Tag Archives: خبرگزاری عرفان نیوز

روزهای پرتنش شاگردان محمد علی طاهری در اصفهان و شهرهای دیگر ایران

این روزها شاگردان محمد علی طاهری و مکتب عرفان حلقه (کیهانی) به طور متناوب و پیاپی مورد ارعاب و تهدید و بازداشت به طرق مختلف قرار می‌گیرند.

چه چیز اندیشه یا کجای یک عقیده می‌تواند خطرناک و مهلک باشد که ارگان‌های گوناگون از جمله اطلاعات سپاه یا قرارگاه ثارالله به طور خودسر و بدون هیچ‌گونه تعهدی به قوانین جاری حکومت جمهوری اسلامی ایران دست به بازداشت‌های خودسرانه و فله‌ای می‌زنند!؟

به راستی چطور می‌شود حکومتی که داعیه عدل علی (ع) را دارد و تمامی در و دیوار و کوچه، پس کوچه‌هایش را شعارهای رنگ و آبدار اسلامی پر کرده اینچنین ضد اسلامی عمل کند؟ راستی چرا رهبری که خود را ولی امر مسلمین می‌داند این طور سکان اداره مملکت مسلمین را به دست سپاه و عواملش سپرده است!؟

به راستی چرا اطلاعات سپاه و ارگان‌های موازی آن بدون مجوزهای لازم به صورت فراقانونی بر سر کلاس‌های عرفان حلقه می‌ریزند، منازل آنها را تفتیش می‌کنند، به محل کارشان می‌روند یا به طرق مختلف برای خانواده و بستگان یا دوستان و آشنایان این مکتب معنوی تولید مزاحمت می‌کنند؟

شهر اصفهان در دو هفته اخیر شاهد بازداشت‌های زیادی بود و امروز بر آن شدم که به علت یا علت‌های این موضوع بپردازم. هرچند شاید این نوشتار کوتاه چنان که شایسته و بایسته است نمی‌تواند بیانگر تمامی آن چه می‌گذرد باشد، اما با نگاهی گذرا بر آنچه در این ایام گذشت احتمالا بتوانیم گوشه‌ای از این موارد را برای اذهان عمومی و همین‌طور خوانندگان فهیم مجموعه عرفان کیهانی روشن نماییم.

به نگاه نگارنده یکی از علل اصلی این بازداشت‌های وسیع و پیوسته پی بردن به این مسئله است که در شهرستان‌ها بیشتر از آنچه که اطلاعات سپاه فکرش را می‌کرد جریان عرفان حلقه و سیر اندیشه‌ای استاد محمد علی طاهری رشد داشته ساری و جاری بوده، ضمن اینکه روزبه‌روز هم این رشد به شکلی شگرف و به طور تصاعدی فزونی یافته و مردم از هر قشر و از هر دسته‌ای، فوج فوج به این مکتب معنوی روی آورده‌اند تا جایی که حتی این موضوع به گواه چندین تن از عوامل اطلاعات و گماشته‌های آنها در انجمن نجات از حلقه هم رسیده که از سران کشوری و مملکتی و خانواده‌هایشان هم الان در کلاس‌های عرفان حلقه شرکت جسته‌اند و از نظرات این دانشمند ایرانی بهره برده‌اند.

آغازین سخن به عنوان کسی که فراخور شرایط کاری و حوزه فعالیتم (هر چند کمرنگ) در میان دوستان و یاران مجموعه حضور داشته‌ام عللی که به ذهن‌مان می‌رسد را بررسی می‌کنم و نخست از برپایی مناظره‌ای صحبت به میان می‌آورم که پنج‌شنبه ۲۳ دی‌ماه در شهر فلاورجان استان اصفهان مناظره‌ای توسط انجمن نجات از حلقه و بهداشت معنوی و هماهنگی بسیج منطقه‌ای ترتیب داده شد که عنوان “روشنگری نقد و بررسی عرفان‌های نوظهور” داشت و حضور پرشمار فرادرمانگران در آن جلسه ادعایی شد بر اینکه لااقل در اصفهان جمعیت فرادرمانگران بیشتر از حد انتظار آقایان است به نحوی که حتی سایت نجات از حلقه تصاویر مربوط به آن را با تیتر «جمعیت مشتاق و فراوان حاضر در جلسه که تعداد زیادی از آنان مسترها و طرفدارن فرقه‌ی حلقه بودند» منتشر کرد.

هر چند به گفته تنی چند از شاهدان، در حین جلسه و پیش از شروع آن مجلس به همه شرکت‌کنندگان این قول داده شده بود که شرکت در این اجتماع هیچ خطری برای شما ندارد و تنها در زمینه روشنگری اذهان عمومی خواهد بود.

اما درست در کمتر از یک ماه بعد از آن نشست موج تازه‌ی دستگیری‌ها در اصفهان شدت گرفت به نحوی که تاکنون تمامی دستگیرشدگان از افراد حاضر در آن جلسه بودند و البته بر کسی پوشیده نیست که انجمن نجات از حلقه و بهداشت معنوی تحت سیطره اطلاعات سپاه و قرارگاه ثارالله آغاز به فعالیت کرده و بودجه‌های کلان خود را در راه مبارزه با این اقلیت در رنج صرف می‌کند.

انجمن نجات از حلقه و بهداشت معنوی توسط چند روحانی جوان ولی جویای نام مثل آقایان مظاهری سیف، شمشیری یا خانم میرزاییان اداره می‌شود که در  طی چند سال اخیر از هیچ کوششی برای دستگیری فرادرمانگران و زدن اتهامات جعلی و پرونده‌سازی و برچسب زدن و  جلوگیری از نشر افکار استاد طاهری کوتاهی نکرده است. (هر چند در این قضیه نتیجه عکس بوده و خانواده عرفان حلقه نه تنها کوچکتر نشد بلکه روزبه‌روز تعداد افراد مشتاق کمال فزونی یافته است.)

دیگر موضوع به نظر نویسنده این متون می‌رسد این است که شهر اصفهان از آغاز تمامی حرکت‌های مدنی و تجمعات صلح‌آمیز و قانونی مجموعه پابه‌پای سایر شهرها و تهران از پیشتازان معرفی عرفان کیهانی بوده تا جایی که گاهی به صورت کاملا خودجوش تجمعاتی در دل شهر اصفهان و در مکان‌های گوناگون و مهم برپا داشت که برخی از آنها با یورش ماموران امنیتی بر هم زده شد.

فرادرمانگران در این شهر به صورت شبانه‌روزی مشغول روشنگری و بسط محور اندیشه عرفان کیهانی به روش‌های گوناگون مثل برپایی کلاس‌ها، پخش و نشر بروشور، سی‌دی‌های آموزشی مربوط به دوره‌ها و معرفی شعور الهی به مردم به صورت حضوری، درمان در بیمارستان‌ها و مراکز روان‌درمانی و… می‌باشند و همین موضوع نگاه آنها را به اصفهان معطوف داشته است که اگر امروز برای سرکوب نجنبند، شاید فردا دیر باشد.

مسئله سوم که آن نیز خود از اهم موضوعات است نزدیک شدن تاریخ احتمالی دادگاه محمد علی طاهری در نیمه دوم اسفند ماه طبق گفته یکی از وکلای محترم پرونده‌ی آقای طاهری، جناب محمود علیزاده طباطبایی است، که با این روش سرکوب و ارعاب سعی بر ایجاد فضای رعب و وحشت در میان طرفداران این گروه عرفانی و معنوی دارند، هر چند شاید لازم باشد در این میان این موضوع را متذکر شویم که تاکنون این مجموعه مسائل و مصائب زیادی را پشت سر نهاده و این ترفندها به قصد کشتن پتانسیل‌های مجموعه و تهدید و بازداشت فعالین راه به جایی نبرده است.

موضوع دیگری که مطرح می‌باشد ارائه بیلان کاری هر سازمان در آخر هر سال به مرجع بالاتر خود می‌باشد تا ضمن نشان دادن افزایش میزان فعالیت‌هایشان در طول سال جاری درخواست خود را برای افزایش بودجه بیشتر موجه نشان دهند که این قضیه هر سال پیش از نوروز شدت می‌گیرد و تکرار می‌شود.

موسسه بهداشت معنوی و انجمن نجات از حلقه هم از این قانون مستثنی نیست. این گونه موسسات با ارائه آمار غلط سعی بر سیاه‌نمایی اذهان سران مملکتی و عموم مردم دارند تا این مکتب عرفانی و الهی را تهاجم فرهنگی غربی و شیطانی و در ستیز با ادیان الهی معرفی کنند و به این نحو وجود خود را لازم بدانند و در ادامه همانطور که اشاره شد بیشتر و بهتر بتوانند به بودجه‌های کلان دست یابند و از بیت‌المال برای نیت‌ها و مقاصد شوم خود استفاده کنند.

یکی دیگر از نکاتی که می‌توانیم مد نظر قرار دهیم تفاوت نحوه و شدت عملکرد اطلاعات سپاه در شهرستان‌ها است، به این مفهوم که مثلا در تهران وجود پرونده‌های متنوع، سنگین و پیچیده و وسعت رسیدگی به جریان‌های سیاسی گوناگون و همینطور حساس بودن شرایط پایتخت، به حدی زیاد است که جریان مبارزه با عرفان حلقه در رده‌های دو و سه قرار می‌گیرد و این در حالی است که در شهرستان‌ها این قبیل موضوعات (مبارزه با عرفان حلقه) نمود بیشتری پیدا می‌کند؛ بنابراین در شهرستان‌ها با بزرگ‌نمایی و اجراهای شوهایی نمایشی به هر قیمتی سعی بر جلب کردن کانون توجهات رده‌های بالا به این موضوع هستند تا بگویند که ما هم به عنوان یک سازمان در شهرهای کوچک مشغولیم و فعالیت وسیعی داریم و از این سیاه‌نمایی‌ها و انعکاس فعالیت‌های کاری خود راهی برای مطرح ساختن خود پیدا کنند.

در آخر ضمن آرزوی صبوری و بردباری برای تمامی خانواده‌های یاران در بند و بازداشتیان آزاد شده و همینطور همه عزیزان و فعالین مجموعه بزرگ عرفان حلقه، از همه عزیزان و همراهان این راه پر فراز و نشیب که همان معرفی و انعکاس شعور الهی است خواستارم که تنها در سایه قانون به فعالیت‌ها و خواسته‌های خود ادامه دهند و برای معاندین و مخالفین این مکتب الهی و عرفانی طلب خیر و مغفرت دارم و از همین جا اعلام می‌دارم که معاندین و جریان‌های مخالف عرفان حلقه بدانند با توجه به حقانیت آموزه‌های استاد محمد علی طاهری و شناختی که از شاگردان پر مهر و عاشق آن استاد عزیز دارم این موضوع بعید می‌نماید که با این روش‌های قرون وسطایی و نابخردانه راه به جایی ببرند.

با آرزوی بهروزی و آزادی استاد عشق و آزادی تمامی دگراندیشانی که برای عقیده‌شان در بندند.

 

داریوش عدیم

 

اشاره: مسوولیت محتوای نوشته‌ها و یادداشت‌های ارسالی، بر عهده نویسندگان است و خبرگزاری عرفان (اِنا)، دیدگاه‌ها و آرای مطرح شده در محتوای مطالب را ارزش‌گذاری نمی‌کند.

 

بهروز نجاتیان از اعضای عرفان حلقه در اصفهان آزاد شد

«بهروز نجاتیان» از اعضای عرفان حلقه و از شاگردان «محمد علی طاهری» در اصفهان، پس از تحمل چهار روز بازداشت و اعتصاب غذا آزاد شد.

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، «بهروز نجاتیان» امروز سه‌شنبه ۳ اسفندماه ۱۳۹۵ (۲۱ فوریه ۲۰۱۷)، در حالی از بازداشت نیروهای امنیتی آزاد شده است که در روزهای اخیر موج بازداشت شاگردان محمد علی طاهری و اعضای عرفان حلقه در اصفهان افزایش یافته است.

«بهروز نجاتیان» در شامگاه ۲۹ بهمن‌ماه ۱۳۹۵، به صورت تلفنی از سوی نیروهای امنیتی مورد پرس‌وجو قرار می‌گیرد و در نهایت به دادسرایی در خیابان رودکی اصفهان احضار می‌شود. فردای آن در شنبه ۳۰ بهمن‌ماه، به آدرس مورد اشاره مراجعه کرده و در آنجا بازداشت می‌شود.

گفته شده “او پیش از مراجعه در گفتگو با نزدیکانش اعلام کرده بود که در صورت بازداشت دست به اعتصاب غذای اعتراضی خواهد زد.”

«بهروز نجاتیان» پیش‌تر در جریان تجمع‌های اعتراضی روزهای دوم و سوم آبان‌ماه ۱۳۹۵، در حمایت از «محمد علی طاهری» در مقابل بیمارستان بقیه‌الله تهران، بازداشت شده بود.

این شاگرد «محمد علی طاهری» با وجود صدور قرار کفالت، یک هفته به صورت “تنبیهی” به زندان تهران بزرگ (فشافویه) منتقل شده و در نهایت در ۱۰ آبان‌ماه سال جاری آزاد شده بود.

همچنین گزارش شده این عضو عرفان حلقه، به دنبال بازداشت قبلی تاکنون، بارها از سوی ماموران امنیتی به صورت تلفنی، “به شیوه‌ای غیر رسمی تحت بازجویی قرار گرفته است.”

احضار و بازداشت کوروش آزادی از شاگردان محمد علی طاهری در اصفهان

«کوروش آزادی» از مربیان عرفان حلقه و از شاگردان محمد علی طاهری در اصفهان، امروز دوشنبه ۲ اسفندماه، به شعبه ۱۳ بازپرسی دادسرای انقلاب این شهر احضار و پس از دو ساعت بازجویی از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد.

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، «کوروش آزادی» در مهلت پنج روز قانونی و به دنبال احضار کتبی به شعبه ۱۳ بازپرسی دادسرای انقلاب اصفهان، به دادسرا مراجعه می‌کند. او پیش از این در روزهای شنبه و یک‌شنبه نیز به این شعبه مراجعه کرده و هر بار به بهانه‌های نبود قاضی و فقدان پرونده، بررسی احضار وی به روز بعدی موکول شده است. این مربی عرفان حلقه در نهایت صبح امروز دوشنبه ۲ اسفندماه ۱۳۹۵ (۲۰ فوریه ۲۰۱۷)، در شعبه ۱۳ بازپرسی به مدت دو ساعت مورد بازجویی قرار می‌گیرد و از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل می‌شود.

گفته شده «معصومه صادقی» همسر «کوروش آزادی» از جمله مربیان عرفان حلقه در اصفهان بوده که یک‌شنبه ۲۴ بهمن‌ماه ۱۳۹۵، در حالی که مشغول تدریس به بیست نفر از شاگردانش بوده، از سوی نیروهای امنیتی اطلاعات سپاه در اصفهان بازداشت شده است.

گزارش شده که پس از بازداشت «معصومه صادقی»، ماموران امنیتی به منزل مسکونی او و همسرش «کوروش آزادی» مراجعه کرده و با شکستن قفل در وارد خانه او شده‌اند. در جریان تفتیش منزل آنها وسایل خانه به هم ریخته می‌شود و لپ‌تاپ، کارت‌های شناسایی، پاسپورت، موبایل، سند و کارت ماشین اعضای خانواده را با خود می‌برند.

«معصومه صادقی» در نهایت در روز سه‌شنبه ۲۶ بهمن‌ماه ۱۳۹۵ (۱۴ فوریه ۲۰۱۷)، پس از تحمل چند روز بازداشت انفرادی و بازجویی‌های پی‌درپی، با تودیع وثیقه‌ای به مبلغ ۵۰ میلیون تومان آزاد شد.

گزارش شده “فرزند دختر این مربی عرفان حلقه از سوی نیروهای امنیتی تهدید تلفنی شده است. کوروش آزادی نیز در زمان مراجعه به دادسرا به دلیل انتشار تصاویر مربوط به حمله نیروهای امنیتی و تفتیش منزلشان در زمان بازداشت معصومه صادقی تحت بازجویی قرار گرفته است.”

«کوروش آزادی» از جمله شاگردان «محمد علی طاهری» در اصفهان است که پیش‌تر نیز به دفعات از سوی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی بازداشت شده است.

تا زمان انتشار این خبر از وضعیت قطعی، سرنوشت احتمالی، اتهام‌های انتسابی و مکان نگهداری «کوروش آزادی» خبری در دست نیست.

 

“شکایت‌های بی‌پاسخ از مسوولین و سهامداران رسانه‌های وابسته”

شکایت گروهی ۱۹ تن از شاگردان محمد علی طاهری به دلیل برخوردهای غیرقانونی با آنها

 

نوزده تن از شاگردان «محمد علی طاهری» زندانی عقیدتی محبوس در زندان اوین در شکایت‌نامه‌ای به برخوردهای غیرقانونی با آنها اعتراض کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، ۱۸ نفر از کسانی که این نامه را تهیه و تنظیم و منتشر کرده‌اند از جمله کسانی هستند که در کمپین «کوچ به زندان اوین» شرکت کرده و توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند.

در این شکایت‌نامه «زهرا شفیعی»، «مینا امیر معزی»، «مهزاد خسروانی وفا»، «رویا ارباب»، «سارا کاوندی»، «بهارک آذرنیا»، «ابراهیم سلامت»، «زهرا سادات ابراهیمی»، «اکرم درویشی (دلارام)»، «فاطمه حسینی علی آباد (دلارام)»، «محسن باقری»، «آمنه حکمت مرام»، «ملیکا کاوندی»، «فرناز علیزاده»، «علی گروسی»، «بهنام منصوریار (رامین)»، «ناهید ربانی»، «مجید شکری» و «احسان حدادی» به برخی از موارد تخلفات قانونی و حقوقی اشاره کرده‌اند.

۴۱ نفر از حامیان «محمد علی طاهری» در قالب سه گروه ۳۲، ۵ و ۴ نفره به ترتیب در روزهای ۲۳، ۲۵ و ۲۷ آذرماه ۱۳۹۵، در قالب کمپینی تحت عنوان «کوچ به زندان اوین» و با شعارهای «یا مرگ یا آزادی» و «اگر اندیشیدن جرم است پس ما هم مجرمیم» خودشان را به زندان اوین تحویل دادند یا به تعبیر خودشان “به زندان اوین کوچ کردند”. که از این تعداد در مجموع ۳۷ نفر زندانی و به زندان‌های «قرچک ورامین» (ندامتگاه شهرری) و «فشافویه» (زندان بزرگ تهران) منتقل شدند. گفتنی است سه نفر از این زندانیان پیش از برگزاری دادگاه از زندان آزاد شده بودند.

۳۴ عضو کمپین «کوچ به زندان اوین» پس از گذشت نزدیک به سه هفته پس از بازداشت، روز سه‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۳ ژانویه ۲۰۱۷)، در حالی از زندان‌های فشافویه (ندامتگاه تهران بزرگ) و قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهر ری) آزاد شدند که یک روز پیش از آن، در دادسرای قدس تهران محاکمه شدند. آنها در نهایت به اتهام “اخلال در نظم از طریق حرکات غیرمتعارف و تجمع غیرقانونی و غیرمجاز در حمایت از متهم محمد علی طاهری” به یک سال حبس تعزیری و تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند (براساس دادنامه اجرای مجازات به مدت دو سال معلق می‌ماند).

یک نسخه از متن کامل این شکایت‌نامه در اختیار خبرگزاری عرفان (اِنا) قرار گرفته که در پی می‌خوانید.

 

با عرض سلام، ادب و احترام خدمت همهی مسوولین، همه‌ی مراجع و همه‌ی کسانی که نقش کم‌رنگ یا پررنگ در پرونده‌های استاد محمد علی طاهری داشته و دارند.

اینجانبان جمعی از شاگردان استاد محمد علی طاهری که در اعتراض به حکم ناعادلانه و غیرمنصفانه‌ای که در جریان پرونده‌ی ایشان وزنه‌ی سنگینی ایجاد می‌کرد و به هر جایی برای شکایت رفتیم درها را به روی ما بسته و پاسخ‌گوی ما نبودند، دست به هجرت زدیم و خود را به زندان اوین تسلیم نمودیم تا بلکه لحظه‌ای به فکر فرو روید اما…

روایت کوچ شاگردان استاد محمد علی طاهری به زندان روایت غریبی است که تعدادی از شاگردان استاد محمد علی طاهری، در کمال سکوت و آرامش با داشتن پلاکاردی در دست با عنوان اگر اندیشیدن جرم است ما هم مجرمیم و این که اندیشیدن جرم نیست، ما قصد قانون‌شکنی نداریم و خواهان آزادی بدون قید و شرط و وثیقه و تعهد استاد محمد علی طاهری هستیم و این در حالی بود که بدون جنجال و هیاهو، در کمال آرامش خود را به مامورین تسلیم نمودیم؛ متاسفانه در حالی که این کم‌ترین حق مدنی محسوب می‌شود براساس آنچه در پرونده‌ی شاگردان صلح‌طلب استاد محمد علی طاهری درج گردید گزارش کذب و دروغین از مراجع انتظامی بدون آن که سندی برای اثبات این جرم وجود داشته باشد، در حالی که دوربین‌های موجود در محوطه‌ی اوین خود شاهد بر گفتار ماست. آنها بعد از بازداشت، خانم‌ها را به زندان زنان قرچک ورامین و آقایان را به زندان بزرگ تهران (فشافویه) منتقل کردند و مدت بیست و دو روز در بازداشت به سر می‌بردیم بدون این که این حرکت (کوچ) موجبی برای بازداشتمان باشد که از این بابت از مسببان این امر شکایت داریم.

در رای صادره که بارها با جوهر دادگاهی که باید بی‌طرفانه قضاوت کند، حکم به بی‌عدالتی و رای صادره را براساس مواد ششصد و هجده و ششصد و بیست قانون مجازات اسلامی ارایه داده؛ در حالی که ماده ششصد و هجده قانون مجازات اسلامی مقرر داشته (هر کس با هیاهو و جنجال یا حرکات غیر متعارف یا تعرض به افراد موجب اخلال در نظم و آسایش و آرامش عمومی گردد و یا مردم را از کسب و کار باز دارد، حبس از سه ماه تا یک سال و هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم خواهد شد) این در حالی است که خود مامورین دقیقا چنین تخلفی کرده و موجب اخلال در نظم و آرامش و فحاشی و ضرب و شتم و هراس و ترس در بین ما و مردم و همچنین مختل کردن و وقفه انداختن در زندگی و مشاغلمان ایجاد نموده‌اند و بازتاب حرکاتشان را به ما نسبت داده و حکم را برای ما صادر کرده‌اند! و این موضوع مورد پذیرش همه‌ی شارحین قانون مجازات اسلامی است که جرایم موضوع این ماده بایستی عملا محقق شود.

علاوه بر آن دادگاه، مراجعه‌ی سی و پنج نفر از افرادی که در کمال آرامش و بدون شعار صورت گرفته، چگونه بر این اساس حداکثر مجازات مقرر را قایل شده است؛ در صورتی که در هیچ کدام از پرونده‌های شاگردان استاد محمد علی طاهری، اقراری وجود ندارد؟ اتهامات انتسابی مورد پذیرش نیست و براساس اصل برائت، در اصل سی و هفت قانون اساسی آمده، می‌بایست در صورت بروز هرگونه شبهه متهم از موارد انتسابی تبرئه و اصل برائت جاری شود، تمام مدارکی که از سمت مراجع انتظامی داده شده کافی برای دادگاه نیست و برخلاف آنچه عنوان شده هیچ‌گونه شواهد و قرائنی در پرونده وجود ندارد.

متاسفانه دستگاه قضایی مغرضانه عمل کرده و دادگاه بی‌طرفانه وارد گود نشده و دادستان، دادستانی نکرده …

آقای دادستان، آیا شاکی خصوصی برای این پرونده‌ها وجود دارد؟

آقای قاضی آیا شما می‌دانید استاد محمد علی طاهری درباره‌ی چه مباحثی صحبت کرده‌اند و آیا شما می‌دانید که این عالم فرهیخته، بی هیچ گناهی تنها به دلیل غرض‌ورزی‌های سودجویان و فرصت‌طلبان و مافیای قدرت در بازداشت شش ساله به سر می‌برند؟

آقایان مسوولین محترم، که سکوت کرده‌اید آیا می‌دانید ظلمی که در حق ایشان و شاگردانشان کرده‌اید در نزد خدا به عدالت اجرا می‌شود و بازخواست می‌شوید؟

آقایان مراجع که هرگز پاسخ‌گو نبوده‌اید و حکم را به دستور فتاوای شما اجرا می‌کنند، آیا هنوز هم در سکوت، سکوت کرده‌اید؟ آقایانی که با رای ما مردمان ایران بر مسند قدرت نشسته‌اید، آیا هنوز هم خود را به ندانستن می‌زنید و می‌گویید به شما ربطی ندارد که خون بی‌گناهی ریخته شود؟

آقای بازپرس آیا برای هزارمین بار سوال رنگ و رو رفته‌تان را رویتان می‌شود دوباره مطرح کنید و بگویید پرونده‌ی استاد محمد علی طاهری به شما ربطی ندارد؟ چرا شاگردانش کاسه‌ی داغ‌تر از آش شده‌اند و خانواده و وکیل ایشان سکوت کرده‌اند؟

آقای مسوول که مسوول در برابر مردم و ملتید، آیا می‌دانید استاد محمد علی طاهری یک عالم فرزانه و سرمایه‌ی ملی کشور ایرانی اسلامی‌مان محسوب می‌شود؟ آقایان عزیز لطفا از خواب بیدار شوید…

با آرزوی بیداری در عصر هوشمندی برای همه‌ی ما که مسوولیم در برابر عدل خداوند پاسخ دهیم، اگر ذره‌ای از حق به ناحق پایمال شود و بدانیم و سکوت کنیم و یا ندانیم و نخواهیم هم بدانیم که دانستن مسوولیت می‌آورد و در پیشگاه خداوند شرمنده این عالم بزرگوار نباشیم…

آقایان رسانه‌های وابسته که خودتان می‌برید و خودتان هم می‌دوزید و خودتان هم برنامه می‌سازید و به خودتان مدال افتخار می‌دهید که های، که هوی، چه نشسته‌اید که ما چنین می‌کنیم، ما چنان می‌کنیم؛ می‌دانید اگر ما نیز رسانه‌ای در اختیار داشتیم تا حرف‌هایمان را اثبات کنیم، هرگز مردم به ما لقب شیطان‌پرست و جن‌گیر و… نمی‌دادند و بسیاری از آسیب‌های اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و… که معضلات روز شده و ایران را در میدان رزم بر زمین زده و اختلاس‌کنندگان، رشوه‌خواران، مافیای قدرت، مافیای مخدر و مافیای دارو دستشان از اموال ایران کوتاه می‌شد و همه‌ی ما ایرانی آباد داشتیم؟ آیا می‌دانید که شیپور رسوایی خودتان را در رسانه دمیده‌اید؟ آیا می‌دانید که این کار یعنی یک‌طرفه قضاوت کردن و حکم دادن کار اخلاقی نیست و رسانه را زیر سوال می‌برید و آیا می‌دانید ما نیز رسانه‌‌مان دوربین خداوند است؟

ما شاگردان استاد محمد علی طاهری از ایشان آموختیم که خداوند فقط امروز را فرصت داده تا جبران کنیم، فردا دیر است. برایتان آرزوی بیداری در ظهر ظهور را داریم .

 

جمعی از شاگردان استاد محمد علی طاهری

یکشنبه یکم اسفند ۱۳۹۵ (۱۹ فوریه ۲۰۱۷)

زهرا شفیعی، مینا امیر معزی، مهزاد خسروانی وفا، رویا ارباب، سارا کاوندی، بهارک آذرنیا، ابراهیم سلامت، زهرا سادات ابراهیمی، اکرم درویشی (دلارام)، فاطمه حسینی علی آباد (دلارام)، محسن باقری، آمنه حکمت مرام، ملیکا کاوندی، فرناز علیزاده، علی گروسی، بهنام منصوریار (رامین)، ناهید ربانی، مجید شکری و احسان حدادی

احضار تلفنی و بازداشت بهروز نجاتیان از اعضای عرفان حلقه در اصفهان

پس از احضار تلفنی «بهروز نجاتیان» از اعضای عرفان حلقه و از شاگردان «محد علی طاهری» در اصفهان، و در پی حضور وی در دادسرا در صبح روز شنبه ۳۰ بهمن‌ماه، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد. گفته شده او در اعتصاب غذای اعتراضی است.

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، «بهروز نجاتیان» در شامگاه ۲۹ بهمن‌ماه ۱۳۹۵، به صورت تلفنی از سوی نیروهای امنیتی مورد پرس‌وجو قرار می‌گیرد و در نهایت به دادسرایی در خیابان رودکی اصفهان احضار می‌شود. فردای آن در شنبه ۳۰ بهمن‌ماه، به آدرس مورد اشاره مراجعه کرده و در آنجا بازداشت شده است.

گفته شده “او پیش از مراجعه در گفتگو با نزدیکانش اعلام کرده در صورت بازداشت دست به اعتصاب غذای اعتراضی خواهد زد.”

یک منبع نزدیک به خانواده «بهروز نجاتیان» ضمن تایید این خبر به خبرنگار عرفان حلقه گفته: «ماموران شب جمعه با بهروز تماس گرفته و گفتگوی تلفنی مفصلی داشتند. سپس از او خواستند تا صبح شنبه با مراجعه به آدرسی در خیابان رودکی که حدس می‌زنیم دادسرا باشد، اظهارات شفاهی خود را به صورت کتبی هم بنویسد و امضا کند. بهروز می‌توانست نرود چون احضاریه باید کتبی باشد، اما ماموران پشت تلفن قول دادند که او بلافاصله پس از امضای اظهارات خود آزاد خواهد شد. بهروز صبح شنبه پیش از رفتن به خانواده‌اش گفته در صورتی که علی‌رغم قولی که دادند وی را بازداشت کنند، دست به اعتصاب غذا خواهد زد.»

«بهروز نجاتیان» پیش‌تر در جریان تجمع‌های اعتراضی روزهای دوم و سوم آبان‌ماه ۱۳۹۵، در حمایت از «محمد علی طاهری» در مقابل بیمارستان بقیه‌الله تهران، بازداشت شده بود.

این شاگرد «محمد علی طاهری» با وجود صدور قرار کفالت، یک هفته به صورت “تنبیهی” به زندان تهران بزرگ (فشافویه) منتقل شده و در نهایت در ۱۰ آبان‌ماه سال جاری آزاد شده بود.

همچنین گزارش شده این عضو عرفان حلقه، به دنبال بازداشت قبلی تاکنون، بارها از سوی ماموران امنیتی به صورت تلفنی، “به شیوه‌ای غیر رسمی تحت بازجویی قرار گرفته است.”

تا زمان انتشار این خبر از وضعیت قطعی، سرنوشت احتمالی، اتهام‌های انتسابی و مکان نگهداری «بهروز نجاتیان» خبری در دست نیست.

ممانعت از ملاقات پگاه ضیاء با خانواده‌اش در زندان اوین

پس از گذشت یک ماه و نیم از بازداشت «پگاه (معصومه) ضیاء» از شاگردان «محمد علی طاهری» در فرودگاه امام، وی کماکان در حبس انفرادی در بند ۲۰۹ بازداشتگاه سپاه پاسداران در زندان اوین  به سر می‌برد و ممنوع‌الملاقات است.

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، «عارفه نوری» مادر «پگاه (معصومه) ضیاء» به همراه فرزند دختر این زندانی عقیدتی، روز پنج‌شنبه ۲۸ بهمن‌ماه ۱۳۹۵، با در دست داشتن نامه ملاقات حضوری که از سوی «قاسم زاده» بازپرس پرونده صادر شده بود، به زندان اوین مراجعه کردند، اما مسوولان این زندان از ملاقات این خانواده با عضو زندانی‌شان ممانعت به عمل آورده‌اند.

گفته شده “قرار بازداشت پگاه ضیاء به تازگی در ۱۷ بهمن‌ماه، برای یک ماه دیگر تمدید شده است.”

در پی مراجعه «عارفه نوری» مادر «پگاه (معصومه) ضیاء» به دادسرای فرهنگ و رسانه، در روز شنبه ۱۶ بهمن‌ماه ۱۳۹۵ (۴ فوریه ۲۰۱۷)، «قاسم زاده» بازپرس پرونده ضمن مخالفت با آزادی پس از پایان قرار بازداشت یک ماهه، به مادر این شاگرد «محمد علی طاهری» گفته: «هنوز تحقیقات ما تمام نشده است. باید مدارک لازم را از اطلاعات سپاه و جاهای دیگر جمع‌آوری کنیم.»

جلسه دادگاه مربوط به «پگاه (معصومه) ضیاء» شنبه ۹ بهمن‌ماه ۱۳۹۵ (۲۸ ژانویه ۲۰۱۷)، در حالی برگزار نشده که مسوولان این زندانی را از زندان اوین به دادسرای فرهنگ و رسانه انتقال نداده‌اند. قرار بوده “روز شنبه وکیل مدافع پگاه ضیاء، پرونده قضائی وی را مطالعه کند و در جریان اتهام‌های انتسابی و جزئیات پرونده قرار بگیرد اما مقامات قضائی این اجازه را به وکیل مدافع نداده‌اند.”

«پگاه (معصومه) ضیاء» در هنگام بازگشت از سفر ترکیه به ایران، در روز جمعه ۱۷ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۶ ژانویه ۲۰۱۷)، از سوی نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در فرودگاه بین‌المللی امام بازداشت شد.

«پگاه (معصومه) ضیاء» پیش‌تر در جریان تجمع شاگردان و هوادارن «عرفان حلقه» در مقابل دادگاه انقلاب بازداشت شده بود، در دادگاه انقلاب تهران در ۱۸ بهمن‌ماه ۱۳۹۳، به اتهام “اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی” به تحمل “یک سال حبس تعزیری” و “۷۴ ضربه شلاق” محکوم شد.

این عضو عرفان حلقه و از شاگردان «محمد علی طاهری»، پیش از این نیز در ارتباط با بازداشت قبلی خود در سال ۱۳۸۵ به تحمل یک سال زندان تعلیقی محکوم شده بود. اتهام او “شرکت در گردهمایی مسالمت‌آمیز ۲۲ خردادماه ۱۳۸۵” بوده که “به هدف تغییر در قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان” برگزار شده بود.

گفته شده خانواده «پگاه ضیاء» در روز چهارشنبه ۶ بهمن ماه ۱۳۹۵، در زندان اوین با وی ملاقات داشته‌اند.

بازداشت «پگاه (معصومه) ضیاء» در حبس انفرادی در بند ۲۰۹ بازداشتگاه سپاه پاسداران در زندان اوین در شرایطی ادامه دارد که پس از یک ماه همچنان بازجویی از او ادامه داشته و کماکان از آزادی و ملاقات با خانواده‌اش ممانعت می‌شود.

بازداشت نورا نجفی یکی از شاگردان محمد علی طاهری در تهران

به دنبال بازداشت خودسرانه برخی از اعضای عرفان حلقه از سوی دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی، «نورا نجفی» از شاگردان «محمد علی طاهری» در تهران بازداشت شد.

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، «نورا نجفی» از شاگردان «محمد علی طاهری» ظهر سه‌شنبه ۲۶ بهمن‌ماه ۱۳۹۵، در منزل مسکونی خود در تهران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

شاهدان عینی گفته‌اند “ماموران لباس شخصی قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، دست‌ها و چشم‌های احسان لطیفی همسر نورا نجفی را بستند و سپس اقدام به بازرسی منزل آنها کردند.”

گفته شده “ماموران لباس شخصی با در دست داشتن حکم ورود به منزل، پس از تفتیش و بازرسی کامل منزل نورا نجفی و ضبط وسایل شخصی وی از جمله موبایل، این شاگرد محمد علی طاهری را با خود برده‌اند.”

گزارش شده “ماموران به خانواده نورا گفته بودند در صورتی که اطلاع‌رسانی نکنید حداکثر تا چهارشنبه بعدازظهر آزادش می‌کنیم، اما نه تنها این اتفاق نیافتاده؛ بلکه نورا هیچ تماسی هم نگرفته و خانواده‌اش نمی‌دانند کجا نگهداری می‌شود. هیچ کسی هم پاسخ‌گو نیست.»

یک شاهد عینی که نخواست نامش فاش شود درباره بازداشت این مربی عرفان حلقه گفته: «ماموران ابتدا با عبور از دروازه به پشت درب واحد مسکونی نورا نجفی رفتند، اما او و همسرش که در منزل خواب بودند در را باز نکردند. سپس ماموران به پشت دروازه برگشته و زنگ آیفون را زدند. همسر نورا آیفون را جواب داد و ماموران دوباره به پشت درب واحد آمدند اما نورا و همسرش چون تا آن لحظه حکم ورود را ندیده بودند، در را به روی ماموران باز نکردند. سرانجام با اقدام ماموران به شکستن درب واحد و ایجاد خسارت، مجبور شدند در را باز کنند.»

گفتنی است “احسان لطیفی با وجود آن که در تجمع اعتراضی روز یکم آذرماه ۱۳۹۵، در مقابل مجلس ایران شرکت نکرده بود، در همان زمان به مدت یک هفته در خانه‌های امن سپاه تحت بازجویی نیروهای امنیتی قرار گرفته بود.”

کماکان از دلایل بازداشت، اتهام‌های انتسابی، وضعیت قطعی و سرنوشت احتمالی و همچنین مکان نگهداری «نورا نجفی» اطلاعی در دست نیست.

ممانعت از برگزاری مراسم یادبود مادر محمدعلی طاهری در تهران

از برگزاری مراسم یادبود مادر تازه درگذشته محمد علی طاهری در «مسجد الغدیر» و پس از آن در «مسجد نظام مافی» در تهران ممانعت شد.

روز پنج‌شنبه ۲۸ بهمن ۹۵، عده‌ای از نزدیکان محمدعلی طاهری قصد برگزاری مراسم یادبودی برای عزت‌الملوک طاهری، مادر تازه درگذشته بنیانگذار عرفان حلقه را داشتند، اما این اقدام آنها با ممانعت ماموران امنیتی مواجه شد.

به گفته یک منبع آگاه، این مراسم ابتدا قرار بود ساعت ۱۵:۱۵ عصر در مسجد الغدیر واقع در خیابان میرداماد برگزار شود اما دقایقی پیش از برگزاری، از سوی متولی مسجد لغو شد. علت این اقدام «تماس پلیس امنیت تهران با مسوولان این مسجد و تهدید آنها به برخورد امنیتی در صورت برگزاری مراسم» اعلام شده است.

این منبع مطلع که خواست نامش فاش نشود در گفتگو با خبرنگار عرفان حلقه افزود: «بلافاصله بعد از این جریان با مسجد نظام مافی در خیابان آیت‌الله کاشانی برای ساعت ۱۶ عصر هماهنگی انجام گرفت اما دقایقی پیش از این ساعت، متولی این مسجد نیز تماس گرفت و مراسم را لغو کرد. به گفته او، شخصی که خود را پلیس امنیت معرفی کرده در تماسی تلفنی، گفته بود اگر مراسم مادر طاهری آنجا برگزار شود برایش بد می‌شود.»

گفتنی است، در هفته‌های اخیر با نزدیک شدن به تاریخ برگزاری دادگاهی مجدد برای محمدعلی طاهری، فشارهای امنیتی بر شاگردان و نزدیکان این زندانی عقیدتی افزایش یافته است.

محمود علیزاده طباطبایی روز سه‌شنبه در گفت‌وگو با ایلنا درباره آخرین وضعیت پرونده محمدعلی طاهری گفت: «در حال حاضر دیوان کشور به علت نقص تحقیقات حکم را نقض و پرونده را برای تحقیقات به دادگاه ارجاع داده بود که بعد از تحقیقات در مورد ارتباط با اجتماع و تبانی با چریک‌های فدایی خلق و سب‌النبی و ارتداد در دادسرا قرار منع تعقیب صادرشده است و قطعی شده است.»

وکیل محمدعلی طاهری در این گفتگو خاطرنشان کرد: «اکنون تحقیقات در مورد اتهام دخالت‌ در امور پزشکی نیز کامل شده است و به ما قول داده‌اند که در هفته دوم اسفند در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برای رسیدگی وقت تعیین شود. تنها موردی که باید دادگاه بررسی کند همین موضوع است که شاکی خصوصی در این مورد وجود ندارد و اگر در این مورد هم تبرئه شود، آزاد می‌شود.»

منبع: خبرنگار عرفان حلقه

تعیین زمان برگزاری دادگاه برای رسیدگی مجدد به پرونده محمد علی طاهری

رسانه‌های داخلی ایران امروز سه‌شنبه ۲۶ بهمن‌ماه، به نقل از «محمود علیزاده طباطبایی» وکیل مدافع «محمد علی طاهری» از تعیین تاریخ رسیدگی مجدد به پرونده این زندانی عقیدتی در هفته دوم اسفندماه سال جاری خبر دادند.

به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، وکیل مدافع «محمد علی طاهری» امروز سه‌شنبه ۲۶ بهمن‌ماه ۱۳۹۵، در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اظهار داشته: «حکم اعدام موکلم از سوی دیوان عالی کشور نقض شده بود و اکنون پرونده به دادگاه انقلاب برگردانده شده و قرار است در هفته دوم اسفند ماه، دادگاه وی برگزار شود.»

این خبرگزاری به نقل از «محمود علیزاده طباطبایی» نوشته: «موکلم در خصوص یکی از اتهامات مطروحه در پرونده، به ۵ سال حبس محکوم شده بود. برای موکلم در رابطه با اتهام افساد فی‌الارض حکم اعدام صادر شده بود که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد و در نهایت دیوان عالی این حکم را نقض کرد. تقاضای تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه را داشتیم که با این درخواست موافقت نشد و مجددا قرار بازداشت برای موکلم تمدید شد.»

همزمان و در همین رابطه خبرگزاری کار ایران (ایلنا) به نقل از وکیل مدافع «محمد علی طاهری» نوشته: «در حال حاضر دیوان کشور به علت نقص تحقیقات حکم را نقض و پرونده را برای تحقیقات به دادگاه ارجاع داده بود که بعد از تحقیقات در مورد ارتباط با اجتماع و تبانی با چریک‌های فدایی خلق و سب‌النبی و ارتداد در دادسرا قرار منع تعقیب صادرشده است و قطعی شده است. اکنون تحقیقات در مورد اتهام دخالت‌ در امور پزشکی نیز کامل شده است و به ما قول داده‌اند که در هفته دوم اسفند در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برای رسیدگی وقت تعیین شود. تنها موردی که باید دادگاه بررسی کند همین موضوع است که شاکی خصوصی در این مورد وجود ندارد و اگر در این مورد هم تبرئه شود آزاد می‌شود.»

این در حالی است که «محمود علیزاده طباطبایی» پیش‌تر در آخرین گفتگویش با خبرگزاری عرفان (اِنا)، از قول مساعد قاضی «ماشاءالله احمدزاده» ریاست شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، جهت تشکیل قریب‌الوقوع جلسه دادگاه برای موکلش و همچنین توافق برای صرف‌نظر وکلا از طرح شکایت از قاضی پرونده این زندانی عقیدتی خبر داده و گفته بود: «ما مصمم بودیم که شکایت کنیم که این قضیه مورد رسیدگی قرار بگیرد. ولی وقتی که با رییس دادگاه صحبت کردیم به توافق رسیدیم که جلسه دادگاه حداکثر تا اواسط اسفند تشکیل بشود، از طرح شکایت خودداری کردیم.»

براساس قرار منع تعقیب «محمد علی طاهری» که در ۱۳ تیرماه ۱۳۹۵ تنظیم و صادر شده، این زندانی عقیدتی از اتهام‌های انتسابی “اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور از طریق عضویت در گروه چریک‌های فدایی خلق و ترور افراد و تهدید آنها” و اتهام “ارتداد” و “سب النبی” منع تعقیب خورده است.

یک منبع آگاه در این خصوص به خبرگزاری عرفان گفته: «در ماده ۲۷۸ آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۴ آمده؛ هرگاه به علت جرم نبودن عمل ارتکابی، قرار منع تعقیب صادر و به هر دلیل قطعی شود، نمی‌توان بار دیگر متهم را به همان اتهام تعقیب کرد. هرگاه به علت فقدان یا عدم کفایت دلیل، قرار منع تعقیب صادر و در دادسرا قطعی شود، نمی‌توان بار دیگر متهم را به همان اتهام تعقیب کرد، مگر پس از کشف دلیل جدید که در این صورت، با نظر دادستان برای یک‌بار قابل تعقیب است و اگر این قرار در دادگاه قطعی شود، پس از کشف دلیل جدید به درخواست دادستان می‏توان او را برای یک‌بار با اجازه دادگاه صالح برای رسیدگی به اتهام، تعقیب کرد. در صورتی که دادگاه، تعقیب مجدد را تجویز کند، بازپرس مطابق مقررات رسیدگی می‌کند.»

«محمد علی طاهری» در حالی کماکان در زندان اوین نگهداری می‌شود که سرنوشت او “با نفوذ ضابطین قضایی و پنها‌ن‌کاری دستگاه‌های امنیتی” در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است.

روایت معتبر ۵: روایت ملیکا کاوندی از شاگردان محمد علی طاهری درباره دوران زندان

پرونده روایت معتبر، نگاهی گزارش‌گونه به رویدادهای دوران زندان اعضای عرفان حلقه است.

خبرگزاری عرفان (اِنا)، می‌کوشد در راستای مستندسازی رویدادها و واقعیت‌ها از بازداشت اعضای عرفان حلقه، اتهام‌ها و دلایل بازداشت، محاکمه، دفاعیات و تصویر واقعی از زندان و زندانبانان به شکل پرونده‌ای ویژه تحت عنوان «روایت معتبر» بپردازد.

«روایت معتبر» سلسله یادداشت‌ها و گزارش‌ها و روایت‌های گزارشی را شامل می‌شود که روایتی معتبر و مستند از سرنوشت اعضای عرفان حلقه در زمان بازداشت و محاکمه و زندان را به مخاطبان، فعالان حقوق بشر و همچنین سازمان‌ها و نهادهای دیدبان و گزارشگر حقوق بشری نشان دهد.

«ملیکا کاوندی» از اعضای «کمپین کوچ به زندان اوین» که سه‌شنبه ۲۳ آذرماه ۱۳۹۵ (۱۳ دسامبر ۲۰۱۶)، در اقدامی اعتراضی به همراه ۳۳ نفر دیگر، خود را به زندان اوین تحویل داده بود، در دادسرای قدس تهران محاکمه شده و به اتهام “اخلال در نظم از طریق حرکات غیرمتعارف و تجمع غیرقانونی و غیرمجاز در حمایت از متهم محمد علی طاهری” به یک سال حبس تعزیری و تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند (براساس دادنامه اجرای مجازات به مدت دو سال معلق می‌ماند).

در نهایت این عضو عرفان حلقه در روز سه‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۳ ژانویه ۲۰۱۷)، به همراه سایر اعضای این کمپین از زندان قرچک ورامین (ندامتگاه زنان شهرری) آزاد شد.

روایت «ملیکا کاوندی» از شاگردان «محمد علی طاهری» و یکی از اعضای «عرفان حلقه» که در جریان کمپین «کوچ به زندان اوین» بازداشت شد، با لحنی طنزآمیز نوشته شده است که در ادامه می‌خوانید.

 

با سلام. منم ملیکا، همان ملیکا کاوندی صاحب کاریکاتور کذایی… می‌خواهم از تمامیِ مشاهداتم در تاریخ ۲۳ آذرماه سال ۱۳۹۵، که به دلیل اندیشیدن و حمایت از ظلم‌ستیزی و قانونی رفتار نکردن دستگاه‌های قضایی، اجرایی و نظامی روی داد را بگویم.

هریک از ما به همراه یک ساک از وسایل شخصیمان آرام و بی‌صدا رفتیم جلوی درب زندان اوین. در ابتدا کاری نداشتند و سعی داشتند به آرامی با زبان چرب و نرم ما را متفرق کنند؛ اما وقتی عزم راسخ ما را برای کوچِ به زندان دیدند، نیروی انتظامی را خبر کردند. ماموری عصبانی به سمت دوستانم آمد و او را تهدید به شکستن عینکش روی صورتش می‌کرد، و مدام با بیسیم‌اش به پشت آنها می‌زد (فکر کنم شب قبلش با خانواده دعوای حسابی داشته، و ناراحتی‌اش را بر سر سی‌وپنج نفر انسان ساکت و در اوج صلح در‌می‌آورد.)

بالاخره پس از حدود یک ساعت ما را تحویل گرفته و به داخل حیاط اوین بردند، ساعت از صبح به ظهر و از ظهر به غروب کشید. ما ایستاده، منتظر و گرسنه بودیم. انتظار ناهار نداشتیم، علی‌الخصوص وقتی من دیدم برای مامورین خودشان نیز نهار نه به تعداد کافی بود و نه گرم! با همه‌ی این که آنها جزو کادر خودشان بودند، اما زیر یوغ زورگویی‌شان بودند؛ گویا طوقی بر گردن داشتند… بگذریم… همچنان منتظر برای بردن به داخل اوین ایستاده بودیم.

پس از دیدن بازپرس پرونده و تفهیم اتهام مبنی بر اخلال در نظم عمومی، حرکات غیرمتعارف، شعار و… (که نمی‌دانم جنسِ مواد مصرفی‌شان چیست که اینقدر ظریف توهم می‌زنند) ون‌ها را آوردند تا ما را طبق تعریف اتهام براساس جرایم اجتماعی ما را به زندان جرایم ببرند. تعداد ون‌ها به نسبت جمعیت ما کم‌تر بود، به علاوه جمعیت خودشان که کم‌تر از ما هم نبودند. وارد ون شدیم. جا کم بود و جیک‌توجیک هم نشستیم، دوستان هم تعدادی بر کف ون نشستند. کف ون که می‌گویم یعنی یک فضای باریک و کوچک.

بدو ورود زندان یک حرکت ناموسی در راه پیش می‌آید که وای بر وقتی که عادت ماهانه هم باشید. خانم جوان و خوشگلی نقش دستگاه ایکس ری را اجرا می‌کند، از تو می‌خواهد وارد اتاقش بشوی، لختِ لختِ مادرزاد بشوی و سه چهار بار بشین پاشو بروی. خب آخر راست می‌گویند جهان سومی هستیم دیگر. بعد که وارد سالن می‌شوی به هر زندانی یک پک از وسایل اولیه می‌دهند که خدا را شکر پک اینجانب نه شورتی داشت، نه تی‌شرتی، نه دمپایی، نه لیوان و قاشق یک بار مصرف. به هر ترتیب وارد قرنطینه و اتاق شماره سه شدیم.

رو بالشی‌ها و ملحفه‌ها طبق معمول همیشه کهنه، چرک یا خونی بود. پتوها هم که باز طبق همیشه بوگندو بود. تخت‌های سه طبقه که سه تای آن پله نداشت برای بالا رفتن و احتمالا باید کاراته‌باز خوبی می‌بودیم تا با له نکردن فرد خوابیده روی تخت، بتوانیم پاها را لااقل نود درجه باز می‌کرده و بالا می‌آوردیم. که البته دوستم یک بار به دلیل چاقی و خوب باز نکردن پایش حینِ بالا رفتن، تالاپی افتاد زمین روی پهلوی دوستِ روی زمین نشسته‌مان. در هر صورت این هم از تخت‌هایی که به دلیل نداشتن امنیت به ناچار کف زمین می‌خوابیدیم.

در اتاق ما بالای چهارچوبِ دربِ نداشته یک دستگاه تهویه بود که نقش دکورِ اتاق را بازی می‌کرد. قشنگ بود. شاید به جد بگویم فقط آن بود که سلفون کشیده شده و بهداشتی بود. یک راهرویی بود که یک تلویزیون بالا زده بودند که خدا خیرشان بدهد هدیه‌ی خیرین بوده است. این خیرین اگر نبودند ما کارت تلفن، بعضا سیگار سهمیه و حتی برنج هم نداشتیم. یک سرویس بهداشتی دارد این زندان که من می‌خواهم اسمش را بگذارم دهن سرویس‌کننده! آخر اگر دهانت سرویس نمی‌شد به این نتیجه می‌رسیم که یا دهانی نداری یا زیادی سرویس شده. سه تا توالت بدونِ آب گرم با شلنگ‌های چرک و کثیف. این آب اینقدر سرد است که یک وقتایی از تمیز شستن خودت بی‌خیال می‌شوی که نَچّایی، که اگه بِچّایی، دیگر چاییدی و باید بروی التماس {رای کار>وکیل بند>افسر نگهبان} کنید تا دقایقی آن بخاری کذایی را برایت روشن کنند. در آن دستشویی دو تا حمام بود، که به دلیل درب کوتاه، پنجره‌های بازِ حمام به سمت حیاط (مخصوصا که آنجا بیابان است و بادِ بسیار خشک و سردی دارد)، یا عدم آب گرم (به دلیل چند بند و یک مخزن گرم‌کننده برای بالای هزار نفر زندانی) بعد از حمام تقریبا حالت بدی می‌شدی.

درب‌های توالت‌ها و حمام کلا طولش شصت سانت هم نمی‌شد، کوتاه، با فاصله‌ی سی چهل سانت از زمین فاصله‌ دار، زنگ زده، کنده شده به واسطه‌ی زنگ‌زدگی زیاد. که چون زندان است و مسایل خودش را دارد باید از خودت خوب مراقبت کنی از بالای در و پایین آن دیدت نزنند.

دو تا روشویی داشت فلزی، زنگ زده، کنده شده، با شیر آب سرد. آهان صابون مایع هم داشت که باید قسمش می‌دادی یک چیکه روی دست‌های مبارکت بریزد. البته من چون قبلا این مساله را دیده بودم همان شب اول رفتم بالا و قفل تقسیم صابون به لوله‌ها را بازتر کردم.

حالا بگویم که اگر بعد از حمام مریض می‌شدی یا اصلا قند و فشارت به هر دلیل پایین و بالا می‌شد، کارت به بهداری می‌کشید وامصیبتا در هفته یک روز دکتر ندارند دو روز پرستار! دستگاه فشارسنج دو تا دارند اما به این صورت که یکیش شلنگ دارد، آن توپی را ندارد، آن یکی شلنگ و توپی دارد عقربه ندارد. دستگاه قند هم که از اول تا آخر سوزن و صفحه نداشت. دو تا ولیچر بود که یکیش چرخ نداشت، آن یکی که چرخ داشت دسته نداشت (البته که خودِ این دسته در زندان زنانی که بسیاری به دلیل نداشتن وثیقه، یا شخصی که کارهایش را برای مرخصی پیگیری کند، یا قضاتی که مانع مرخصی می‌شدند،… زنان را مرد ندیده و هم‌جنس‌گرا یا خودارضایی با ابزار (که شاید همین دسته هم نقشِ خوبی برای ابزار بوده) سوق می‌داد.

در بهداری یک کاغذ روی دیوار نوشته بودند که بنده شرحش را به خود شما موکول می‌کنم. بدون شرح=>: همکار محترم لطفا در تنظیم رول کاغذ در دستگاه نوار قلب  دقت کنید. دیوانه‌ام کردید!

بماند که دارو نبود، انژوکت برای وصل سرم نبود. بماند که خود پزشکی که در آنجا کار می‌کرد حاذق نبود! از همه مهم‌تر در بهداری، بدداری می‌کردند.

از غذاهایش می‌گویم شاید دلتان خواست و شما هم تلفن را بردارید سفارش غذاهایتان را به آنجا بدهید. یک وعده بود به نام لوبیاپلو، که به قولِ دوستمان برنج با ردپایی از لوبیا بود. به این صورت که برنج تایلندی بود، چهار تا یا نهایت پنج تا لوبیا با کمی سویا و رب آن گوشه یک ظرف بود! یک وعده بود سیب‌زمینی تخم‌مرغ. این وعده‌ی خوبی بود. لااقل سالم بود. آخر وعده‌های بعد برنج تایلندی با سیب‌زمینی رب‌ زده شده بود، یا ماکارونی سویایی که همان را شب در آن آب می‌گرفتند می‌شد سوپ. یا خوراک لوبیا که بدترین شب‌های ما آن وعده بود، مخصوصا که نه در و پنجره‌ای بود نه تهویه، در عوض همه‌ی این غذاها به ما حلواشکری می‌دادند خوشمزه، که معمولا ما ذخیره می‌کردیم گرسنه‌مان شد بخوریمش. آب نمی‌دادند، آخر آب آنجا شور بود. هرکس باید آب می‌خرید. اگر پول نداشت باید از آبِ دستگاه آبخوری که در توالت گذاشته بودند و هر کسی لب و دهانش را می‌کرد توی شیرش بخورد.

آب آنجا اینقدر شور بود که بعد از حمام تمام سرت نمک بود، صابونت هم کف نمی‌کرد، پوستت هم خشکِ خشک می‌شد، وقتی هم قاشق یک بار مصرف بیشتر ندهند تو مجبوری قاشق یک بار مصرفت را در توالت بشوری و چند بار مصرفش کنی. از ما انتظار می‌رفت ساعت ده که مثلا ساعت خاموشی بود، البته که خاموش روشن شدنش هیچ فرقی نداشت، ما چشمانمان را روی هم بگذاریم و بخوابیم. این در صورتی بود که صدای درد و ناله‌ی معتادی که به جای کمپ می‌آوردندش اتاق بغلی، تمام قرنطینه را پر می‌کرد.

یک چیزی که در زندان زنان ورامین می‌تواند خوب مشغولت کند، کاغذ بازی است. آخر مراتب خودش را دارد که هر کدامشان وقت خودش را می‌برد. مثلا برای درخواست یک لباس گرم که خانواده‌ات برایت بیاورند (چون آنجا که نمی‌دهند، همان تی شیرت بدو ورود است، که اگر مثل من آن را هم بهت ندهند بعد از شست‌وشوی لباست، لختی… تازه اَنگ همجنس‌گرایی هم بهت می‌زنند) یا درخواست اضافه کردن یک شماره به کارت تلفنت (هر زندانی اجازه دارد در بدو ورود، تاکید می‌کنم، بدو ورود! فقط پنج شماره تماس بدهد، تا به او یک کارت بدهند، پنج شماره را بزنند داخل آن، حالا اگر زندانی بیچاره در بدو ورود با دیدن یک سری صحنه‌ها شوکه بشود و شماره‌ای یادش نیاید،یا خدااایی ناکرده اشتباه بدهد) یا اگر احیانا به هر دلیلی مدیری، را خواستی ملاقات بفرمایی یا… اینقدر باید کاغذبازی می‌کردی که کلی از وقتت را می‌گرفت، باید یک عالمه بروی التماس کنی تا یک کاغذ بدهند، بعد که دادند و نوشتی و دادی، یک عالمه‌تر باید برای پیگیری بروی که نهایتش می‌گویند: ما وظیفه‌مان را انجام دادیم، بالایی‌ها موافقت نکردند. (لطفا این جمله قبلی را با صدایی نازک و جدی بخوانید.)

دیگر این که اگر دعوایی می‌شد آن داخل و مثل دو تا زندانی فاطمه و یکی دیگر کشته نمی‌شدید کلاهت را باید بندازی بالا. یک بنده خدایی را با دسته جارویی که ماتحتش فرو کرده بودند، به علت پارگی داخلی، خونریزی و عفونت فوت کرد. و این در سیستم قضایی، اجرایی رخ داده است.

یادم است یک روز ما را قرار بود ببرند دادگاه، نفری یک چادر رنگی دادند و جداگانه دست‌بند زدند. دیگر بماند چه مضحک و عذاب‌آور بود حجاب گرفتن با دست‌بند، می‌خواستی دستت را بیاوری بالا روسری چادر را درست کنی، زنجیر در مچ دستت سفت‌تر می‌شد، می‌خواستی به مچ و گوشت دستت رحم کنی، اسلام زیر سوال می‌رفت.

آخ آخ، به نظرم می‌آمد بوفه زدن در زندان چه سودی دارد و می‌تواند به روند رشد مالی‌ات چقدر کمک کند! همه‌ی اجناس شرکتی مثل آب معدنی، پفک، چیپس، و… که قیمت‌ها روی آن است، آنجا می‌توانی با دو برابر قیمت فروش، بفروشی. چشمشان کور می‌خواستند نیایند زندان. حالا که آمدند نیایند بوفه خب. سیستم حمایت دولت به این شکل است که اگر زندانی بدو ورود پول نداشته باشد که تحویل بدهد به جایش کارت ثمین بگیرد و از کارتش، بتواند هم کارت تلفن بگیرد و هم از بوفه خرید کند، فاتحه‌اش خوانده است. جای شما خالی، یک کتری بزرگ بود، دیدنش همه‌ی ما را خوشحال می‌کرد، مخصوصا آنها که عشق چایی هستند. چای شور در شرایط آنجا حکم دمپایی وسط بیابان است. و سیستم زندان زنان ورامین به این شکل است که اگر به خاطر برنج نامرغوب، نبود میوه، نداشتن فضا و امکانات مناسب برای ورزش به بیماری یبوست دچار شدی، بعد از کلی خواهش و نامه‌بازی به همین راحتی‌ها داروی مسهل نمی‌دهند.یا اگر بدهند به همین راحتی‌ها دستت نمی‌رسد. به ناچار باید صبر کنی وعده کره‌خوری صبحانه فرارسد، کره‌ی سهم خودت را برداری چند تایی هم کش بروی، که بتوانی هم بخوری و بمالی؛ بلکه شفای الهی شامل حالت شد. حالا خدا را شکر یک رییس زندان دارد که سیستم زندان را کلی تغییر داده و باعث رشدش شده است. سال‌ها پیش که اصلا یک وضعی بود.

در زندان زنان حق گریه کردن داری اما اگر برقصی حتما یک خانم محجبه از آن سوی میله‌ها می‌آید داخل و به شما می‌گوید (با صدای نازک بخونین لطفا): خانم‌ها این چه وضعش است، زندانه ها… انگار ماها مثلا فکر می‌کردیم عروسی عمه‌مان است، فقط لباس راحتی تنمان است. یا این که دوربین‌ها نصف بیشتر خراب است، به این رای کارای بیچاره شغل جدید یاد می‌دهند، که اگر چشم‌هایتان دوربینِ شکاری خوبی باشد، بیشتر می‌توانیم به شما تبعیض قائل شویم (تایم تلفن زیاد، مرخصی، غذای گرم، میوه، امکان استفاده از وسایل انبار و…) آن وقت است که راست بروی چپ بروی دوربین‌ها فیلم و عکست را گرفته‌اند. در آخر هم اضافه کنم بچه‌ها شب به شب دلنوشته‌ای، الهامی، شعری، قصه‌ای چیزی می‌نوشتند، روزی که حکم (آزادی بالاجبار) آمد، موقع خروج تمام اوراق و دفترهایمان را گرفتند، فکر کنم در آنها طرز تهیه ساخت اتمی، کشف راه‌های فراری، یا شاید تنظیم شکایت از مسئولینی چیزی در آن نوشته بودیم.

 

ملیکا کاوندی

 

 

اشاره: مسوولیت محتوای نوشته‌ها و یادداشت‌های ارسالی، بر عهده نویسندگان است و خبرگزاری عرفان (اِنا)، دیدگاه‌ها و آرای مطرح شده در محتوای مطالب را ارزش‌گذاری نمی‌کند.