دادگاه کیفری ۲ تهران شاکی هستم.

بنده کارگردان و فیلمنامه نویس و عضو فعال سازمان حقوق بشر هستم. در سال ۲۰۱۳ با انیمیشن «آن روی سکه» در فستیوال جهانی کن فرانسه شرکت کرده و منتخب این فستیوال شدم. همزمان به تکرار در فستیوال‌های دیگری همچون انیماتو، سینما تیکو فرانسه، کراون شرت فیلم فستیوال، وین فیلم فستیوال، برلین فیلم فستیوال، پوسان فیلم فستیوال و شیکاگو فیلم فستیوال منتخب و مورد ارزیابی قرار گرفته و در آن سال جزو برترین کارگردانان زن جهان شناخته شدم.

همزمان در همان سال افتخار دیگری در فستیوال اسکریپتاپالوزای آمریکا برای فیلمنامه‌ام با عنوان «برداشت از یکی دیگر» رقم خورد و تا نیمه نهایی این فستیوال شرکت کرده و شرکت فیلمسازی هالیوود از من دعوت به همکاری کرد که به علت تحقیق و بررسی نظریه‌های دکتر محمد علی طاهری از فیلمسازی و کارگردانی کناره‌گیری کرده تا با فرصت بیشتری نظریه‌های این اندیشمند فرزانه را دنبال و تحقیق و بررسی کنم که نتایج تحقیقات در این سال‌ها کتابی با عنوان «نامه‌ی یک زن ایرانی برای آقای استیون هاوکینگ» شد که در ایران با مجوز رسمی از وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران از اردیبهشت هزار و سیصد و نود و پنج تا تیرماه همان سال، یعنی در مدت سه ماه کتاب به چاپ چهارم رسید که در نیمه‌ی پخش چاپ چهارم، کتاب توقیف شد؛ اما نه از طرف وزارت ارشاد که از طرف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران. کتابِ به نگارش درآمده، از سرچشمه‌ی علم استاد محمد علی طاهری برداشت شده که هم‌اینک در پنج کشور اروپایی و آمریکایی منتشر شده است.

بنده در حمایت از علم پروفسور محمد علی طاهری، پنج بار به اتهام واهی اخلال در نظم عمومی و تجمع غیرقانونی به حمایت از سرکرده‌ی عرفان حلقه به زندان رفته‌ام. چنانچه در کشور ایران سرزمین مهد و اندیشه هرگز نباید جلوی اندیشه‌ای را سد کرد اما به باور اندیشه‌ای صلح‌طلبانه، شاگردان محمد علی طاهری بارهای بار بدون شاکی و با قصد و غرض‌ورزی به دادگاه کشانده می‌شوند و قضات در دادگاه، بی‌طرف رفتار نمی‌کنند. اینجانب از اعمال نفوذ کسانی که براساس اتهامات واهی و تهمت‌های غیرقابل اثبات که منجر به آزار روحی و روانی بنده که یکی از شاگردان مکتب استاد فرزانه، استاد محمد علی طاهری هستم، از ساختن پرونده‌های وزن‌دار و بی‌قافیه شکایت دارم. چنان که حتی نامی از شاکی در پرونده‌ها و هیچ شکواییه‌ای که از شاگردان استاد محمد علی طاهری به دادگاه ارائه شده «نام شاکی یا شاکیان» دیده نمی‌شود و دادگاه نیز در این تخلف آشکار نام آنها را به رؤیت ما نمی‌رساند.

اینجانب زهرا شفیعی از ریاست محترم شعبه رسیدگی‌کننده که در اعمال رسیدگی اصل را اعمال ننموده و رأی به بی‌عدالتی می‌دهد، شاکی هستم؛ لذا از رئیس دادگاه مجتمع قضایی قدس، رئیس شعبه ۱۱۷۷ دادگاه کیفری ۲ تهران، آقای مرتضی اکبری لالیمی به دلیل اخلال در نظم زندگی و خانواده‌ام و نیز بیکار شدن و آبروریزی‌های به وجود آمده در رفتن‌های مکرر به زندان و آسیب‌های روحی و روانی و جسمی که در زندان برایم اتفاق افتاد و بی‌حرمتی به اعتبارات بنده که سال‌ها در کسب آن کوشیده بودم و نیز به خاطر اندیشه‌ای که هرگز در هیچ قانونی جرم بودن آن ثبت نشده، اما دادگاه غیرمنصف مرا و هم‌مکتبی‌های بنده را به اتهام واهی که تهمتی بیش نیست و به خاطر عقب انداخته شدن پروژه‌های فیلمسازی و تحقیقاتی از دستگاه ناعادل قضایی که اول از هر چیز باید بی‌طرف باشد و این اصل مهم را رعایت ننموده، شکایت دارم و نیز در اعتراض به حکم ناعادلانه و فرمایشی، بیست روز فرصت به حکم داده بودند که در پی اعتراض باید امضای الکترونیکی انجام می‌شد که هزینه‌ای بالغ بر ۶۵۰۰۰ تومان داشت که دادخواهی را برای ما دشوار می‌کرد؛ لذا این بخش که جزئی از کاغذبازی‌های آزاردهنده بود در جریان شکایات و اعتراضات ما اخلال به وجود آورده است.

بنده امیدوارم جلوی این فساد در دستگاه قضایی هرچه زودتر گرفته شود و هر کسی با سِمَتِ قضاوت بدون تحقیق از جریانِ مورد شکایت قرار گرفته، بدون حضور شاکی یا شاکیان، اقدام به ویران کردن نام قانون نکند.

زهرا شفیعی

زهرا شفیعی از اعضای کمپین کوچ به اوین: با حکم دو سال حبس تعلیقی و ۷۴ ضربه شلاق آزاد شدیم

گفتگو با زهرا شفیعی از اعضای کمپین کوچ به زندان اوین پس از آزادی از زندان قرچک ورامین

 

«زهرا شفیعی» از شاگردان «محمد علی طاهری» و از اعضای «کمپین کوچ به زندان اوین»، ساعاتی پس از آزادی از زندان قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهرری) گفته: «حکمی که از دادگاه داده شد، برای ما در زندان قرائت کردند… برایمان دو سال حکم حبس تعلیقی و ۷۴ ضربه شلاق صادر شده است.»

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، این عضو «کمپین کوچ به زندان اوین» که سه‌شنبه ۲۳ آذرماه ۱۳۹۵ (۱۳ دسامبر ۲۰۱۶)، در اقدامی اعتراضی به همراه ۳۳ نفر دیگر، خود را به زندان اوین تحویل داده بود، پس از آزادی مشروط و صدور حکم حبس تعلیقی و ۷۴ ضربه شلاق، روز سه‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۳ ژانویه ۲۰۱۷)، به همراه سایر اعضای این کمپین از زندان قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهرری) آزاد شد. او درباره حکم صادره دادگاه گفته: «در مورد حکم ما که یک حکم واقعا ناعادلانه است، نه، راضی نیستیم و قرار است اعتراضی داشته باشیم. چون بیست روز فرصت اعتراض به حکم را داریم.»

«زهرا شفیعی» درباره اعتراض به حکم دادگاه به خبرگزاری عرفان گفته: «در مورد تمام اتهاماتی که به ما زده‌اند یعنی تهمت‌هایی که تا به امروز به شاگردان محمد علی طاهری زده شده، شکایتی از دستگاه قضایی و بازپرس پرونده‌مان داریم.»

۳۴ نفر از هواداران و شاگردان «محمد علی طاهری» و همچنین عضو کمپین «کوچ به زندان اوین» که به تازگی خود را به صورت داوطلبانه به این زندان تحویل داده بودند، پس از گذشت نزدیک به سه هفته پس از بازداشت، روز سه‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۳ ژانویه ۲۰۱۷)، در حالی از زندان‌های فشافویه (ندامتگاه تهران بزرگ) و قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهر ری) آزاد شدند که یک روز پیش از آن، در دادسرای قدس تهران محاکمه شده و به اتهام “اخلال در نظم عمومی” و “اقدام علیه امنیتی ملی” به دو سال حبس تعلیقی و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده‌اند.

گفته شده “معرفی این تعداد از شاگردان و هوادارن محمد علی طاهری به صورت داوطلبانه و اقدامی اعتراضی بوده، و با توجه به این که این زندانیان درخواست آزادی خودشان را نپذیرفته‌اند، آنها را به اجبار از زندان آزاد کرده‌اند.”

تصویر دادنامه و بخشی از رای صادره شعبه ۱۱۷۷ دادگاه کیفری ۲ تهران برای ۳۴ تن از شاگردان محمد علی طاهری – سه‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۳ ژانویه ۲۰۱۷)

… در خصوص اتهام (اسامی ۳۴ نفر از شاگردان محمد علی طاهری) جملگی دایر بر اخلال در نظم از طریق حرکات غیرمتعارف و تجمع غیرقانونی و غیرمجاز در حمایت از محکوم علیه و متهم حلقه عرفان محمد علی طاهری، با توجه به گزارش مرجع انتظامی، مجموع اوراق و محتویات پرونده، اظهارات و اقاریر متهمین و کیفرخواست تنظیمی از دادسرای ناحیه ۳۳ تهران، به نظر قضایی این دادگاه بزهکاری متهمین فوق محرز است. فلذا مستند به مواد ۶۱۸ و ۶۲۰ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) هریک از متهمین فوق را به تحمل یک سال حبس تعزیری و تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم می‌نماید. ولیکن با توجه به فقدان سابقه کیفری و وضع خاص متهمین و اینکه اکثر متهمین از قشر اناث و خانه‌دار می‌باشند؛ مستندا به مواد ۴۰ و ۴۶ قانون مجازات اسلامی، اجرای مجازات متهمین فوق را به مدت دو سال معلق می‌نماید. رای صادره حضوری و ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.

 

فایل صوتی و متن کامل گفتگوی خبرگزاری عرفان با «زهرا شفیعی» از اعضای «کمپین کوچ به زندان اوین» در پی آمده است.

– آیا تایید می‌کنید که آزادی شما و سایر اعضای کمپین کوچ به اوین به اجبار صورت گرفته است؟

زهرا شفیعی: آزادی ما که نمی‌دانم شما در جریان آن هستید یا نه، حکمی که برایمان از دادگاه داده شد، امروز بعدازظهر برای ما در زندان قرائت کردند. در مورد حکم ما که یک حکم واقعا ناعادلانه است، نه، راضی نیستیم و قرار است اعتراضی داشته باشیم. چون بیست روز فرصت اعتراض به حکم را داریم. و بعد از آن هم من اصلا کلا در مورد تمام اتهاماتی که به ما زده‌اند یعنی تهمت‌هایی که تا به امروز به شاگردان محمد علی طاهری زده شده، شکایتی از دستگاه قضایی و بازپرس پرونده‌مان داریم.

 

– با توجه به این که به صورت داوطلبانه خودتان را به زندان معرفی کرده‌اید، الان از زندان آزاد شده‌اید و گویا رضایت هم نداشته‌اید، بیش‌تر می‌خواستیم درباره این توضیح بدهید که آیا برخوردی در زندان با شما شده است؟

زهرا شفیعی: برخورد بدی با ما انجام نشد. یعنی روزی هم که ما به اعتراض این که چرا رسیدگی به کارهایی که می‌خواهیم، انجام نمی‌شود و چرا به اوین منتقل نشده‌ایم و چرا این که به زندان جرایم قرچک آورده شده‌ایم که خودتان جریان را می‌دانید زندان شهرری قرچک، یک زندان جرایم است برای بزهکاران و معتادین و… حالا کسانی که یک سری مشکلات اجتماعی و حالا به هر حال هر چیز دیگری دارند در آنجا هستند و ما به عنوان زندانیان عقیدتی مطرح می‌شدیم اما ما را آنجا برده بودند و ما به نشانه اعتراض زمانی که یک برخوردی داشتیم با آنها، علی‌رغم تمام آن اتفاقاتی که افتاد و گارد در زندان ریخت و حالا با یک پوشش وحشتناکی در زندان ریختند ولی به هیچ عنوان به ما هیچ آسیبی نزدند.

یک گفتمانی اتفاق افتاد. یک سری رد و بدل و تبادل حرف‌هایی را با همدیگر داشتیم که در نهایت این بود که معاونت قضایی‌شان آمد و با ما صحبت کرد. و به ما گفت که پیگیر کارهای شما هستیم اما از چارچوب قوانینی که حالا ما داریم و در این قسمت هستیم و داریم کار می‌کنیم، بیشتر از این ما نمی‌توانیم برای شما کاری کنیم. خب من از دوستان خواهش کردم که من می‌خواهم جواب ایشان را بدهم و دوستانم این اجازه را به من دادند که من پاسخ سرکار خانم خاکی و سرکار خانم محمودی را من بدهم. من به ایشان گفتم که شما در چارچوب قوانین خودتان اگر نمی‌توانید کاری بکنید پس لطفا کنار بایستید که خودمان کار را انجام بدهیم. ما با وحدت ۲۳ نفری خودمان که در زندان زنان بودیم و مردها که در زندان فشافویه بودند با وحدت جمعی‌مان می‌توانیم خیلی کارها انجام بدهیم.

من فکر می‌کنم با همه کارهایی که انجام دادند که ما این وحدتمان از بین برود، حتی یک جایی دستشان نرسید که این وحدت را از بین ببرند، یک تهمتی زده شد که شاید اگر هوشمندی هوشمندانه‌ای ما را ساپورت نمی‌کرد بهم می‌ریختیم. در مورد این بود که ما داریم ساپورت می‌شویم از سمت کشورهای غربی و شخصیتی به نام زهرا شفیعی تمام این برنامه کوچ را چیدمان کرده که خودش بتواند امتیازاتی را از آمریکا دریافت کند. این برای من آن موقع خیلی سنگین بود. به سرعت یک تجزیه تحلیل که کردم نگاه کردم دیدم که جز یک تفرقه چیزی نیست. که سریع این تفرقه را تبدیل به یک دوستی بین خودمان تبدیل کردیم و این وحدت را بیشتر از پیش برای خودمان حفظ کردیم. هر کاری کردند موفق نشدند یعنی به هر ترفندی که خواستند جدایمان کنند نتوانستند.

امروز هم اگرچه که این حکم ناعادلانه داده شد، اما من خیلی خیر و خیلی خوب دارم آن را می‌بینم. بیست روز فرصت اعتراض داریم و هم اعتراض خواهم کرد و هم شکایتی خواهم داشت از تمام این تهمت‌هایی که ناروا زده شده و تعداد روزهایی که در زندان گذراندیم. امیدوارم که این وحدت جاودانه باشد و امیدواریم که محمد علی طاهری به زودی از تمام این افتراها، از تمام این تهمت‌هایی که به ایشان زده شده، و می‌دانم و مطمئن هستم که تمام این جریانات به خیر و خوبی و خوشی و با افتخار و سربلندی استاد محمد علی طاهری همراه است.

 

– خانم شفیعی شما اعلام کردید که اگر آقای طاهری از زندان آزاد نشود، دوباره به زندان خودتان را معرفی می‌کنید. درباره اهداف و خواسته‌های کمپین کوچ به زندان اوین بگویید، این کمپین به اهداف و خواسته‌های خودش رسید؟

زهرا شفیعی: من از نظر خودم دارم می‌گویم، یعنی از آن دیدگاه خودم دارم می‌گویم که بارها هم در دادگاه نیز اعلامش کرده‌ام. شخصیتی مثل استاد محمد علی طاهری، شخصیتی است که دنیای علم دنبالش می‌گشته است. نه سال‌ها که قرن‌ها. و من اجازه نمی‌دهم. ایستادم پای تمام آن چیزهایی که سال‌ها بوده که برای من پاسخش هرگز روشن نمی‌شده، و الان به یک جرقه‌ی علم ایشان شعله کشیده است، اجازه نمی‌دهم دوباره یک اندیشمند دیگر، دوباره یک شخصیت استوار دیگر در علم، به واسطه جهل و نادانی و تاریکی ذهن از بین برود. این را اصلا اجازه نمی‌دهم.

من حتی به بازپرس رحیمی هم همین را گفتم که بر مسند قضاوت نشسته بود و وقتی به او گفتم اجازه نمی‌دهم دوباره گالیله‌کُشی اتفاق بیافتد، و دوباره حسرت‌ها و روسیاهی‌ها در قرون وسطی بیاید. به من گفت که شما اجازه بدهید محمد علی طاهری کشته بشود، بعد همگان بفهمند که ایشان چه کسی هستند. و من مجبور شدم در نهایت جلویشان بایستم و بگویم که الان که شما این حرف را به ناحق می‌زنید، فرصتی داشته شد بارهای بار، که فکر کنید و نفهمیدید و خودتان را به کوری و کری زدید، من حرفی برای گفتن با شما که در جهل و نادانی به سر می‌برید، همان‌طور که گالیله گفت زمین گرد است، و نادان‌ها گفتند زمین صاف است، و زمین صاف است که روی آن راه می‌رویم، همان‌طور هم دارید با محمد علی طاهری رفتار می‌کنید، من جلوی شما می‌ایستم. شاید قدرت بالاتری در نظر شما نباشد ولی من قدرت بالاتری دارم که خداوند است و می‌دانم که هیچ‌وقت اجازه نمی‌دهد که شما بار دیگر این روسیاهی را به تاریخ بگذارید.

 

– در دادسرای قدس که روز دوشنبه شما را به همراه ۳۳ نفر دیگر از شاگردان آقای طاهری محاکمه کردند، در نهایت چه حکمی برای شما صادر شد؟ در دادگاه چه گذشت؟

زهرا شفیعی: بعد گفتگوهایی که هر کدام از دوستانمان در جای خودشان، انجام می‌دهند، و آقای قاضی که بر مسند قضاوت نشسته بود، و طی دو سری که ما را بردند، یعنی خانم‌ها را نصف کردند، نیمی از خانم‌ها را اول بردند، نیمی را دوم، آقایان را هم در سری سوم برده بودند. در هر دو قسمتی که خانم‌ها را برده بودند به آنها گفتیم که در جایگاه عدالت نشسته‌اید و جایی که نشستید جایی است که حضرت علی عدالت را برقرار می‌کرد و حکم می‌داد. و قلمی که در دستتان گرفته‌اید قلمی است که خداوند باید این تحلیل را انجام بدهد. و هر آن چه که شما می‌نویسید و حکم می‌کنید، به عدالت باید حکم کنید.

حکمشان یک سال زندان تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق بود که به دو سال حکم حبس تعلیقی و ۷۴ ضربه شلاق تبدیلش کرده بودند که باز بیست روز برایمان فرصت اعتراض گذاشته‌اند. و قرار است که این اعتراض انجام بشود به اضافه‌ی شکایتی که در راستای این اتهام و این تهمت از دستگاه قضایی و از بازپرس پرونده‌مان انجام بدهیم.